ذات، شعور و شور لازمه شاعر شدن است

الهام بهروزی:
«کنارم نشستهای و/ قصه حسین کرد شبستری میگویی/ من در تو فرو رفتهام و/ تو/ نیمخیز تنت/ توی بالش/ هر دو حسادت داریم/ من به سیگار و/ تو/ به لیوان چای/ کاش...!/ سهممان از بوسه/ اینقدر نبود.» (زینب یوسفی)
با اندکی سیر کردن در سرودههایش با حسی روبهرو میشوی که انگار سالهاست آن را گم کردهای و اینک در گوشهای خلوت این حس را یافتهای و با آن دمساز شدهای. شعرهایش هم مثل خودش صمیمی و زلال است؛ زبانش راوی حسرتها و دردهای مانده در تن و روح آدمی است. او درد را لمس کرده و عشق را فهمیده و شعر نازک خود را در حریر واژگانی لطیف در عصری نهچندان خوشایند و منعطف آفریده است تا با تو از راه پیچ در پیچ زندگی سخن بگوید. خودش معتقد است که نخستین شعرش را آبان 78 آفریده؛ شعری در پیراهن غزل؛ اما این قالب دست و پای احساس و افکارش را محصور میکند و او برای ابراز الهامات درونیاش قالبی را جستوجو میکند که رها از چارچوبهای عروضی دنیای شعرش را بسازد. سه سال به جستوجویش ادامه میدهد تا اینکه به پیشنهاد معلم ادبیاتش با قالب سپید آشنا میشود و او از آن پس مادر سرودههای بیشماری میشود که در عین سپیدی، سیاهی غم و انتظار را گاهی به نمایش میگذارد.
زینب یوسفی زاده سال 64 در بوشهر است. او دانشآموخته رشته زبان و ادبیات فارسی (کارشناسی) و مدیریت آموزشی (کارشناسی ارشد) است و امروز به یکی از شاعران سپیدسرای مطرح و جوان بوشهری بدل شده که در عین شاعرانگی، مینویسد، عکاسی و پژوهش میکند؛ یوسفی زیبایی و راز زندگی را در میان اتفاقاتی جستوجو میکند که در شعر و طبیعت میافتد. این شاعر با شعرهای سپیدش پرترهای از زن را نمایش میدهد که ظریف است و سرشار از احساس.
زبان شعرش ساده و امروزی است و قابل فهم و تصویرهای کلامش زنده، گیرا و گاه نفسگیر و چالشبرانگیز نظیر تصویرهای ناب این شعرش: «قصد رقصیدن نداشتیم/ خیابان/ ویراژمان داد و/ پشت چراغ قرمز/ لبهامان بوسیده شد/ شب بود/ روز بود/ چراغ قرمز بود و لب ها قرمز و خون/ این ایستگاه هم/ رنگ دیگری نداشت/ شمشادها گواهند/ ما/ قصد رقصیدن نداشتیم.»
از دیگر ویژگیهای کلامی و ادبی سرودههای یوسفی این است که او آشنایی و عادت را در بسیاری از جملاتش میزداید و زبانی بدیع و نو میآفریند. در حقیقت گفتار عادی را به سخنی برجسته بدل میسازد و از همینروی است که مخاطب جذب دنیای لطیف شعرش میشود. شاید لطافت طبع او وامدار نگاه خاصش به زندگی است که از دریچه لنز دوربینش میگذرد.
یوسفی در کنار شاعری در حال حاضر مدیریت مرکز فرهنگی آموزشی مهارتی فرتورگران و آموزشگاه آزاد فنی و حرفهای فرتورگران را به همراه برادرش (محمد یوسفی، از اساتید جوان و باتجربه عکاسی استان) برعهده دارد. او تاکنون موفق نشده است که اثری را راهی بازار نشر کند؛ اما تصمیم دارد بهزودی با انتشار مجموعهاشعارش خود را به شاعری صاحب اثر بدل کند. گفتوگویی را با زینب یوسفی شاعر سپیدسرای استان حول فعالیتهای ادبی و هنریاش صورت دادهایم که خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.
خانم یوسفی چطور شد که از میان قالبهای شعری، قالب سپید نظر شما را به خود جذب کرد؟
در آبان ٧٨ متنی نوشتم که وقتی برای خانواده خواندم، گفتند این یک غزل است. در واقع از ابتدا با غزل شروع کردم. همچنین در قالبهای دوبیتی و رباعی نیز شعر سرودم اما بعد از گذشت سه سال حس کردم نمیتوانم در چارچوب این قالبها جا بگیرم و برای رعایت قالب مجبور بودم افکارم را خوب بیان نکنم و این باعث قالبشکنی میشد. در این رابطه با خانم خواجوی (معلم ادبیاتم) صحبت کردم. او قالب سپید و نیمایی را به من پیشنهاد داد. بنابراین از قالب غزل خود را رها کردم و متوجه شدم در قالب شعر سپید بهتر میتوانم افکارم را ارائه بدهم و میدان بازتری را تجربه کنم. البته این برگرفته از ذهنیت من است. چون ذهن من، ذهنی آزاد است و بسط و گسترش وسیعی دارد و در چارچوب نمیتواند بماند. حتی گاهی قالب سپید را هم با دیگر قالبها آمیختهام؛ ولی شایسته دانستم در همان قالب سپید بمانم.
بیشتر چه موتیفها و مضامینی شعرهایت را در برمیگیرد؟
بیشتر موتیفها و مضامین سرودههایم اجتماعی، عاشقانه، طبیعت و اعتراض نرم است.
زن در شعر شما چه جایگاهی دارد؟
این موضوع را بهتر است خوانندگان گرانقدر پاسخ دهند؛ ولی بهعنوان یک بانو میتوانم بگویم نقش بانوان در اشعارم نقشی ظریف ولی قدرتمند است.
در سرایش اشعارت بیشتر از کدام شاعر الهام گرفتید؟
اشعار شاعران و نویسندگان کلاسیک و مدرن را مطالعه کردهام ولی تا کنون شاعر خاصی الگو و یا الهامبخشم نبوده است.
به نظر شما شاملو با ابداع قالب سپید چه تاثیری بر ادبیات معاصر گذاشت و وجه تمایز اشعار شاملو با همعصرانش در چیست؟
احمد شاملو به تاثیر شعر معاصر غرب پی برده و با ابداع تکنیکهای جدید در اشعار خود، شعر فارسی را به سمت سادگی و روانی واژگان و معنای عمیق سوق داده است. بیشک ترجمه آثار او را در این مهم یاری رسانده است.
به شعر سپید شعر منثور هم میگویند، از دید شما تمایز این شعر با نثر در چیست؟ چقدر این قالب تحت تاثیر احساس و تخیل است؟
از دید من شعر، شعر است و نثر، نثر. المانهای شعر سپید با اشعار قالبهای دیگر فرقی ندارد. در شعر سپید نیز مانند دیگر قالبها موسیقی، احساس، تخیل، آشناییزدایی، تشبیه، تلمیح، واجآرایی و دیگر عناصر شعر رعایت میشود. شما فرض کنید اتاقی با چهار دیوار دارید؛ ولی شخصی از همان ابزار استفاده کرده شکل اتاق را عوض میکند. این همان تغییر ساختار است.
دغدغهها و مسائل اجتماعی در شعر سپید نمود پررنگی دارد، شما چقدر از این قالب برای دغدغههایت وام میگیرید؟
بسیار زیاد. کار هنرمند این است که نسبت به افراد عادی نگاه متفاوتتری به جامعه خود دارد. شاعران نیز دغدغههای اجتماعی خود را در اشعارشان بیان میکنند. هنرمند اگر درد جامعه خود را نداند، هنرش سودمند نیست.
یک شاعر برای شاعر شدن باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
ذات، شعور و شور لازمه شاعر شدن است. بهعلاوه مطالعه؛ مطالعه مفید و موثر نقش بسزایی در این رابطه دارد. بهتر است با کتاب دوست باشیم؛ چون مطالعه به زندگی شخصی افراد نیز کمک میکند. البته شعر باید به شاعر الهام شود. در درون شاعر بجوشد و شاعر را به وجود بیاورد تا قلم بهدست گرفته و بنویسد.
آیا غیر از شاعری فعالیتی دیگری هم دارید؟
من شاعر، نویسنده، پژوهشگر و عکاس هستم. البته مطالبی با موضوعات متفاوت اجتماعی و اقتصادی در نشریات محلی استان به چاپ رساندهام. گهگاهی هم داستان کوتاه مینویسم. مقالات علمی-پژوهشی متعددی هم در زمینههای آموزشی، ادبی نوشتهام که از جمله آنها میتوان به «بررسی عوامل موثر در حفظ و نگهداشت منابع انسانی شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی منطقه بوشهر» و... اشاره کرد. مهمان برگزیده سمینار بینالمللی دانشگاه سرینگر، کشمیر، هند در سال ٢٠١٨ و مهمان برگزیده سمینار بینالمللی دانشگاه اسلامی علیگره هند در سال ٢٠١٩ بودهام که عنوان دکتر نام نهادهاند و مقالاتم در مجله علمی هر دو دانشگاه به چاپ رسید. در حال حاضر هم بهعنوان ویراستار با استادحسین جواهری، شیمیدان و پژوهشگر هماستانی و از مفاخر علمی و ادبی کشور، در نگارش کتابی پژوهشی در رابطه با گفتار سامان بندرریگ با عنوان «سیری در ریگستان» همکاری دارم. در زمینه عکاسی به همراه محمد یوسفی، استاد عکاسی اولین مرکز فرهنگی آموزشی مهارتی فرتورگران را در سطح استان بوشهر با ارائه دیپلم کاردانش عکاسی تاسیس کردیم. فعالیت مرکز فرتورگران در زمینه آموزش تخصصی عکاسی است. این مجموعه شامل اولین کتابخانه عمومی تخصصی عکس استان، نگارخانه تخصصی، آتلیه تخصصی و فضای مناسب آموزشی است. همچنین فرتورگران دارای مجوز اولین آموزشگاه تخصصی آزاد عکاسی از سازمان فنی و حرفهای کشور در استان است.
چه ارتباطی میان شعر و عکس دیدید؟ و چقدر این دو هنر میتواند با هم عجین شوند؟
به نکته جالبی اشاره کردید. بله با شعر شروع کردم و وارد دنیای عکاسی شدم. باید عرض کنم که واژه اصیل پارسی عکس و تصویر «فرتور» است. در شعر، فرتور نقش اساسی دارد. ذات و ریشه همه هنرها یکی است منتها ابزار ارائه متفاوت است و ادبیات مادر همه هنرهاست. بنده تلفیقی از شعر، عکس، آموزش و مدیریت را بهخوبی لمس میکنم.
آیا اثری هم دارید که منتشر شده باشد؟
آثارم بیشتر در نشریات به چاپ رسیدهاند. همچنین یادداشتی بر کتاب «ریگستان» اثر حسین اسلامی داشتهام. در این کتاب آقای اسلامی به جمعآوری واژگان منطقه بندرریگ پرداخته است. ولی هنوز کتابی را راهی بازار نشر نکردهام.
بزرگترین موانعی که بر سر راه شما در چاپ اثر وجود دارد کدام است؟
معتقدم که برای چاپ یک اثر باید به یک درجه از پختگی رسید تا اثر ارائه شده حرفی برای گفتن داشته باشد. بارها پیشنهاد چاپ کتاب مطرح شده؛ ولی تا کنون اقدامی در این راستا نکردم. انشاءالله خداوند توفیق دهد بهزودی این کار را انجام خواهم داد.
سخن پایانی؟
از مخاطبان گرانقدر ممنونم که مرا خواندند. همچنین از شما بانوی ارجمند بابت تلاش و پشتکار و صورت دادن این گفتوگوی صمیمانه متشکرم و در آخر آرزوی سلامتی و سربلندی برایتان دارم.