bamdad24 | وب سایت بامداد24

کد خبر: ۱۴۴۰۸
تاریخ انتشار: ۱۲ : ۰۰ - ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۹
صدای مردم در مجلس خواهم بود
الهام بهروزی- داود علیزاده: دشتستان، بزرگ‌ترین شهرستان استان بوشهر است و از یک‌سو قطب کشاورزی استان به شمار می‌رود و از سوی دیگر دروازه ورودی استان محسوب می‌شود؛ اما با وجود این، همچنان با چالش‌های اساسی روبه‌روست که برای رهایی از آنها نیاز به درایت مسوولان، مطالبه‌گری مردم و دغدغه نمایندگان مجلس دارد.

الهام بهروزی- داود علیزاده

دشتستان، بزرگ‌ترین شهرستان استان بوشهر است و از یک‌سو قطب کشاورزی استان به شمار می‌رود و از سوی دیگر دروازه ورودی استان محسوب می‌شود؛ اما با وجود این، همچنان با چالش‌های اساسی روبه‌روست که برای رهایی از آنها نیاز به درایت مسوولان، مطالبه‌گری مردم و دغدغه نمایندگان مجلس دارد.

از جمله مشکلاتی که این شهرستان از دیرباز با آن‌ها دست‌به گریبان بوده و در سال‌های اخیر به شدت آن‌ها افزوده شده است می‌توان به فرسوده بودن جاده‌ها، کم‌آبی (هم آب شرب، هم کشاورزی)، بیکاری، نبود صنایع تبدیلی و فراوری کافی محصولات کشاورزی، نبود صنایع بسته‌بندی و فراوری به‌روز خرما و... در این منطقه اشاره کرد که بیشتر این مسائل دغدغه‌های جدی نماینده منتخب این دوره مجلس شورای اسلامی این شهرستان را تشکیل می‌دهد.

ابراهیم رضایی که دوم اسفندماه ۹۸ با ۳۶ هزار و ۵۸۱ رای از مجموع آرای دشتستان به عنوان منتخب مردم این حوزه به مجلس شورای اسلامی راه یافته است، با واکاوی چالش‌ها و مشکلات حوزه انتخابیه خود در صدد است تا از همان آغازین روزهای حضور در مجلس شورای اسلامی صدای مردم زحمتکش دشتستان باشد.

او متولد سال ۶۱ در دشتستان و دانش‌آموخته رشته علوم ارتباطات در مقطع دکتری است. در کارنامه رضایی فعالیت در حوزه روابط عمومی در بالاترین سطح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بازرس نهادهای دولتی و حاکمیتی از سوی بالاترین سطح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، عضویت در هیات تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از نظام آموزش عالی کشور (۸۴)‏، عضو شوراي فرهنگي دانشگاه جامع علمي كاربردي (۸۸ ۸۷)‏، عضو بعثه رهبر معظم انقلاب اسلامی در کشور عربستان، مشاور راهبردي مركز نشر علمي دانشگاه آزاد، عضو هیات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران اعزامی به کشورهای سوئیس و قطر به ریاست وزیر امور خارجه وقت، عضویت در شوراهای مشورتی و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی، دادستانی کل کشور، اداره اوقاف اسلامی و سازمان ملی جوانان، دبير ستاد برگزاري يادواره «شهداي دانشجو و خبرنگار کشور» در سال‌های ۸۵ و ۸۶ و... دیده می‌شود.

وی همچنین در حوزه خبرنگاری و مدیریت در حوزه رسانه نیز تجربیاتی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به مشاور مدیرعامل خبرگزاری فارس، سردبیر خبرگزاری مهر (۹۰ تا ۹۲)‏، قائم مقام خبرگزاری پانا وابسته به وزارت آموزش و پرورش (۸۷)‏، دبیر سیاسی خبرگزاری جمهوری اسلامی (۸۸ تا ۸۹)‏، دبیر سیاسی روزنامه ایران (۸۸ تا ۹۰)‏، خبرنگار اعزامی روزنامه ایران به کشورهای گرجستان ، قطر و عربستان، مدير مسوول نشريه دانشجويی «جنبش»‏، مدیر مسوول، سردبیر و عضو شورای سیاستگذاری سایت جهان نیوز (۸۹ تا ۹۸)‏، عضو شوراي سياستگذاري خبرگزاري آنا، عضو شوراي سياستگذاري باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران و... اشاره کرد. وی در این عرصه موفقیت‌های را کسب کرده است که عبارتند از: چهره برتر فرهنگی و هنری استان بوشهر در سال۱۳۸۹، کسب رتبه اول جشنواره بین‌المللی خلیج فارس، داور جشنواره ابوذر در سال‌های ۹۶ و ۹۷ و کسب مقام اول معتبرترین جشنواره رسانه‌ای کشور در رشته مقاله ‏‏در سال ۹۸.

در ادامه گفت‌وگوی مفصلی را با ابراهیم رضایی، نماینده منتخب منطقه دشتستان در مجلس شورای اسلامی پیرامون مشکلات منطقه انتخابیه، راهکارها، اهداف، دغدغه‌ها و برنامه‌هایش در حوزه کشاورزی، صنایع دستی، زنان، کودکان، محیط زیست و ... صورت داده‌ایم که در ادامه می‌آید.

وضعیت یک روز قبل و یک روز بعد از انتخابات به دلیل شیوع کرونا 180 درجه تغییر کرد. کرونا تمام معادلات را بهم زده است. این شرایط چقدر روی تحقق وعده‌‌های شما تاثیر خواهد گذاشت؟

ببینید با توجه به شکل و نوع وعده‌هایی که در دوره انتخابات به مردم داده‌ام ‌کرونا نمی‌تواند در تحقق آن‌ها تاثیر چندانی بگذارد! در حقیقت این ویروس افزون بر اینکه تهدیدی برای سلامت انسان‌ها به‌شمار می‌رود، بیشترین اثر سوء خود را بر اقتصاد گذاشته است که مهم‌ترین وعده من هم در انتخابات مبارزه با فساد است؛ به ویژه فساد اقتصادی! دومین وعده‌ام هم شفافیت است. اینکه در مجلس آرای خودم را به‌صورت شفاف برای مردم اعلام می‌کنم و همچنین استدلالم را برای تصمیم‌گیری‌هایم به آنها توضیح خواهم داد .

بخشی از وعده‌های دیگر من هم به مسائل اجتماعی و معیشیتی مردم برمی‌گردد که در راس آن‌ها بیکاری جوانان قرار دارد. دیگری مشکل آب منطقه دشتستان است. همچنین حوزه سلامت است که اینک در اثر شیوع کرونا با چالش روبه‌رو شده است؛ بنابراین من با عزم جدی در راستای تحقق این وعده‌ها گام خواهم برداشت تا بدین طریق به ارتقای سطح کیفی زندگی مردم منطقه کمک کنم. البته نمی‌گویم که تحقق این وعده‌ها تاثیری از کرونا نمی‌گیرند؛ اما می‌توان با مدیریت صحیح این وضعیت را کنترل کرد و بستر مناسب را برای تحقق این امور فراهم آورد.

آقای رضایی شما در جلسه دفاع رساله‌تان گفته بودید انتشار بی‌قاعده و پرتکرار اخبار منفی، موجب ناامیدی و مانع حرکت انسان می‌شود. چون نتایج یک مطالعه نشان داده که به‌طور کلی انتشار اخبار منفی منجر به بروز علائم افسردگی در مخاطبان می‌شود، این نوعی تشویق به سانسور کردن اخبار و مخالفت با رسالت خبرنگاری نیست؟

منظور مرا در این زمینه بد متوجه شده‌اید. در حقیقت در این تحقیقی که گفته شده اخبار منفی منجر به بروز این علائم در جامعه می‌شود؛ تحقیق خود من نبوده است؛ بلکه تحقیقی بوده که در کشور انگلیس صورت گرفته است و منظور از اخبار منفی، اخبار تلخ نیست. بنابراین در رساله‌ام مدعی نشده‌ام که اخبار مربوط به بلایای طبیعی مثل سیل، زلزله و... را اعلام یا منعکس نکنیم؛ بلکه مقصود ما چگونه گفتن این اخبار بود که این یک مساله و بحث بسیار جدی است. من با بیان این جمله در دفاعیه‌ام خواستم بگویم که زیبا ببینیم و زیبایی‌ها را هم منعکس کنیم. خوب ببینیم و خوبی‌ها را نیز معرفی کنیم.

بحث ما این بود که در دنیای رسانه واقعیت را با همه جنبه‌هایش مطرح کنیم. برای مثال در شرایط بحرانی کنونی که درگیر کرونا هستیم تنها به انتشار آمار بالای مبتلایان به کرونا، میزان مرگ و میر و تعداد بستری‌شده‌های بدحال اشاره نکنیم! هرچند این واقعیت‌ها باید گفته شود اما باید با زبانی منعکس شود که منجر به ناامیدی در جامعه نشود. بدون‌شک این بحران زیبایی‌هایی هم در دل خود جای داده است که باید به‌منظور تروجی امیدبخشی در جامعه به آنها اشاره شود؛ مانند مشارکت خوب تشکل‌های مردمی در مبارزه با کرونا یا تلاش‌های شبانه‌روزی گروه‌های بسیجی و جهادی در گندزدایی و ضدعفونی خیابان‌ها و کوچه‌ها. خب، نیاز است که در رسانه در کنار اخبار منفی فداکاری‌ها و ایثار مردم نیز منعکس شود؛ زیرا این کار موجب می‌شود که جامعه افسرده و سرخورده نشود و کیفیت زندگی حفظ شود.

بنابراین در اینجا اصل مطلب من واقع‌گرایی و واقع‌نمایی در جامعه بود. ببینید وقتی شما از بیرون به مساله کرونا نگاه می‌کنید و در رسانه فقط با انعکاس اخبار منفی پیرامون مرگ و میر کرونا و شمار زیاد مبتلایان آن روبه‌رو ‌شوید؛ این یعنی که رسانه‌ها موضوع را ناقص دیده‌ و جامعیت خبر را نادیده گرفته‌اند! چون صرفا به آمار بیمارستانی اکتفا کرده‌اند و از انعکاس دیگر ابعاد مساله غافل شده‌اند. بنابراین با توجه به جامعیت خبر باید ایثار و فداکاری کسبه و مغازه‌داران هم در ایام قرنطینه دیده شود که به دلیل مهار این ویروس کسب و کار خود را نزدیک به یک ماه و اندی تعطیل کردند. حال اگر رسانه این کار بزرگ کسبه را نادیده گرفته است؛ پس واقع‌نمایی نکرده است.

عنوانی که برای رساله‌ام انتخاب کرده بودم «طراحی مدل #خبر خوب بر اساس منافع و ارزش‌های ملی و اسلامی در رسانه‌ها» بود و حرف من در این رساله این بود که رسانه اخبار خوب را نیز منعکس کند و اصلا مدعی نشدم که نباید اخبار پیرامون جنایات و بلایای طبیعی و تلخی‌های جامعه را منعکس نکند یا سانسور بکند؛ بلکه خوبی‌هایی که در جامعه وجود دارد ببینید و منعکس کند؛ بنابراین برای انتشار برخی از اخبار باید قواعد داشته باشیم.

شما اگر بررسی کنید می‌بینید که در بسیاری از کشورهای دنیا حتی کشورهایی که مدعی آزادی و دموکراسی هستند در انتشارات اخبار خود یک‌سری قواعد دارند که البته در مقایسه با آنها ما در زمینه انتشار اخبار آزادی بیشتر یا به عبارتی بی‌بندوباری بیشتری داریم؛ برای مثال، در امریکا خون در رسانه انعکاس داده نمی‌شود و نمایش آن ممنوع است. این قانونی است که از سوی کمیته ارتباطی فدرال اعلام شده است! این در حالی است که در این کشور خونریزی و کشتار بالاست؛ برای مثال در این کشور در یک سال حدود ۴۰ هزار تیراندازی اتفاق می‌افتد یا در یک حادثه بیش از ۱۰۰ بی‌گناه به قتل می‌رسند؛ اما در انعکاس این اتفاقات هیچ خونی در رسانه‌های آن‌ها نمایش داده نمی‌شود! چون خون تاثیر بسیار منفی بر روحیه جامعه می‌گذارد؛ اما در رسانه ما این‌گونه نیست! باید تاکید کنم که این بحث، بحث سیاسی نیست. اشکال کار ما در رسانه این است که مباحثی را که ارتباطی با سیاست ندارد، سیاست‌زده می‌کنیم.

به دنبال تحقیقی که در خصوص آتش‌سوزی کالیفرنیا انجام دادم که یکی از آتش‌سوزی‌های بزرگ تاریخ به‌شمار می‌رود در تصاویر منتشرشده از این آتش‌سوزی هیچ تصویری از حیوانات مرده ندیدم! و رسانه‌ها در انعکاس وقایع این رویداد هیچ تصویری از مردار حیوانات را منعکس نکردند البته که قصد آنها در اینجا سانسور نبوده؛ بلکه آنها به مخاطب خود احترام گذاشتند و قصدشان جلوگیری از خشونت‌زایی در جامعه بود. بنابراین آنها این قواعد را رعایت کردند تا مخاطب خود را مغشوش نکنند و آستانه صبر و بردباری او را بالا ببرند.

حوزه انتخابی شما (دشتستان) در حاضر در سه حوزه چالش اساسی دارد. چالش اول امنیت جاده‌ای است که جولانگاه شوتی‌هاست و اگر به شوتی‌ها مراجعه شود نبود شغل را بهانه اقدام به شوتی شدن قلمداد می‌کنند. دومین چالش اشتغال است، سوم هم که بسیار مهم است مشکل آب است؟ برای این چالش‌ها آیا برنامه‌ای هم دارید؟

من به شدت با قاچاق مخالف هستم؛ بنابراین راه این نیست که برای ایجاد اشتغال مسیری برای شوتی‌ها باز شود. هرچند شوتی‌ها هم افراد زحمتکشی هستند؛ افرادی که نتوانستند شغلی پیدا کند و به‌ناچار این کار خطرناک را انتخاب کرده‌اند بنابراین دولت باید با استفاده از ظرفیت‌های مبتنی بر توانمندی و پتانسیل‌های نیروی انسانی که در این استان وجود دارد زمینه ایجاد شغل‌های متفاوتی را در استان فراهم کند تا بتوانیم پدیده شوتی را در جاده‌ها کنترل کنیم. شوتی‎ها تنور قاچاق را گرم نگه می‌دارند و من هم به شدت با قاچاق مخالف هستم؛ چون قاچاق در مقابل تولید ملی و شعار امسال (جهش تولید) قرار گرفته است و متاسفانه بخشی از قاچاق هم در استان ما صورت می‌گیرد که باید جلوی این کار غیرقانونی گرفته شود؛ البته بدترین و مهم‌ترین نوع قاچاق هم قاچاق سازمان‌یافته است!

درست اشاره کردید یکی از چالش‌های جدی شهرستان دشتستان مساله جاده‌های آن است که بسیار پرخطر هستند؛ پیچ‌های خطرناک و مرگ‌آفرینی که در آن تعبیه شده است نیاز به اصلاح و بازسازی دارند که حضور خودروهای شوتی در این جاده‌ها نیز به مرگ‌آفرینی این جاده‌ها افزوده است. این مساله باید به صورت جدی بررسی و رسیدگی شود. برای مثال جاده برازجان- ارم بیش از ۳۰ یا ۴۰ سال از قدمت آن می‌گذرد و نیاز به بازسازی و نوسازی دارد یا جاده برازجان- اهرم نیاز دارد تعریض و پیچ‌های خطرناکش اصلاح شود. بنابراین باید راهی برای نوسازی راه‌های این منطقه یافت اگر دولت هزینه نوسازی این جاده‌ها را ندارد یا باید از بخش خصوصی کمک گرفت یا صنعت نفت را ملزم به نوسازی راه‌های استان کند که به واسطه حضورش مخاطرات عدیده‌ای را برای ساکنان استان به همراه داشته است. بنابراین با انجام این کار خیرش به مردم برسد و یکی از مشکلات آنها را حل کند.

اشتغال نه تنها مشکل منطقه دشتستان است بلکه یکی از دغدغه‌ها و مشکلات جدی کشور و طبق آمارها بیکاری در بیشتر نقاط کشور بیداد می‌کند که متاسفانه در این دو ماه اخیر به دلیل شیوع کرونا نیز بیشتر شده است؛ اما در استان بوشهر با توجه به حضور صنایع عظیم نفت و گاز باید آمار بیکاری بسیار پایین باشد که در کنار آن اگر ظرفیت دریا و کشاورزی را در بعد اشتغال‌زایی اضافه کنیم رقم بیکاری جوانان در این خطه باید بسیار کم باشد؛ چراکه هر کدام می‌توانند ظرفیت‌های شغلی متعددی را برای ساکنان استان فراهم بیاورند. منطقی این است که در به‌کارگیری نیرو در صنایع نفت و گاز، نیروهای بومی در اولویت باشند اما متاسفانه چنین چیزی محقق نشده است هر چند که ما قانونی هم در این زمینه نیز داریم که بر اساس مصوبه دولت باید ۵۰ درصد از نیروهای شاغل در صنایع نفت و گاز استان به‌ویژه عسلویه نیروهای بومی باشد که متاسفانه طبق پایشی که صورت گرفته است آمار نیروهای بومی مشغول در این صنایع کمتر از ۲۰ درصد است! حتی این صنایع برای مشاغل خدماتی که نیازی به تخصص هم ندارد از استان‌های دیگر نیرو می‌گیرند؛ این یعنی اینکه در اینجا یک رانت و فسادی وجود دارد که حتی برای استخدام نیروی خدماتی هم از استان‌های دیگر استفاده می‌کنند و برای بومی‌های استان ارزش قائل نیستند. بنابراین اگر این مصوبه رعایت می‌شد (لزوم صنایع به استفاده از نیروهای بومی) ما امروز در استان با این حجم بیکاری روبه‌رو نمی‌شدیم.

افزون بر حضور صنایع ما حدود ۷۰۰ هزار کیلومتر با خلیج فارس مرز آبی داریم که می‌توانیم از طریق استفاده از این ظرفیت اشتغال‌زایی کنیم. همچنین از طریق کشاورزی نیز می‌توانیم ایجاد شغل کنیم؛ زیرا کشاورزی ظرفیت بسیار خوبی برای اشتغال‌زایی است که دشتستان خوشبختانه در این زمینه از ظرفیت بالایی برخوردار است و به عنوان قطب کشاورزی استان محسوب می‌شود. طبیعی است که در شهرستانی که سالانه بالغ بر ۴۳۰ هزار تن محصولات کشاورزی اعم از دامی، زراعی و باغی در آن تولید می‌کند، نباید این همه بیکار روبه‌‌رو شویم. شاید مهم‌ترین دلیل بیکاری در این منطقه خام‌فروشی باشد؛ یعنی تولید اولیه در منطقه دشتستان صورت می‌گیرد ولی بسته‌بندی و فراوری محصول در خارج از استان اتفاق می‌افتد. حالا چرا این اتفاق می‌افتد چون ما متاسفانه صنایع تبدیلی و فراوری کافی در داخل دشتستان نداریم و این باعث شده است که علاوه بر اینکه ارزش افزوده محصول به تولید‌کننده بومی نرسد ایجاد شغلی هم در این حوزه در منطقه صورت نگیرد.

بنابراین با توجه به ظرفیت عظیم کشاورزی در دشتستان باید صنایع وابسته به کشاورزی را در دشتستان مستقر کنیم؛ صنایعی مانند صنایع تبدیلی، تکمیلی، فراوری و نگهداری محصولات کشاورزی که این وظیفه دولت است. این قابل قبول نیست که محصولات کشاورزی دشتستان به استان‌های دیگری منتقل و در آنجا فراوری شود و در نهایت با قیمتی ۱۰ برابر در بازار عرضه ‌شود؛ این روند نه تنها سود کلان محصول را به جیب دلالان تزریق می‌کند؛ بلکه اشتغال‌زایی هم سهمیه استان‌های دیگر می‌شود. بنابراین چرا ما نباید این فرصت‌ها را در خود دشتستان ایجاد کنیم! تا از معضل بیکاری در این منطقه بکاهیم!

در خصوص چالش سوم که مساله آب و بسیار جدی است (چه آب شرب، چه کشاورز) باید در این زمینه چند کار صورت بگیرد. متاسفانه در شرایط فعلی ما در زمینه تامین آب وابسته به استان‌های دیگر هستیم که این اصلا خوب نیست و باید راهکارهایی یافت تا آب استان پایدار شود. یکی از اقداماتی در این حوزه می‌توان انجام داد این است که بخشی از این روان‌آب‌هایی که از استان بوشهر وارد خلیج فارس می‌شود مهار شود که این مهم با ساخت سد و تکمیل پروژه‌های آبخیزداری و به بهره‌برداری رساندن آن‌ها محقق می‌شود و با مهار و کنترل روان‌آب‌ها می‌توان بخشی از آب کشاورزی و شرب منطقه را تامین کرد. راهکار مهم و کاربردی دیگر استفاده از آب دریاست که این امر مستلزم برنامه‌ریزی و همت مسوولان و سرمایه گذاری دولت است و امیدواریم که در آینده نزدیک این مهم محقق شود. این در حالی است که در کشورهای حاشیه خلیج نه تنها آب شرب؛ بلکه آب کشاورزی آنها نیز از طریق دریا تامین می‌شود اما در این استان حتی از تامین بخشی از آب شرب‌مان هم از دریا عاجز مانده‌ایم و تنها ظرفیت کمی از آب شرب‌مان از دریا تامین می‌شود.

استان بوشهر و دشتستان با وجود اینکه سرمایه‌های طبیعی بی‌شماری در خود جای داده است و در کشاورزی رتبه قابل قبولی را کشور دارد‌؛ چطور می‌توان از این ظرفیت‌ها برای توسعه و اشتغال‌زایی در منطقه استفاده کرد؟ به طور مثال خرمای این منطقه همچنان به صورت غیر سیستماتیک در بازار عرضه می‌شود! در حالی که با برنامه‌ریزی می‌توان از این محصول به نحو بهتری درآمدزایی کرد؟

با توجه به اینکه سالانه بالغ بر ۱۲۰ هزار تن خرما (یعن حدود ۱۵ درصد خرمای کشور) در دشتستان تولید می‌شود، ضروری است که به‌منظور حمایت از باغداران و نخلداران صنایع بسته‌بندی این محصول مجهز به فناوری‎های روز شود؛ چراکه بسته‌بندی‌های خرما که در داخل دشتستان صورت می‌گیرد همچنان به شیوه سنتی است و در آن اثری از فناوری‌های روز نیست. این مساله در فروش آن تاثیر زیادی دارد. بنابراین دولت موظف است که با سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری به کمک کشاورزان دشتستانی بیاید و محصول خرما این منطقه را با بسته‌بندی‌ها شکیل‌تر و باکیفیت‌تر عرضه و به نخلداران کمک کند که از این طریق در منطقه اشتغالزایی هم صورت می‌گیرد.

در زمینه حمایت از صنایع دستی بومی و فعالان این حوزه چه برنامه‌هایی در دست دارید؟

یکی از اقداماتی که در زمینه حمایت از فعالان حوزه صنایع دستی استان می‌توان انجام داد، در بعد بیمه آنهاست که یا باید رایگان شود یا رقم آن را به حداقل رساند مانند بیمه قالی‌بافان که شرایط بسیار خوبی دارد. البته این مساله نیاز به قانونگذاری و بررسی بیشتر دارد و دولت باید به آن ورود کند. حتما باید از هنرمندان و صنعتگران حمایت شود؛ چراکه آنها دارند بخشی از هویت و فرهنگ منطقه خود را حفظ و به آیندگان منتقل می‌کنند. بنابراین ما باید با تسهیل شرایط برای فعالیت آنها زمینه را برای ماندگاری این صنعت در منطقه فراهم کنیم. برای مثال دولت باید اولین مشتری خرید آثار آن‌ها باشد؛ یعنی به جای خرید محصولات چینی و خارجی تولیدات و دست‌ساخته‌های فعالان صنایع دستی و هنرمندان داخلی را خریداری و از تولید کالای ایرانی حمایت کند. همچنین دولت باید با تسهیل مسیرهای اداری برای اخذ مجوزهای لازم در حوزه صنایع دستی زمینه را برای تولیدات بیشتر این صنایع فراهم آورد و همچنین برای عرضه بهتر این محصولات بازارچه‌ها و نمایشگاه‌های دائمی و فصلی برنامه‌ریزی و اجرائی کند.

راه‌آهن جنوب به حکایت هزار و یک شب تبدیل شده و همچنان به سرانجام نرسیده است؛ نظر شما در این باره چیست؟

طبیعی است که سخت با احداث راه‌آهن جنوب موافق باشم و معتقدم استان بوشهر باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن به راه‌آهن سراسری کشور وصل شود. بنابراین تکمیل پروژه راه آهن