نیانبون
دیروز عروسی پسر خالم بود، با اجازتون از تهران که اومدم، یه راست رفتم ولات که بریم تالار و هم عروسی شرکت کنیم، هم شومی بخوریم و هم بچههای فک و فامیل رو ببینیم.
کد خبر: ۵۴۴۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۷/۰۴