bamdad24 | وب سایت بامداد24

کد خبر: ۱۱۳۲۹
تاریخ انتشار: ۳۸ : ۱۸ - ۲۰ فروردين ۱۳۹۷
شیما باباپور در گفت‌وگو با بامداد جنوب:
شیما باباپور، شاعر و مترجم ادبی متولد ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۳ است. کتاب اول وی مجموعه شعر «یک آسمان فانوس» (انتشارات دانشگاه آزاد) و دومین اثرش مجموعه شعر «ستاره دنباله‌دار» (انتشارات فرادید) است.
بامداد جنوب- وندیداد امین:
«برآمد سیه‌چشم گل‌رخ به بام/ چو سرو سهی بر سرش ماه تام: 
Black-eyed Rudabeh went to the castle's roof
Zal saw that moon-faced cypress standing aloof 
کمندی گشاد او ز گیسو بلند/ که از مشک از آن‌سان نپیچی کمند:
After that loosened her tresses to the ground
Looking like a cord, with musk scent, turning round» 
(بخشی از ترجمه داستان «زال و رودابه»)
شیما باباپور، شاعر و مترجم ادبی متولد ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۳ است. کتاب اول وی مجموعه شعر «یک آسمان فانوس» (انتشارات دانشگاه آزاد) و دومین اثرش مجموعه شعر «ستاره دنباله‌دار» (انتشارات فرادید) است. از دیگر آثار این شاعر و مترجم ادبی «ترجمه حکایت‌هایی از شاهنامه به نظم و نثر انگلیسی» از انتشارات دانشگاه سن دیگو امریکا و کتابِ «زبان عمومی دانشگاهی» از انتشارات فرادید است. بابا‌پور همچنین برگزیده دو دوره جشنواره خوارزمی در بخش ادبی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و دارای عنوان جوان نمونه و فعال استان تهران است. از فعالیت‌های پژوهشیِ وی می‌توان به نگارش هشت مقاله علمی پژوهشی در رشته آموزش زبان انگلیسی و همکاری در تالیف هشت کتاب ادبی، عضو فدراسیون نخبگان و باشگاه دانش‌پژوهان جوان و باشگاه پژوهشگران اشاره کرد.

شیما باباپور دارای مدرک مدیریت ورزشی در زمینه صلح و توسعه از سازمان ملل، دانشجوی ممتاز دوره لیسانس و فوق‌لیسانس و رتبه سوم کشوری در کنکور دکتری است. با این شاعر و محقق جوان در خصوص ادبیات و آثارش گفت‌وگویی را صورت دادیم که در ادامه می‌آید.

با این پرسش بحث‌برانگیز شروع می‌کنم که به‌زعم شما یک نویسنده، نگاهش به مفهوم «تعهد اجتماعی» باید به چه صورت باشد؟
بی‌شک یکی از بهترین ابزاری که برای بررسی آداب، روابط، وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر دوره‌ای از تاریخ وجود دارد، بررسی آثار ادبی مربوط به آن دوره است. توصیف نویسندگان از زندگی به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم انعکاس باورهای آنها از مناسبات اجتماعی دوره‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، نشان می‌دهد. برخی شاعران و نویسندگان با بی‌پروایی نقش فعالی را در حل مشکلات اجتماعی و سیاسی جامعه خود به عهده می‌گیرند، درحالی‌که دسته دوم نویسندگان بیشتر روی تعهد شخصی، یعنی خلق اثری صرفا هنری، تمرکز می‌کنند. اگرچه که هیچ اجبار بیرونی نسبت به انجام تعهد اجتماعی از سمت نویسنده وجود ندارد، ازنظر من دسته اول علاوه بر این‌که به زبان و فرهنگ مملکت خود غنا می‌بخشند، نقش معناداری هم در ثبت و گاهی حل مسائل اجتماعی جامعه خود دارند که بسیار ارزشمند و ستودنی است. شاهنامه فردوسی نمونه بی‌بدیلی است که تعهد شخصی و اجتماعی نویسنده را به‌طور همزمان منعکس می‌کند.

از آنجا که شما تجربه برگرداندن بخش‌هایی از شاهنامه را به زبان انگلیسی داشته‌اید چه تمهیداتی را باید چید تا یک ترجمه موفق را شاهد بود؟ اساسا ترجمه شعر، چه سازوکاری دارد؟
«برای برگ خزان‌دیده، باد خواهد ماند/ برای کشتن رستم، شغاد خواهد ماند/ که گفته آخر این شاهنامه شیرین است؟/ که مرگ تلخ سیاوش به یاد خواهد ماند». ترجمه شعر نسبت به ترجمه نثر به‌دقت، ظرافت و طبع هنری بیشتری نیاز دارد، چراکه مترجم باید ابتدا معانی و تصاویر به کار گرفته‌شده در شعر را به‌درستی درک کرده و سپس آنها را به نزدیک‌ترین واژگان و اصطلاحات معادل در زبان مقصد برگرداند. زمانی کار سخت‌تر می‌شود که ترجمه در زبان مقصد در قالب شعر صورت پذیرد. اصولا افرادی قادر به انجام ترجمه شعر از یک زبان به زبانی دیگر هستند که در هر دو زبان توانایی سرودن شعر را داشته باشند و روح، فرهنگ و تاریخ هر دو زبان را به‌خوبی بشناسند. سخت‌ترین بخش ترجمه شاهنامه برای من درک پیام اصلی شاعر از پس واژگان و آرایه‌های ادبی این اثر فاخر بود که به‌دلیل زبان کهن و وجود نسخه‌های متعدد بسیار دشوارتر از درک و تفسیر اشعار معاصر بود. چالش دیگری که در ترجمه این اثر و دیگر اشعار نیز وجود دارد، رعایت اصل امانتداری است. این به این معناست که با توجه به محدودیتی که رعایت قالب شعری در زبان مقصد ایجاد می‌کند، هیچ تصویر یا واژه‌ای نباید بیشتر یا کمتر از آنچه شاعر بیان کرده، به ترجمه اضافه شود یا از آن کاسته شود.

ما شعر مونث نوی معاصر فارسی را با فروغ فرخزاد می‌شناسیم. هرچند پیش از فروغ هم شعرهایی با تم زنانه سروده شده بود. حال به نظر شما، امروزه زنان شاعر در اواخر دهه 90 به چه میزان، در میل به زنانه‌نویسی، رشد داشته‌اند؟
البته که بارزترین نمونه شناخته‌شده در شعر مونث فروغ است که هیچ‌یک از ابعاد زنانه وجودش را نفی نمی‌کند و احساسات ممنوعه خود را شجاعانه بیان می‌کند. در سال‌های اخیر تعداد شاعران زن رو به افزایش بوده و آثار زیادی از زنان مشاهده می‌کنیم. اگرچه که دایره احساسات زنانه کمی در شعر معاصر گسترده‌تر شده ولی ازآنجاکه در جامعه‌ای مردسالارانه زندگی می‌کنیم، زنان همچنان احساسات واقعی خود را سانسور می‌کنند که مورد قضاوت قرار نگیرند و به‌خاطر فاش کردن افکارشان به آنها برچسب نزنند. به همین خاطر بسیاری از زنان شاعر زبان مردانه یا خنثی را انتخاب می‌کنند تا مورد تائید مردان قرار گیرند و از هجمه قضاوت‌ها در امان بمانند. آنها تنها تصویر آن بخشی از وجودشان را که موردپسند و تائید عرف جامعه مردسالارانه است، در آثار خود به نمایش می‌گذارند و بخش بزرگی از زیبایی‌ها و رازهای دنیای زنانه را در پستوی ذهن خود پنهان می‌کنند.

اساسا به «نوشتار زنانه» اعتقاد دارید؟ به چه نحوی فاکتور «جنسیت» را در متن می‌توان پذیرفت؟
گرچه زنان و مردان در بسیاری از موارد عواطف و احساسات مشابهی دارند، لزومی ندارد که زنان نویسنده دنیا را از چارچوب ذهنی و زاویه دید مردان نگاه کنند و الگوها و قالب‌های مردانه را در خلق آثار هنری خود دنبال کنند. تجربیات منحصربه‌فرد، ظاهر، عواطف و غرایز زنان فاکتورهایی هستند که جنسیت نویسنده زن که بخشی از هویت اوست را به تصویر می‌کشند. زنانی که از زنانگی خود خرسند هستند، برای دریافت تائید بیشتر از الگوهای مردانه پیروی نمی‌کنند و دنیا را آن‌گونه که با جنسیت زنانه خود حس و تجربه کرده‌اند در آثار خود به نمایش می‌گذارند. از دیدگاه من پی بردن به جنسیت یک هنرمند با مطالعه آثار او از نقاط قوت اثر هنری محسوب می‌شود.

از بازار نشر و عرضه محصولات ادبی راضی هستید؟ 
در حال حاضر انتشار آثار ادبی کار دشواری نیست و هر نویسنده‌ای با سرمایه‌گذاری شخصی و با رعایت ممیزی‌های موجود قادر به چاپ آثار خود است ولی مشکل اصلی زمانی شروع می‌شود که هنرمندی برای نشر آثارش به‌دنبال حامی مالی باشد. در چنین شرایطی نویسنده مجبور می‌شود سلایق و عقاید ناشر یا حامی مالی را در اثر خود لحاظ کند که این موضوع هیچ فرقی با مرگ اثر ندارد. در نتیجه بسیاری از نویسندگان مجبور می‌شوند آثارشان را با بودجه شخصی به چاپ برسانند که در این صورت مسوولیت پخش کتاب برعهده خود نویسنده خواهد بود. متاسفانه انتشارات انگشت‌شماری در زمینه پخش فعالیت معناداری انجام می‌دهند و چه‌بسا آثار ارزشمندی که به چاپ می‌رسند ولی به‌دلیل پخش و تبلیغات ضعیف هیچ‌وقت به دست مخاطبان واقعی‌شان نمی‌رسند.

لطفا مقداری راجع به سوابق کاری‌تان هم برای ما بگویید که به چه منوال بوده است؟
من به‌دلیل اشتیاق زیادی که به انجام فعالیت‌های اجتماعی داشتم، از سن ۱۷ سالگی مشغول به کار شدم. فعالیت‌های خودم را با تدریس زبان انگلیسی در موسسات و مدارس بین‌المللی شروع کردم. همزمان با تدریس، با فرهنگسراها، نشریات و رسانه‌های فارسی و انگلیسی همکاری می‌کردم. بعد از دانش‌آموخته شدن از مقطع کارشناسی ارشد وارد حوزه بین‌الملل شدم و با کمیته پارالمپیک و فدراسیون تکواندو در این بخش همکاری کردم. در سال ۲۰۱۴ موفق شدم در دوره مدیریت ورزشی در زمینه صلح و توسعه که از سوی سازمان ملل در ژاپن برگزار شد، شرکت کنم. پس از برگشتن به ایران طرح زکات ورزشی را به فدراسیون تکواندو ارائه دادم. این طرح به کودکان کار این امکان را می‌دهد تا به‌طور رایگان از کلاس‌های آموزشی و تجهیزات ورزشی استفاده کنند و از آنها تا رسیدن به سطح ورزشکاری حرفه‌ای و مربیگری حمایت می‌کند. خوشبختانه این طرح تبدیل به یک پروژه ملی شد و در حال حاضر در تمام استان‌ها در حال اجراست. در همان سال به‌خاطر فعالیت‌های مفیدی که در بخش مدیریت ورزشی داشتم وارد تالار جهانی نام‌آوران تکواندو شدم. پس از کسب چندین سال تجربه در این حوزه، تصمیم گرفتم تحصیلاتم را در مقطع دکتری ادامه دهم. در حال حاضر دانشجوی دکتری زبان انگلیسی و مدرس دانشگاه هستم و بیشتر وقتم را به پروژه‌های تحقیقاتی و رسیدگی به دیگر علایقم تخصیص داده‌ام.

از دید شما، مولف تا چه حد به پسند و رضایت مخاطب باید بها دهد؟ به نظر می‌رسد عده‌ای صرفا به سلیقه بازار و به‌دنبال آن به پسند مخاطب فکر می‌کنند و هیچ ابایی هم ندارند که برچسب ابتذال به آثارشان بخورد!
آن چیزی که به‌عنوان ادبیات یک کشور می‌شناسیم غالبا فاخرترین و زیباترین شکل زبانی است که از سوی شاعران و نویسندگان آن زبان خلق می‌شود که نسبت به زبان عامیانه از پیچیدگی‌های معنایی و صنایع ادبی غنی‌تری برخوردار است. زبان با گذر زمان به‌خاطر طبیعت زایایی که دارد، دستخوش تغییراتی می‌شود که این تغییرات در آثار ادبی نیز قابل‌مشاهده است. هرچند که مخاطب عامه غالبا به‌دنبال آثاری است که بیشتر قابل درک و هضم باشند، نویسندگان در هر زمانی موظف‌اند فاخرترین نسخه از زبان را در اختیار مخاطب قرار دهند. شاعران و نویسندگان متعهد به روح هنر به‌جای تطبیق دادن آثار خود با سلیقه بازار، با ارائه آثار ارزشمند و غنی سلیقه عامه را ارتقا می‌بخشند.

کمی هم از اهداف و برنامه‌های ادبی و پژوهشی‌تان در آینده برای ما بگویید.
یکی از دلایلی که باعث شد رشته ادبیات انگلیسی را برای ادامه تحصیل در دانشگاه انتخاب کنم، انجام ترجمه و تحقیقات تطبیقی در ادبیات فارسی و انگلیسی بود. سال‌ها مطالعه و تدریس زبان انگلیسی، اشتغال در امور بین‌الملل، سفر به کشورهای متعدد و معاشرت با فرهنگ‌های مختلف جهان‌بینی وسیع‌تری به من داد و زمینه لازم برای تحقق اهدافم را فراهم کرد. خوشبختانه با ترجمه حکایت‌هایی از شاهنامه به نظم و نثر انگلیسی و انتشار آن از طریق دانشگاه سن دیگو امریکا موفق شدم گام نخست را در زمینه نیل به اهدافم بردارم. در مرحله بعدی امیدوارم بتوانم کاری تحلیلی تطبیقی روی نقش زن از نظر ایدئولوژیکی در اسطوره‌های شرقی و غربی انجام دهم. همچنین در نظر دارم بعد از انتشار دو مجموعه شعر «یک آسمان فانوس» و «ستاره دنباله‌دار» در آینده نزدیک سومین مجموعه اشعارم را منتشر کنم. کتاب «زبان عمومی دانشگاهی» نیز چکیده تجربیات من در زمینه موثرترین روش تدریس زبان انگلیسی است که در حال حاضر به دانشجوهایم تدریس می‌کنم. در نظر دارم کتاب‌های دیگری نیز در این راستا تالیف کنم.

اگر قرار باشد «شیما باباپور» را تعریف کنید، چه خواهید گفت؟
شیما باباپور دختری است چندبعدی که به توانایی‌ها و نقاط ضعف خود اشراف دارد و از هر فرصتی برای بیشتر دانستن، بهتر شدن و کسب تجارب جدید استفاده می‌کند. او برای رسیدن به رویاهایش با همه وجود تلاش می‌کند، عاشق یادگرفتن و یاددادن است. دوست دارد دنیا و انسان‌ها را کشف کند و نتایج مکاشفاتش را با بقیه انسان‌ها به اشتراک بگذارد. تمام جهان را کشور خود می‌داند و افکار و روابطش محدود به مرز جغرافیایی خاصی نمی‌شود. پیش‌فرض‌ها را به‌راحتی نمی‌پذیرد و دوست دارد خودش تحقیق کند، تجربه کند و دنیا را از نو بشناسد. او تنها خودش را مسوول رسیدن به ایده‌آل‌های ذهنی‌اش می‌داند. برای هر قدمی که برمی‌دارد تعقل می‌کند ولی عمیقا باور دارد سوخت موتور زندگی تنها و تنها با عشق تامین می‌شود. «عشق از اشک و غم و رنج غزل می‌سازد/ درد می‌نوشد و از زهر عسل می‌سازد».

سخن پایانی؟
«در درد لذتی است که در التیام نیست/ شوری است در فراق که در وصل کام نیست/ بگذار پر شود دلت از شعله‌های عشق/ در سنگ قدرتی است که در خشت خام نیست».

برچسب ها: فرهنگ ، هنر ، ترجمه ، شعر ، باباپور ، زبان ، پژوهش ، عشق
نام:
ایمیل:
* نظر: