آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۴۷۶۰
۲۳:۱۷
۱۳۹۹/۰۸/۱۹

بازنده نهایی بازی مردم هستند

بازنده نهایی بازی مردم هستند
گلاره جلالی: در روزهای گذشته سخنانی از مسوولان مبنی بر ارزان بودن انرژی مطرح شد. مبحثی که هر گاه به‌میان آمده پیامدی همچون افزایش قیمت انرژی یا سیاستی نزدیک به آن را داشته است.

گلاره جلالی

در روزهای گذشته سخنانی از مسوولان مبنی بر ارزان بودن انرژی مطرح شد. مبحثی که هر گاه به‌میان آمده پیامدی همچون افزایش قیمت انرژی یا سیاستی نزدیک به آن را داشته است.

در سال‌های اخیر هرگاه مبحث افزایش نرخ حامل‌های انرژی مطرح‌شده است، چندین استدلال از سوی موافقان افزایش قیمت به میان آمده است. استدلال‌هایی که در واقع با تحلیل آن می‌توان به مغلطه بودن آن پی برد.

مورد اول مقایسه نرخ‌های ارائه خدمات انرژی در داخل با نرخ‌های صادراتی است. اگر کمترین توجهی به سایر کشورها حتی همسایه‌های ایران کنیم مشاهده می‌کنیم که قیمت‌های داخلی محصولات برای مصرف مردم آن سرزمین باقیمت صادراتی آن کالا متفاوت است.

برای مثال همین همسایه ترک خودمان که صنعت پوشاک درآمد اول آن ست و با همین کالا اکثر درآمد صادراتی خود را دارد.

آیا قیمت این کالاها با قیمت که در ایران به فروش می‌رسد یکی است؟ بدون تردید نه؛ بلکه در اینجا این محصولات حداقل سه یا چهار برابر قیمت مصرف داخلی مردم آن کشور به فروش می‌رسد.

پس دلیلی برای مقایسه قیمت‌های صادراتی با داخلی نداریم و نمی‌توان گفت که بر اساس این تفاوت قیمت باید در داخل ایران هم قیمت‌ها هم‌سطح صادراتی‌‌ها باشند.

مورد دیگر در مورد نرخ آب، برق، نفت و یا گاز در ایران با کشورهایی است که هیچ‌کدام از این منابع را ندارند و مجبورند باقیمت بین‌المللی این موارد را خریداری کنند و به مردم خود ارائه دهند که این مساله خود باعث گران بودن محصول در آن کشورها می‌شود؛ اما با توجه به میزان ارزش پولی و سقوط ارزش ریال در برابر ارز‌های دیگر کشورها، مقایسه این دو امر نیز موردتردید است.

مساله دیگر در بحث یارانه تخصیص گرفته در بخش انرژی است. مبلغی که در نهایت از قیمت پرداختی مشتری می‌کاهد. برخی این بحث را مطرح کرده‌اند که دهک‌های بالا از یارانه‌ انرژی بیشتری بهره‌مند می‌شوند. و این افراد منفعت بیشتری نسبت به سایر مردم دارند.

میزان مصرف انرژی نمی‌تواند برای تشخیص سطح مالی افراد استناد درستی محسوب شود و این خود به‌تنهایی دلیل موجهی برای نشان دادن رده مالی مردم نیست و اعمال گرانی برای این افراد شاید به قشرهای آسیب‌پذیر آسیب‌های بیشتری وارد کند.

برای نمونه می‌شود از خانواده‌های پرجمعیت نام برد که در ایران کم هم نیستند و به‌وفور دیده ‌می‌شوند و بر این اساس هر چقدر تعداد افراد یک خانواده بیشتر باشد بالطبع مصرف انرژی هم بیشتر می‌شود و از جایی که شاید این خانواده پرجمعیت از قشر متوسط و یا ضعیف و آسیب‌پذیر باشند با گران‌تر شدن نرخ انرژی به آن‌ها فشار مضاعفی وارد می‌شود.

از سوی دیگر بسیاری از زنان سرپرست خانوار به مشاغل خانگی برای گذران زندگی خود روی آورده‌اند که این هم می‌تواند دلیل برافزایش مصرف آنها محسوب شود.

بااین‌وجود بیشتر بودن مصرف خانوار‌ها از حد مجاز نمی‌تواند دلیل موجهی برای سطح‌بندی دهک یک خانوار باشد و بهانه‌ای برای افزایش نرخ انرژی در کشوری باشد که هر افزایش قیمتی در انرژی می‌تواند به‌سرعت خودش را در بخش تورم و تولید نشان دهد.

خوب یا بد در همه موارد و مشکلات جامعه انگشت اشاره به‌سوی مردم است و در نهایت بازنده اصلی معادلات مردم و قشر ضعیف جامعه هستند.

بهتر است به‌جای توجه به مواردی که کمکی به رشد و شکوفایی جامعه نمی‌کند، این بار مسوولان به سمت نخبگان بروند و از تکنولوژی‌های نوین و بهتر و کم‌هزینه‌تر استفاده کنند تا در کنار آرامش و مصرف درست و به‌جای مردم از انرژی، منابعی کم‌هزینه‌تر ابداع و یا ارائه شود که در نتیجه هم منابع تجدید ناپذیر به‌راحتی از بین نروند و هم مردم استرس و نگرانی مصرف خود را نداشته باشند.


ارسال نظر
جدیدترین اخبار