آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۴۹۸۱
۱۵:۴۳
۱۴۰۰/۰۱/۲۸
روایت احسان عابدی از تلف‌شدن گروهی داردُم‌ها و گربه‌ماهی‌ها در سواحل خلیج فارس:

انسان و صیدهای غیرمجاز عامل مهم این فاجعه‌هاست

انسان و صیدهای غیرمجاز عامل مهم این فاجعه‌هاست
الهام بهروزی: تلف شدن گروهی گربه‌ماهی‌ها در دو نوبت در سواحل جاسک (در فروردین‌ماه امسال) و همچنین مرگ دست‌جمعی و رهاسازی ماهی داردم در سواحل عسلویه (اسفند ۹۹) و به گل نشستن دلفینی در دیر (فروردین ۱۴۰۰) همه و همه پدیده‌های تلخی است که در اکوسیستم دریایی جنوب کشور روی داده است و طبق بررسیهای صورت‌گرفته عامل همه این مرگ‌ومیرها هم انسان است!


الهام بهروزی

تلف شدن گروهی گربه‌ماهی‌ها در دو نوبت در سواحل جاسک (در فروردین‌ماه امسال) و همچنین مرگ دست‌جمعی و رهاسازی ماهی داردم در سواحل عسلویه (اسفند ۹۹) و به گل نشستن دلفینی در دیر (فروردین ۱۴۰۰) همه و همه پدیده‌های تلخی است که در اکوسیستم دریایی جنوب کشور روی داده است و طبق بررسیهای صورت‌گرفته عامل همه این مرگ‌ومیرها هم انسان است!

این در حالی است که خلیج فارس از دیرباز نقش بسیار پررنگی را در امرار معاش ساکنان حاشیه خود ایفا کرده و می‌کند اما زیاده‌خواهی‌ها و دخل و تصرف‌های بیجا و روزافزون بشر نه تنها هستی این خلیج را، بلکه حیات آبزیان و زیستگاه‌های بکر و منحصربه‌فرد آن را نشانه گرفته است. بدیهی است در سال‌های اخیر شاهد تلف شدن شمار زیادی از آبزیان و پستانداران در سواحل خلیج فارس و همچنین دریای عمان بوده‌ایم که عواملی چون آلودگی‌های نفتی و صوتی، صیدهای غیرمجاز، رفتارهای پرخطر صیادان محلی و بیماری نقش شگرفی را در تلف شدن این منابع و ذخایر دریایی ایفا می‌کنند.

طبیعی است که همه این عوامل اغلب ساخته و پرداخته دست بشر است که آگاهانه یا ناآگاهانه به‌منظور حفظ حیات خود به محیط زیست دریایی روا می‌دارد! از آلودگی‌های نفتی و صوتی که نقش بسیار مهمی را در نابودی بخشی از ذخایر دریایی از جمله مرجان‌ها ایفا می‌کند که بگذریم، می‌رسیم به صیادان بومی که اغلب به‌دور از دانش صیادی به‌شکلی پرخطر در خلیج فارس به صیادی می‌پردازند؛ صیادانی که با آموزش و آگاهی‌بخشی می‌توانند رفتارهای پرخطر خود را به فراموشی بسپارند و دیگر حیات ماهیان و آبزیان این آبراهه استراتژیک را به‌خاطر زیاده‌خواهی و سهل‌انگاری‌های خود به بازی نگیرند. بی‌شک تلف شدن گروهی‌ گربه‌ماهی‌ها در سواحل جاسک یا تلف شدن انبوه داردم‌ها در عسلویه نتیجه بی‌دانشی و خودخواهی صیادانی است که برای رسیدن به سود، با استفاده از ادوات غیرمجاز به صیدهای مرگبار برای آبزیان غیرخوراکی روی آورده‌اند و بعد از اینکه با آن‌ها مواجه می‌شوند، آن‌ها را در دریا رها می‌سازند تا روز بعد تراژدی که در پهنه خلیج آفریده‌اند در ساحل برای مردم به نمایش گذاشته شود!

بی‌تردید اگر مدیریت صحیح بر آب‌های خلیج فارس در محدوده ایران صورت می‌گرفت و اگر آموزش‌های لازم برای صیادان محلی برگزار و اهمیت خلیج فارس و ذخایرش بر آن معلوم و مشخص می‌شد آیا آن‌ها باز این‌چنین بیرحمانه و غیرمسوولانه به کشتار آبزیان و ماهی‌های غیرخوراکی می‌پرداختند! آیا وقت آن نرسیده است که دستگاه‌های متولی مثل شیلات، اداره بنادر و دریانوردی، اداره‌کل حفاظت محیط زیست و... به این موضوع به‌صورت جدی ورود کنند و جلوی این پدیده مذموم و غیرانسانی و در تضاد با محیط زیست را بگیرند؛ چراکه انسان مدرن امروز به بهانه توسعه پایدار به جان جنگل، دریا و کوه و رودخانه‌ها افتاده است تا آزمندی خود را فروکش کند. قطعا اگر انسان‌ها در صیادی و استفاده از ذخایر دریایی با این روند بسیار غیراصولی پیش بروند باید در آینده‌ای نه چندان دور با منابع و ذخایر کم‌نظیر دریایی خداحافظی کنند.

عضو هیات علمی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌‌شناسی و علوم جوی کشور در خصوص نقش انسان در نابودی زیستگاه‌ها و آبزیان خلیج فارس به بامداد جنوب گفت؛ انسان جز تخریب در طبیعت نقش دیگری مگر دارد! زیرا امروز انسان و فعالیت‌های انسانی است که تخریب ایجاد می‌کند و محیط زیست را به سمت قهقرا سوق می‌دهد. اصولا از نظر من، تنها عامل تخریب محیط زیست در کل دنیا از جمله خلیج فارس «انسان» است. انسان گاهی به‌دلیل نداشتن شناخت و گاهی با وجود شناخت به تخریب و تجاوز به طبیعت می‌پردازد که هر دو حالت متاسفانه بار خسارت بسیار عظیمی را متوجه طبیعت می‌کند.

احسان عابدی در ادامه با تاکید بر اینکه انسان‌ها به شکل بسیار قابل توجه‌ای در حال تخریب طبیعت هستند، افزود: نکته جالب اینجاست که انسان امروزی در مقایسه با انسان‌های گذشته بسیار غمگین‌تر‌ و ناشادتر است! دلیلی جز تخریب طبیعت برای ناشادی او نمی‌بینم؛ چراکه رفتارهای که انسان با موجودات اهلی و وحشی داشته است، از بدترین جنایات تاریخ بشری است و انگار انسان در جنگی تمام‌عیار با طبیعت قرار گرفته و باید آنقدر بکشد و غارت کند تا دیگر چیزی نماند.

وی با اشاره به اینکه امروز تعریف انسان خردمند عوض شده است، تصریح کرد: در گذشته انسان خردمند انسانی کاشف و مخترع بود که از طریق کشف طبیعت و به مدد آن گره‌ای از مشکلات را می‌گشود و زندگی انسان‌ها را آسان‌تر می‌کرد. انسان خردمند گذشته فقط به استحصال مشغول بود؛ اما در طبیعت زندگی می‌کرد و ولی امروز دوستی انسان با طبیعت کم و کمتر شده است تا جایی امروز به‌جای اینکه با طبعیت باشد، بر طبیعت است. بنابراین انسان خردمند امروزی دیگر نمی‌تواند همان انسان خردمند گذشته باشد؛ چراکه دیگر در طبیعت زندگی نمی‌کند و کل جهان بر طبیعت است و او باید با طبیعت باشد. انسان خردمند امروزی بایستی به فکر طبیعت از دست رفته باشد و اگر کاری هم نمی‌کند، حداقل تخریب نکند. انسان خردمند امروزی یعنی کسی که طبیعت را تخریب نکند.

عابدی با بیان اینکه انسان‌های هوشمند گذشته به فکر حاکم شدن بر جهان و طبیعت بودند، بنابراین انسان هوشمند امروزی بایستی به فکر رهایی جهان و طبیعت از دست انسان باشد، گفت: انسان با خرد و متمدن امروزی با طبیعت سازگاری می‌کند، طبیعت را بازسازی می‌کند، به فکر توسعه پایدار و درخور است و خلاصه هر کاری می‌کند به عواقب آن می‌اندیشد.

این کنشگر و پژوهشگر علوم دریایی و اقیانوسی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه پدیده‌ای که این سال‌ها با آن با شدت بیشتری روبه‌رو شدیم، تلف شدن تعداد بی‌شماری از گونه‌های ماهی است که از طریق آب به ساحل آورده می‌شوند و منظره دلخراشی را رقم می‌زنند، عمده‌ترین دلیل آن چیست، توضیح داد: بله، متاسفانه این پدیده نیز مانند سایر پدیده‌هایی که منشا انسانی دارند، مخرب و مایه تاسف است. موضوع جدیدی هم نیست و سال‌هاست که ذخایر خلیج فارس و دریای عمان به این شکل مورد تخریب و تاراج قرار گرفته است. شک نکنید که سوءمدیریت بر آب‌های خلیج فارس و دریای عمان در محدوده ایران حاکم است و همه این موارد از مدیریت افتضاح حاکم بر آب‌های سرزمینی نشات می‌گیرد. استفاده از ادوات صیادی غیراستاندارد و غیرمجاز، نبود نظارت بر آب‌های سرزمینی، نبود آگاهی‌رسانی به صیادان و جوامع محلی، فقر جامع صیادی و صدها دلیل دیگر که در راس آن‌ها سوءمدیریت جای دارد، باعث تلف شدن گروهی برخی از گونه‌های ماهی و آبزیان در خلیج فارس می‌شود.

عابدی با اشاره به تلف شدن ماهی‌های داردم و گربه‌های در عسلویه و جاسک، گفت: علت به ساحل آمدن ماهی داردُم در چهارم اسفندماه ۱۳۹۹ در سواحل خلیج فارس در عسلویه و همچنین به ساحل آمدن گربه ماهی (ماهی گلو) در فروردین‌ماه سال جاری (دو بار) در سواحل دریای عمان در جاسک چه بود؟! در هر سه مورد چندین تن ماهی تلف شد و به ساحل آمد! دلیل این پدیده چه بود؟ صید ماهی و سپس رهاسازی ماهیان در آب از سوی صیادان و سپس به ساحل آمدن لاشه آن‌ها به ساحل، به همین سادگی! بله به همین سادگی چندین تن از ذخایر آبزیان نابود شد دلیل آن هم این است که به‌دلیل سوءمدیریت و نبود نظارت بر آب‌های سرزمینی، تعدادی از صیادان در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان دست به صید غیرمجاز با استفاده از ادوات صیادی غیرمجاز و غیر استاندارد می‌زنند. یکی از این نوع صیدها، صید دَفره یا صید محاصره‌ای است که دو قایق جمعیتی از ماهیان را با تور محاصره می‌کنند و معمولا جمعیتی بزرگی از یک نوع ماهی را صید می‌کنند. اگر از بد حادثه این نوع ماهی، از ماهیان درجه ۲ یا ۳ شیلاتی مانند «ماهی گِلو» یا «داردُم» باشند، صیادی که به طمع صید ماهیان درجه یک شیلاتی با قیمت هر کیلو بالای حداقل ۸۰ هزار تومان آمده و ابزار و یخ مناسب برای نگهداری چندین تن ماهی چرب درجه ۲ و ۳ شیلاتی مانند ماهی داردُم و گِلو ندارد که بسیار فسادپذیرن هستند و قیمت آن‌ها حداکثر کیلویی حدود ۵ هزار تومان است! بنابراین ترجیح می‌دهد که این ماهیان را در دریا رها کند، فرار را بر قرار ترجیح دهد و شانس خودش را برای صید ماهیان بهتری امتحان کند و تور صیادی‌اش را که قیمتی به مراتب بالاتر از ۱۰ تن ماهی گِلو دارد، سالم نگه دارد.

وی با تاکید بر اینکه اولین عامل رخ دادن چنین فاجعه‌های سوءمدیریت بر آب‌های سرزمینی و منابع و ذخایر آن است، افزود: دومین عامل صیادان هستند؛ صیادانی که تور صیادیشان غیرمجاز است، صیدشان غیرمجاز است، عمل پس از صیدشان فاجعه است، چگونه بایستی با این نوع صیادان برخورد کرد؟ اگر این صیادان آموزش‌های لازم دیده بود، شاید این کار را انجام نمی‌دادند و قبل از آن اگر مدیریت صحیح حاکم بر آب‌های کشور بود، چنین صیادانی اصلا فرصت پیدا نمی‌کردند چنین فاجعه‌ای را رقم بزنند.

عضو هیات علمی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌‌شناسی و علوم جوی کشور با بیا اینکه البته نقش فقر را نباید در بروز چنین فجایع‌ای نادیده گرفت،چون بین فقر و تخریب محیط زیست یک رابطه دوسویه قرار دارد، گفت: به نحوی که فقر باعث تخریب محیط زیست می‌شود و محیط زیست بحران‌زده خود عامل بازتولید فقر است. دریایی که در اثر سوءمدیریت خالی از منابع و ذخایر شیلاتی شده و اصلا وضعیت خوبی ندارد و تلاش صیادی چند برابری برای ارتزاق می‌خواهد و جامعه صیادی را به سمت فقر کشانده، فراموش نکنیم. ممکن است فقر عامل ارتکاب این نوع فجایع محیط زیستی باشد که اعتقاد دارم اگر مدیریت صحیح بر منابع آبی حاکم بود، حتی با وجود فقر چنین اتفاقاتی رخ نمی داد.

وی در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه صیادان بومی را چگونه می‌توان از عمق آسیبی که دارند به ذخایر خلیج فارس وارد می‌کنند متوجه کرد، توضیح داد: با آموزش و برگزاری دوره‌های عمومی و تخصصی می‌توان بستر مناسب را برای شناخت بهتر صیادان از محیط دریا فراهم آورد؛ چراکه امروز تجربه به‌همراه علم باعث حفاظت از دریا و ذخایر آن می‌شود.

عابدی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا آموزش در توانمندی‌سازی و آگاهی‌بخشی جوامع محلی از اهمیت ذخایر دریایی و امنیت زیستگاه‌های بکر خلیج فارس موثر ظاهر خواهد شود، گفت: قطعا آموزش زمینه توانمندسازی و آگهی‌بخشی صیادان و جوامع محلی را فراهم خواهد آورد. طبیعتا بدون آموزش هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و وضعیت روزبه روز‌بدتر خواهد شد. اهتمام به تربیت و پرورش مبتنی بر حفظ اکوسیستم صیادان از اصول توسعه پایدار و درخور است و در حفظ ذخایر و منابع خلیج فارس بسیار حائز اهمیت است. بدیهی است وقتی مدیریت صحیح حاکم باشد، صیاد می‌داند که صید خارج از فصل فلان گونه ماهی یا آبزی موجب کاهش صید او و سایر صیادان می‌شود، بنابراین حتما اصول و قوانین صیادی را رعایت می‌کند.

این کنشگر و پژوهشگر علوم دریایی و اقیانوسی در خصوص به گل نشستن پستانداران دریایی در سواحل استان بوشهر در سال‌های اخیر هم بیان کرد: پستانداران دریایی از آبزیان فوق‌العاده با اهمیتی هستند اما متاسفانه در چند سال اخیر در سراسر دنیا شاهد به گل نشستن آن‌ها هستیم. در سواحل خلیج فارس و دریای عمان نیز همواره با این صحنه‌های دلخراش و نارحت‌کننده روبه‌رو هستیم که در این میان، نهنگ‌ها و دلفین‌ها از عمده‌ترین پستاندارانی هستند که در سواحل ایران به گل نشسته‌اند. آخرین مورد هم به گل نشستن یک دلفین در ساحل بندر دیر در ۱۴ فروردین‌ماه بود.

عابدی در رابطه با علت این پدیده گفت: در بسیاری از گزارش‌ها به ساحل‌آمدن یا به گل نشستن پستانداران را خودکشی اطلاق می‌کنند و عمده‌ترین دلیل خودکشی را اختلال در سیستم ردیابی و مسیریابی آن‌ها که تابع امواج مغناطیسی است، مطرح می‌کنند؛ چراکه پستانداران دریایی از میدان مغناطیسی که ایجاد و درک می‌کنند، هم مسیریابی می‌کنند و هم به صید غذا می‌پردازند که اگر این میدان با آلودگی‌های صوتی ناشی از فعالیت‌های انسانی دچار اختلال و به‌هم ریختگی شود، چه بسا که این موجودات مسیر خود را به اشتباه روند و سر از ساحل دربیاورند. از دیگر اثرات اختلال در امواج مغناطیسی پستانداران دریایی، کاهش تغذیه و بی‌رمقی است که خود عامل مهمی برای به گل نشستن آن‌ها است. بنابراین مشاهده می‌كنيد که مهم‌ترين عامل به گل نشستن پستانداران آلودگی صوتی است. عامل دیگر که این روزها در محافل علمی از آن یاد می شود، آسیب و عفونت در اثر فعالیت صیادی است. ادوات صیادی، پره موتور شناورهای سبک و سنگین و تورهای صیادی به‌جای مانده در دریا یا همان صید ارواح از عمده‌ترین عوامل مرگ و میر در پستانداران دریایی به‌خصوص دلفین‌ها هستند.

به گفته وی، خوشبختانه در سال‌های اخیر با فعالیت دوستداران و کنشگران محیط زیست دریایی، اهمیت پستانداران دریایی به صیادان القا شده است و اکثر صیادان نهایت تلاش خود را برای کمک و آزادسازی دلفین‌های به دام افتاده در تورهای صیادی را انجام می‌دهند که این موضوع بسیار حائز اهمیتی است.

عابدی در پایان با بیان اینکه امیدوارم بر آب‌های سرزمینی مدیریت صحیحی حکم شود، تاکید کرد: نه فقط آب‌های سرزمینی؛ بلکه آب‌های داخلی، همجوار، مناطق انحصاری اقتصادی، آب‌های بین‌المللی، اقیانوسی و هر آبی که هر زیستمندی در آن به حیات مشغول است، نیاز به حاکمیت مدیریتی با دانش و با حکمت دارد؛ چراکه بدون مدیریت و نظارت صحیح همه این محدوده‌ها محکوم به فنا هستند.


ارسال نظر
جدیدترین اخبار