شعرهایم ملهم از زندگی و تفکرات مردم است

اسماعیل مسیحگل
«مدتهاست/ پنجرهای آرام برای درگاه بادآورده نی مینوازد/ نیهایی برای باران/ نیهایی برای شادیهای زیبا/ من خودم خواستگاه طبیعتم/ طبیعتی روبه افول/ گاه سرم دراندام تو گیج میرود/ نترس/ این سطرهای کوچکشده در دهان توست/ این عشق/ روزی دست دزدها بوده است/ روزی دست پروانهها/ بیا باهم به پرستش میوههایی خوش و آب و رنگ برویم./ من نقاش چهرههای مختلف هستم/ چهره یک تفنگ گاه شادم میکند/ گاه غمگینم/ چون زنی که به نیمکت پارک تکیه داده است/ تا شوهرش از سربازی برایش گل سرخ بیاورد/ من با خون آرایش میکنم/ با خون به ناخنهایم لاک میزنم/ چقدر خنده یک آهو در این قاب عکس زیباست/ به دنیا بیا/ اینجا آخرجهنم رفته بر باد است/ خواهران زیادی گندم بافتهاند/ روی موهای سپید من/ میترسم/ عاشقتر ازاین دنیا نروم/ و طوفان برخلاف جهت بوزد/ کاش کسی بیست و هفت سال دوستم داشت/ بیست و هفت سال برایم شمع روشن میکرد/ و خودش را در آینه ها فوت میکرد/ بعد برمیگشت به بهشتی که بدتر از دوزخ است/ چقدر/ باید تسلیم یک تصمیم کبری شد...» (زینب فرجی)
زینب فرجی متولد شهرستان مراغه در استان آذربایجان شرقی و دارای کارشناس الهیات و معارف اسلامی گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی است. وی از دوران راهنمایی نوشتن داستان برای کودکان را آغاز و کمکم به محفلهای ادبی راه پیدا کرد. فرجی در ادامه عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مراغه شد و اولین شعرش درسال ۱۳۸۳ در کتاب کانون تهران چاپ شد. او از آن پس خودش را با ذوق و شوق در دنیای بیکران کلمات غرق کرد. خودش در این خصوص میگوید: «به هرجا که مینگریستم فقط کلمه بود و کلمه حتی اشیا حتی جانداران. قسطی کتاب خریدن و خواندن، روزبهروز تشنهترم میکرد در این وادی بیانتها.» فرجی تا کنون یک مجموعهشعر به نام «دیکتاتوری در سطرهای ابری» به همت نشر سیب سرخ راهی بازار کتاب کرده است. گفتوگویی را با این شاعر جوان صورت دادیم که در ادامه میآید.
خانم فرجی شما در سرودن شعرهایتان از چه چیزی الگو و الهام میگیرید و تا چه اندازه شعر شما جوششی است؟
الگوی من برای سرودن اشعارم بیشتر دغدغههای اجتماعی است. دوست دارم از فقر، از جنگ، از رنج کارگران و... بنویسم. شعرهایم بیشتر الهام گرفته از زندگی و تفکرات مردمی است که در کنارم ساکن شدهاند و من خدا کند که یک شاعر باشم، نه متشاعر تا مثلا از کنار گنجشکی که میمیرد اما عدهای از مقابلش بهراحتی میگذرند، من نگذرم در کل میگویم شعرهای من جوششی برای دگردیسی خودم و اطرافیانم تا روحم جلا یابد در این وانفسای نخواندن و نه به مطالعه. کاش با این تراوشات روحی بتوانم دردی را درمان و عشق خفتهای را بیدار کنم.
مهمترین دغدغههای شعری شما کدام است؟
در شعر باید از عشق گفت، از عشق مادر به فرزندش، از عشق مجنون به لیلی و ... بیشتر موضوعاتی که سعی میکنم مد نظر قرار بدهم یکی محیط زیست است که نباید به هیچ وجه اجازه بدهیم که کسی حتی قصد تخریب جنگلی را داشته باشد و از همه مهمتر آسیبهای اجتماعی است که بیشتر در شعرهایم نمود پیدا کرده و میکند باید تا میتوانیم درمان زخمهای هم دیگر باشیم و در آخر مرگاندیشی در شعرهایم ضمانت مرا میکند که یاد مرگ همیشه و بال گردنم نباشد.
شعر بیشتر درباره چه موضوعاتی را در برمیگیرد و بیشتر در شعر به فرم توجه دارید و محتوا؟
شعر من بیشتر درباره موضوعاتی چون فقر و کودکان کار و مرگ است. مرگاندیشی در کارهای من بیشتر نمود پیدا کرده است. آنگونه که هر طرف سر میچرخانم چهره مرگ را میبینم و در همه حالات سایه شوم مرگ را روی خودم و اطرافیانم احساس میکنم که مرا ترغیب میکند تا چیزی دربارهاش بنویسم. فرم و محتوا هر دو مقوله جداگانهای هستند که به نوبه خود از اهمیت ویژهای برخوردارند. بهنظر من در شعر هم باید به فرم توجه کرد و هم به محتوا. نمیدانم تا چه اندازه موفق بودهام شاید در یک شعرم به فرم پرداختم و شاید در شعر دیگرم به محتوا و این عمل کردن به تکنیکها به کار من جلوه پسندیدهای میدهد.
تا چه اندازه به الهام در سرودن شعر اعتقاد دارید و آیا شعری که به شما الهام شده در خاطر دارید؟
الهام نهتنها در شعر و ادبیات، بلکه در هنرهای دیگری نظیر نقاشی، مجسمهسازی و... میتواند راه را برای بهتر به سرانجام رسیدن آن اثر هنری کمک کند. من قطعا با دیدن درد و رنج مردم کوچه و بازار قلبم تیر میکشد که در آنجا آغاز شعری در ذهن من شکل میگیرد. الهام در شعر باعث میشود چندینبار کلمات را در ذهنمان پالایش کنیم و با بهترین واژهها پازل شعریمان را کامل کنیم. یکی از شعرهای الهامشدهام این است: «من به خدا ثابت خواهم کرد/ که مرا از روز ازل زنی مُرده آفریده است/ و تو را از روز نخست مردی مُرده/ پس ما با هم برابرییم/ در آب/ درغذا/ در هوا/ در آن چیزی که به من تعلق دارد/ مثل اختیار یا انتخاب...»
شما در شعرهایتان دغدغه اجتماعی مطرح میکنید یا فکر میکنید با توجه به وجود انواع رسانهها و گسترش فضای مجازی شعرها در نسل شما اثری دارد؟
با توجه به وجود انواع تکنولوژیها و گسترش فضای مجازی، جوانان جامعه ما اخبار و شعرها را از طریق فضاهایی مانند اینستاگرام پیگیری میکنند، بهنوعی که شعر اینترنتی بهوجود آمده و نسل جدید بیشتر سعی میکنند پیدیاف یک کتاب را بخوانند در گوشیهایشان و آنها از لمس یک کتاب خوب بیبهره میمانند و جوانان دیگر، تمایلی به کتاب خواندن از خود نشان نمیدهند و این بهنوبه خود به معضلی بزرگ در جامعه تبدیل شده است که تاکنون راهکاری برای آن ارائه نشده است حالا باید سعی شاعر بر آن باشد که شعرهایش پوست و استخوان بشریت گره بخورد تا تمام وجود آدمیت را تحت تاثیر قرار بدهد و عشق ورزیدن را به هم نوع دیگر از یاد کسی نرود. امیدوارم شعرهای بنده تاثیرگذار باشند.
تعریف شما از یک شاعر متعهد و غیرمتعهد چیست؟
ادبیات به هیچ چیزی جز خودش متعهد نیست. هر شاعر یا نویسندهای روایت خود را از هستی و زندگی بازگو میکند که ممکن است این روایت به گمان خوانندگان رحمانی یا شیطانی باشد. شاعرها به خودشان و اعتقادات شخصی خودشان متعهدند. من به چیزی بهنام تعهد؛ یعنی آنچه بیرون از ذهن آنها وجود دارد، قائل نیستم بلکه به تفاوت بین شاعرها قائلم. حمیدرضا شکارسری در جایی گفته تعهد شعر را محدود میکند و اگر این تعهد به شعر تزریق شود، آن را به شعار تبدیل میکند. اکثر شعرها به چیزی تعهد دارند؛ یعنی در یک نگاه شعر غیرمتعهد نداریم و شعر از واقعیتی سرچشمه گرفته است. گمان میکنم این تقسیمبندی غیرفنی و حتی سادهلوحانه است. به همین دلیل با تقسیمبندی ادبیات به ادبیات متعهد و روشنفکری موافق نیستم شاعر به چیزی جز اثر نباید متعهد شود ولی از آنجا که تعهد در میان عموم جور دیگری معنا میشود. در دهه ۱۳۱۰و ۱۳۲۰ این بحث تحت تاثیر ژان پل سارتر بهوجود آمد و مربوط به بیش از ۵۰ سال است که این گفتوگو بین اهل فرهنگ باز شد.
کرونا چه تاثیری بر شعر شما و بهطور کلی بر ادبیات گذاشته است؟
شیوع کرونا این روزها تقریبا تمام ابعاد زندگی بشر را تحتالشعاع قرار داده و حوزه ادبیات نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بدون تردید ماحصل بحرانی که این ویروس در زندگی فردی و اجتماعی ما انسان ایجاد کرده است خلق طیف وسیعی از رمانها و اشعار در ژانرهای مختلف با محوریت موضوعاتی از قبیل خانهنشینی و انزوا خواهد بود. این روزها بسیاری در آثارشان دست میبرند و با ایجاد تغییرات لازم آن را به اثری تبدیل میکنند که بازتابی از جهان پس از همهگیری این ویروس مرگبار است. کرونا تاثیر بسیاری بر شعرهایم گذاشته است؛ طوری که وقتی مردم جامعه را با ماسک میبینم، حس میکنم آدمها از پشت نقاب خودشان جیغ میکشند که مرگ روبهرویشان نشسته است.
تا چه اندازه اعتقاد دارید شعر ما جهانی شده است؟
در ایران پیشینه تاریخی آغاز «جهانی شدن شعر» دستکم به صد سال قبل و زمان انقلاب مشروطیت برمیگردد. در این دوره شعر فارسی بهعنوان هنر ملی و تاریخی ما مثل سایر بخشهای جامعه، قدم در راه جهانی شدن میگذارد. جهانی شدن شعر ایران دلایل بسیاری دارد که برخی از آنها همان دلایلی است که عامل پیدایش انقلاب مشروطیت در ایران شد. از جمله آنها انقلاب ادبی نیما یوشیج و تاثیر روزنامهنگاری و ترجمه است که میتوان به آنها اشاره کرد. امیدوارم شعر امروز ما هم در جهت جهانی شدن هم گام بردارد.
گرایش مخاطب امروز بیشتر به چه شعرهایی است؟
مخاطب امروز بیشتر به سمت شعرهای کوتاه با مفهومهایی خاص میرود. گسترش تکنولوژی باعث شده است که انسان امروز دیگر حوصله خواندن یک شعر بلند را نداشته باشد و برای چنین شعری وقت نگذارد به گمان من، ادبیات کلاسیک هم مخاطبان خاص خود را دارند و نباید اجازه بدهیم هنر ادبیات مظلوم واقع شود.
خانم فرجی بهعنوان شاعری که جریان شعر امروز را دنبال میکنید آینده شعر را چگونه میبینید؟
با نگاهی به گذشته ادبیات فارسی و ادبیات معاصرگفته میشود که جریان شعر امروز به سمت جلو در حال حرکت است و اگر شاعران با مطالعه به کار خودشان ادامه بدهند و سواد ادبیشان را بیشتر کنند. آینده شعر امروز درخشانتر از همیشه خواهد بود. یک شاعر از اقتصاد، تاریخ و... میتواند حرف بزند. اگر شعر برای شاعر تفریح نباشد، میتوان امیدوار بود که کورسوی امید هنوز روشن است.
نوع نگاه یک شاعر زن در ادبیات فارسی و شعر چگونه است؟
دریچه نگاه یک زن شاعر به جامعه، زندگی، تاریخ، اقتصاد و... بای ک مرد شاعر تفاوت دارد. این زاویه دید و نگاه بر ماندگاری اثر و خالق آن تاثیر و نقش عظیمی دارد. نوع دید نوع قلم را رقم میزند. شعر یک شاعر برخاسته از روح، ذهن و زبانش است و اگر این شاعر یک زن باشد این فاکتورها شعر را متفاوتتر میکند. شعر در ابتدای خلقت با زن متولد شد در لالاییهای شبانه مادران و در اندوه برآمده از تنهاییشان. شعر یک زن تنهایی عالم است که با عشق نهادینه میشود.