آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۷۰۸۵
۲۳:۲۸
۱۴۰۴/۱۲/۰۲

نامه بن سلمان به «شیخ جاسوس»

حالا باید دید که کدام طرف اطلاعات دقیق و ارزشمند را به طرف سعودی عرضه کرده است؟ کدام طرف به اسناد دقیق و حساب‌شده و قابل اعتماد دسترسی داشته که بن سلمان را به این نتیجه قطعی رسانده که اولاد زاید غیرقابل اعتماد هستند؟ بدون چنین اسناد متقنی بدون شک چنین نامه‌ای نوشته نمی‌شد!

 

کریم جعفری

 

روز گذشته خبری منتشر شد که بر اساس آن ترکی الفیصل سعودی در اظهارنظری گفته بود که «قرار نیست اختلافات میان ریاض و ابوظبی ادامه‌دار باشد»! رئیس سابق دستگاه اطلاعات عربستان در گفت‌وگو با «علی العلیان» در برنامه «مسرح الحیاه» در تلویزیون الرای کویت به صراحت گفت: «به باور من اختلاف میان عربستان و امارات ادامه نخواهد یافت، بلکه به اذن خداوند، این مرحله پشت سر گذاشته خواهد شد و برای دیگران خیر و محبت را به دنبال خواهد داشت.»

 

به عنوان یک ناظر روز گذشته این خبر را منتشر نکردم، چون ابعادش عجیب و خلاف واقع بود. ترکی الفیصل در یک برنامه تلویزیونی در یک شبکه کویتی تلاش کرد تا ماهیت اختلافات طرفین را کم‌مایه دانسته و از منظر عربی به این اختلافات نگاه کند نه از منظر راهبردی، به همین دلیل او گفت: « شورای همکاری با وجود اختلاف‌های احتمالی میان کشورهای عضو، به کار خود ادامه خواهد داد.» این بخش از صحبت‌های او نشان از یک واقعیت عمیق‌تر می‌داد که کمتر مورد توجه قرار گرفت.

 

با این حال، آن‌هایی که به مسائل منطقه‌ای و روابط حاکم میان کشورهای عربی آشنا هستند به خوبی می‌توانند سطح اختلافات را درک کنند. در این رابطه ضرورت دارد تا اخبار را به صورت جزئی دنبال کرد و نه به کلیات اشاره داشت. حقیقت امر آن است که اختلافات میان بن سلمان و بن زاید عملا دارد بر فرایند تصمیم‌گیری و کار شورای همکاری خلیج فارس تاثیر می‌گذارد و این شورای بی‌خاصیت را بی‌خاصیت‌تر می‌کند و این همان نگرانی واقعی ترکی الفیصل است که به آن اشاره مستقیم نمی‌کند.

 

اما باید گفت که اختلافات میان دو طرف به شکلی بی‌سابقه عمیق شده تا جایی که میانجی‌گری السیسی، امیر قطر، نخست‌وزیر کویت و حتی سناتورهای امریکایی هم نتوانسته این اختلافات را برطرف کند. تا جایی که به آل‌سعود مربوط است، آن‌ها در خطرات اساسی از جانب فعالیت‌های اولاد زاید احساس کرده‌اند و به همین دلیل منابع غربی می‌گویند که «محمد بن سلمان» نامه‌ای «بلندبالا» به «طحون بن زاید»، مشاور امنیت ملی امارات، ارسال کرده و در آن از فعالیت‌های امارات در سودان و یمن شکایت کرده است.

 

به گزارش میدل ایست آی، این نامه که چند هفته پیش ارسال شده، فهرست مفصلی از شکایات عربستان سعودی علیه امارات را ارائه می‌دهد، حتی با وجود اینکه پیشنهاد میانجی‌گری از طریق «خالد بن سلمان»، وزیر دفاع عربستان و برادر و مشاور ولیعهد، را نیز داده است. در این نامه به طحون، که ملقب به «شیخ جاسوس» است، گفته شده که عربستان سعودی دیگر نمی‌تواند جنگ داخلی سودان را «تحمل» کند، در حالی که همسایه‌اش از نیروهای پشتیبانی سریع شبه‌نظامی (RSF) حمایت می‌کند. علاوه بر این، مداخله نظامی عربستان در یمن را برای امنیت ملی این پادشاهی ضروری دانست.

 

این نامه مجدداً تأکید کرد که عربستان یمن را حوزه نفوذ خود می‌داند و ریاض قصد دارد «مسئولیت» این کشور جنگ‌زده در مرز جنوبی خود را بر عهده بگیرد. شکایات مطرح شده در این نامه قبلاً به صورت عمومی و خصوصی تکرار شده است، اما تصمیم به اشاره به ایالات متحده قابل توجه است. مقام‌های آمریکایی و غربی آشنا گفتند که این نامه حاوی بخش امضا نیست، اما واشنگتن ارزیابی کرده است که توسط محمد بن سلمان، ولیعهد، ارسال شده است. این نامه به خوبی نشان می‌دهد که دستگاه اطلاعاتی سعودی به ارزیابی‌های عمیق‌تری نسبت به فعالیت‌های اولاد زاید دست یافته است.

 

یک مقام غربی به میدل ایست آی گفت که به نظر می‌رسد این نامه با در نظر گرفتن واشنگتن نوشته شده است و در عین حال که بر «روابط برادرانه» بین آنها تأکید می‌کند، به مسائل پادشاهی با امارات متحده عربی نیز اشاره می‌کند. دونالد ترامپ، این هفته برای اولین بار به طور علنی به این جدایی اذعان کرد. او به خبرنگاران گفت: «آنها واقعاً اختلاف دارند» و افزود که می‌تواند «آن را به راحتی حل کند». اما این هم یکی از ادعاهای ترامپ است که چندان سندیت ندارد. واقعیت این است که سعودی‌ها از نقش‌‌آفرینی امریکا در سودان هم ناراحت و عصبانی هستند.

 

در این نامه آمده است که عربستان از اینکه امارات معتقد است ریاض به آمریکا برای تحریم آن فشار آورده، شوکه شده است. ترامپ علناً تأیید کرد که عربستان از او خواسته است در این درگیری مداخله کند، اگرچه نامی از امارات نبرد. برخی از تحلیلگران گمان می‌کنند که لابی‌گری عربستان آخرین عامل بود که امارات را به حمایت از حمله گسترده نیروهای جدایی‌طلب در یمن در ماه دسامبر ترغیب کرد. با این حال، مساله اصلی که این نامه به آن اشاره نکرده، دستورپذیری بن زاید از اسرائیل و افشای طرح‌های تجزیه عربستان است. چرا که بن‌زاید بر این باور است که سعودی‌ها بخشی از «خاک ابوظبی را اشغال کرده‌اند!»

 

در این نامه، امارات به دلیل سازماندهی یک عملیات مخفیانه در اوایل ژانویه برای بیرون راندن «عیدروس الزبید»، رهبر سابق شورای انتقالی، از یمن پس از متهم شدن به خیانت بزرگ، مورد انتقاد قرار گرفته است. این مکاتبات، نقش کلیدی طحنون را به عنوان یک مشکل‌گشا برای امارات برجسته می‌کند. طحنون یکی از شش برادری است که ناظران خلیج فارس آنها را «بنی فاطمه» می‌نامند. این شش برادر، پسران زاید بن سلطان آل نهیان، بنیانگذار امارات، و فاطمه بنت مبارک الکتبی، همسر هستند. این فهرست شامل محمد بن زاید، رئیس جمهور امارات، نیز می‌شود.

 

هر چند افشای این نامه احتمالاً توسط بخشی نزدیک به خود بن سلمان صورت گرفته تا دیگران عمق اختلافات را درک کرده و بر اساس همین عمق تقاضای میانجی‌گری را بدهند، ولی شامل همه موارد آورده شده در این نامه نمی‌شود. با توجه به اینکه تاکید شده «نامه بلندبالا» بوده و شامل «فهرستی از اختلافات» است که به دو مورد آن یعنی یمن و سودان اشاره شده، بقیه موارد اختلافی فعلا قرار است مخفی بمانند. اما برای محمد بن زاید که خودش را آماده سلطنت بر عربستان برای چند دهه بعد می‌کند، اقدامان محمد بن زاید یعنی متزلزل کردن پایه‌های حکومتش و این مساله علی‌القاعده نمی‌تواند قابل تحمل باشد.

 

حالا باید دید که کدام طرف اطلاعات دقیق و ارزشمند را به طرف سعودی عرضه کرده است؟ کدام طرف به اسناد دقیق و حساب‌شده و قابل اعتماد دسترسی داشته که بن سلمان را به این نتیجه قطعی رسانده که اولاد زاید غیرقابل اعتماد هستند؟ بدون چنین اسناد متقنی بدون شک چنین نامه‌ای نوشته نمی‌شد!

برچسب‌ها:
امارات
ارسال نظر
جدیدترین اخبار