یزدانی خرم، مهدی انصاری، خون خورده
مهدی انصاری: مهدی یزدانیخرم در «خونخورده» آخرین رمان از سه گانه خود، همان ایده «من منچستر یونایتد را دوست دارم» را بسط و گسترش میدهد و به گفته مارتین مکوئیلان به یک زهدان روایی دست پیدا میکند. ایده خون منتشر در رگ و پی تاریخ. میتوانم نام متاستاز خون و روایت در تن تاریخ بر آن بگذارم. در این سه رمان همه علامتهای روایی در این رمان، همانند زمینههای روایی که پایهریزی میکنند، بهصورت افتراقی با هم مرتبط هستند. مکوئیلان این عرصه بیمرز را که محل وقوع این اقتصاد است «زهدان زاینده جمعی روایت» مینامد. البته نه زهدان یا ماتریسی که همه روایتها را بتوان از دل آن طرحریزی کرد؛ بلکه زهدانی که بدون هیچ مرز و محدودیتی گسترش مییابد تا همه روایتها را پدید آورد و احیا کند. زهدانی که همچون یک حلقه مضاعف روی خودش تا میشود، روایتِ روایتها. زهدانی که به وجود آورنده کرونوتوپهای (به معنای تحت الفظی «زمانمکان» روایی) است. آنچه که باختین آن را از فیزیک وام گرفت.
کد خبر: ۱۳۵۲۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۴/۰۹