خلق ارزش افزوده بالاتر با مصرف انرژی کمتر
به گزارش بامداد 24 از روابط عمومی و امور بینالملل شرکت پتروشیمی امیرکبیر، حسام خوشبینفر مدیرعامل شرکت در یادداشتی نوشت: صنعت پتروشیمی ایران در آستانه یک انتخاب مهم قرار گرفته است؛ انتخابی که شاید تعیین کند این صنعت در دهه آینده صرفاً یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی و تولید کنندگان محصولات پایه باقی میماند یا به یکی از مهمترین ابزارهای کشور برای خلق ثروت، امنیت اقتصادی و توسعه صنعتی تبدیل میشود.
سالها معیار موفقیت ما روشن بود ظرفیت بیشتر تولید بیشتر و صادرات بیشتر این منطق در دورهای از توسعه صنعت، ضروری و حتى اجتناب ناپذیر بود. اما امروز شرایط تغییر کرده است.
ایران با محدودیتهایی در تأمین پایدار گاز، برق، خوراک و برخی سرویسهای جانبی مواجه است.
از سوی دیگر، رقابت در بازارهای جهانی شدیدتر شده فناوری با سرعت بیشتری تغییر میکند و سرمایه نیز گرانتر از گذشته است.
در چنین شرایطی دیگر نمیتوان موفقیت یک مجتمع پتروشیمی را صرفاً با تعداد تن محصولی که از در کارخانه خارج میشود سنجید.
سؤال مهمتری پیش روی ماست
از هر متر مکعب گاز هر کیلوگرم خوراک و هر واحد انرژی چه میزان ارزش اقتصادی برای کشور ایجاد میکنیم؟ به اعتقاد من این سؤال باید به یکی از شاخص های اصلی نسل آینده صنعت پتروشیمی ایران تبدیل شود.
ما به یک تغییر نگاه نیاز داریم «عبور از حداکثرسازی تولید به سمت حداکثرسازی ارزش به ازای انرژی و خوراک».
این تغییر شاید در ظاهر یک مفهوم فنی باشد، اما در عمل میتواند بسیاری از تصمیمهای بزرگ صنعت را تغییر دهد؛ از انتخاب پروژههای جدید تا نحوه تخصیص خوراک سرمایهگذاری در واحدهای پایین دستی انتخاب سبد محصولات مدیریت انرژی و حتی ارزیابی عملکرد مدیران.
در شرایط محدودیت منابع الزاماً کارخانه ای که تناز بیشتری تولید میکند ارزش بیشتری برای اقتصاد کشور نمی سازد. ممکن است یک مسیر تولید با مصرف کمتر خوراک و انرژی محصولی با ارزش افزوده بالاتر بازار مطمئنتر و اشتغال بیشتر ایجاد کند.
به همین دلیل معتقدم وقت آن رسیده است که در کنار شاخصهای متعارف تولید و سودآوری شاخصی مانند ارزش خلق شده به ازای واحد انرژی و خوراک نیز به ادبیات مدیریتی صنعت پتروشیمی وارد شود.این شاخص میتواند قطب نمای تازهای برای توسعه باشد.
ناترازی انرژی فقط یک تهدید نیست
طبیعی است که محدودیت انرژی برای یک مجتمع صنعتی خبر خوبی نیست. توقف یا کاهش تولید مستقیماً بر درآمد صادرات، بازار و زنجیره پایین دست اثر میگذارد.
اما اگر از زاویه دیگری نگاه کنیم همین محدودیت میتواند صنعت ایران را وادار کند وارد مرحله تازه ای از بلوغ شود.
در جهان صنعتی، محدودیت منابع بارها منشأ نوآوری شده است. وقتی انرژی فراوان و ارزان در اختیار یک صنعت باشد، انگیزه اقتصادی برای اصلاح فرآیندها کمتر است؛ اما هنگامی که انرژی به یک متغیر راهبردی تبدیل می شود، بازیابی حرارت، کاهش اتلاف هوشمندسازی فرآیند بهینه سازی مصرف تعمیرات پیشبینانه و ارتقای فناوری از موضوعات جانبی به مسائل اصلی مدیریت تبدیل می شوند.
ما نیز باید از همین نقطه عبور کنیم
آینده پتروشیمی ایران فقط در ساخت مجتمعهای بیشتر نیست؛ بخشی از آینده در هوشمندتر کردن مجتمعهایی است که امروز در اختیار داریم.
گاهی یک سرمایهگذاری هدفمند برای کاهش مصرف انرژی رفع یک گلوگاه تولید، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات یا تغییر سبد محصول میتواند برای اقتصاد کشور ارزشمندتر از افزودن یک پروژه بزرگ جدید باشد.
هر مجتمع، یک نیروگاه بهرهوری
پیشنهاد من این است که صنعت پتروشیمی ایران یک برنامه ملی با عنوان «نهضت بهرهوری انرژی و خوراک» تعریف کند.
در این برنامه هر مجتمع پتروشیمی موظف باشد نقشه دقیق اتلاف انرژی و خوراک خود را تهیه کند و پروژههای قابل اجرا را بر اساس سه شاخص رتبهبندی کند: «میزان کاهش مصرف»، «میزان افزایش ارزش محصول» و «زمان بازگشت سرمایه». نتیجه چنین برنامه ای باید قابل اندازه گیری باشد.
یعنی بتوانیم بگوییم یک مجتمع بدون دریافت خوراک بیشتر و بدون ساخت یک واحد عظیم جدید تنها با اصلاح فرآیند و سرمایهگذاری هوشمند توانسته است ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد کند.این همان ظرفیتی است که گاهی در بحثهای توسعه کمتر دیده می شود.
حلقه بعدی؛ زنجیره ارزش اما بهرهوری به تنهایی کافی نیست. اگر بهترین کارخانه دنیا را هم داشته باشیم اما بخش عمده محصول ما در حلقههای ابتدایی زنجیره باقی بماند بخشی از ظرفیت خلق ارزش را از دست دادهایم.
مسیر آینده باید از «فروش محصول» به سمت «فروش ارزش» حرکت کند
پلیمرها و محصولات پتروشیمی زمانی بیشترین نقش را در اقتصاد ایفا میکنند که در صنایع پایین دستی به قطعات صنعتی، تجهیزات پزشکی ،محصولات بستهبندی، پیشرفته مواد مهندسی، قطعات خودرو و صدها محصول با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شوند.
بنابراین تکمیل زنجیره ارزش فقط یک سیاست پتروشیمی نیست؛ یک سیاست صنعتی است. در این مسیر باید بخش خصوصی واقعی شرکتهای دانشبنیان و سرمایهگذاران صنایع پایین دستی را به صنعت بزرگ پتروشیمی متصل کنیم. مجتمع های بزرگ نیز میتوانند به جای آنکه فقط تولیدکننده محصول باشند، به سکوی توسعه یک اکوسیستم صنعتی پیرامون خود تبدیل شوند.
تابآوری بخشی از تولید است
تجربه ماههای اخیر یک درس مهم دیگر نیز برای صنعت داشت امروز تابآوری دیگر یک مفهوم مدیریتی انتزاعی نیست. پایداری خوراک، برق و سرویسهای جانبی، ذخایر قطعات حیاتی، توان تعمیر سریع، امنیت زیرساخت نیرویانسانی آماده و سناریوهای از پیش طراحی شده برای بحران همگی بخشی از مفهوم تولید هستند.
کارخانهای که فقط در شرایط عادی قادر به تولید است، الزاماً کارخانهای با بهرهوری بالا نیست. صنعت آینده باید بتواند شوک را تحمل کند، سریع بازیابی شود و دوباره به مدار تولید بازگردد.
ما در پتروشیمی امیر کبیر نیز در ماههای گذشته با محدودیتهای عملیاتی و انرژی مواجه بودیم و تجربه بازگشت واحدهای پایین دستی به ظرفیت کامل تولید، بار دیگر نشان داد که سرمایه اصلی یک مجتمع تنها تجهیزات آن نیست؛ دانش فنی تجربه و اراده نیرویانسانی آن نیز بخشی از سرمایه تولید است.
آینده را از دل محدودیت بسازیم
من به آینده صنعت پتروشیمی ایران خوشبینم نه به این دلیل که مشکلات را نمی بینم. اتفاقاً خوشبینی زمانی معنا دارد که محدودیتها را دقیق ببینیم و برای آنها راهحل داشته باشیم.
ایران همچنان از منابع هیدروکربوری، موقعیت جغرافیایی، زیرساخت صنعتی و مهمتر از همه نیروی انسانی متخصص برخوردار است. صنعت پتروشیمی نیز طی دههها تجربه دانشی انباشته کرده، که سرمایهای کمنظیر برای کشور است. اما مزیتهای گذشته به تنهایی آینده را تضمین نمیکنند.
نسل بعدی پتروشیمی ایران باید کم مصرفتر، هوشمندتر، متنوعتر، تابآورتر و نزدیکتر به بازار نهایی باشد.
شاید مهمترین تغییر نیز تغییر یک سؤال باشد. به جای اینکه تنها بپرسیم: «چند میلیون تن بیشتر تولید کردیم؟» بپرسیم: «از منابعی که در اختیار داشتیم چقدر ارزش بیشتر برای ایران ساختیم؟»
اگر این پرسش به معیار تصمیمگیری صنعت تبدیل شود، محدودیت انرژی الزاماً نقطه توقف پتروشیمی ایران نخواهد بود؛ میتواند آغاز دورهای باشد که در آن رشد نه فقط از مسیر مصرف منابع بیشتر، بلکه از مسیر دانش بیشتر بهرهوری بیشتر و خلق ارزش بیشتر اتفاق میافتد.