عذرخواهی کافی نیست! نویسندگان را بشناسانید

الهام بهروزی
در جامعهای که سواد خریداری ندارد و کتاب در مقابل عطر کباب بازاری ندارد، نمیتوان انتظار داشت که نویسندگان ارج و قربی داشته باشند اما انتظار هم نمیرود که صدا و سیما تریبونی برای افراد کوتهبینی باشد که با جملهای آزاردهنده، شرافت و کار نویسندگانی را که در جامعه نقش موثری در هدایت جریانهای فکری و ترسیم پرتره جامعه پیرامونی خود و جهانی که در آن زیست میکنند، ایفا میکنند، به سخره بگیرند. قطعا توهینی که در برنامه خندوانه به نویسندگان شد، مورد خوشایند بخش اعظم جامعه نبود و خندههای رامبد جوان، مجری این برنامه که تکمیلکننده این توهین بود، بهشدت موجب دلآرزدگی نویسندگان شد.
این قشر در پاسخ به این توهین در حمایت از پیشه نویسندگی و نویسندگان ایرانی اقدام به راهاندازی پویشی به نام #نویسندگان- بیکار کردند تا بدین شکل ماهیت این حرکت زشت را که از شبکه نسیم پخش میشد به همگان نمایان سازند. داستان این رفتار توهینآمیز هم از این قرار بود که در برنامه «خندوانه» که در شب عید فطر با حضور خداداد عزیزی و فیروز کریمی روی آنتن رفت،در بخش مسابقه «کلمه»، پاسخ به پرسشی درباره نام بردن از سه نویسنده کشورمان، پاسخی طنز را از سوی یکی از مهمانان به همراه داشت که این بخش در روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست و از آن به عنوان بیاحترامی به نویسندگان یاد شده است. واکنش رامبد جوان، مجری «خندوانه» هم در قبال این پاسخ با انتقاد شدید همراه شده است که البته وی برای جبران اشتباه خود در دلجویی از نویسندگان متنی را روز گذشته منتشر کرد که به این شرح است: «سلام به اهالی قلم؛ در برنامه خندوانه چهارشنبهشب در کنار دو مهمان محترم، لحظهای پیش آمد که برای من غیرقابل کنترل شد و متأسفانه واکنش من تنها خندیدن بود. واقعا از پخش این لحظه بسیار متأسفم و این هم بهخاطر بیدقتی و بیملاحظگی من و تیم خندوانه و تیم پخش شبکه نسیم است.
اینجانب از همه اهالی قلم در کل تاریخ بزرگ این کشور با آثار جاودانشان تمامقد عذر میخواهم و یقین میدهم هیچ وقت دیگر چنین اتفاقی نخواهد افتاد. من همیشه با افتخار مخاطب و خواننده آثار لذتبخش و بیمثال ادبیات کشورمان بودهام و هستم و خواهم بود و هیچگاه از ترویج کتابخوانی در هر موقعیتی که داشتهام و خواهم داشت دریغ نکرده و نخواهم کرد و در اولین ضبط برنامه خندوانه در برابر این قشر بزرگ واندیشمند و دردکشیده عذرخواهی خواهم کرد.»
خداداد عزیزی یکی از مهمانان این برنامه مذکور هم در واکنش به این هشتگ در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دوستان عزیزم اگر شخصی تو برنامه تلویزیونی راجع به نویسنده و نویسندگی نظری میدهد خودش جوابگوی گفتارش میباشد. من هیچگاه توهینی انجام ندادم و نخواهم داد و همه مشاغل برای من عزیز میباشند.»
اما پاسخها چیزی از درد نویسندگان که در جامعه کنونی از کمترین امنیت شغلی و کمترین حمایتها برخوردارند، نکاست. آنها که البته اغلب از نویسندگان جوان و صاحب اثر هستند، با نوشتن متنهای کوتاه و بلند از طریق این هشتک دیگر همکاران خود را به چالش دعوت میکنند تا صدای خاموش خود را این بار فریاد بزنند و به گوش دیگران برسانند.
مهشاد لسانی، شاعر و نویسنده جوان کشورمان در صفحه اینستاگرام خود در واکنش به جمله توهینآمیز فیروز کریمی (نویسندگان بیکارند مینویسند، ما خیلی با آنها کاری نداریم) نوشت: «چه میشود کرد! ما هم با این هفت کتابی که نوشتهایم و چاپ کردهایم، بیکاریم و به نون و ماستی دلخوش که ببلعیمش و روزگار بیکاری را بگذارنیم. شاید فرجی شود و از این بیکاری و خور و خواب جانسوز و بویناک رهایی یابیم.»
سعیده اسداللهی، نویسنده داستان کوتاه و مترجم هم در پیج اینستاگرامی خود در این خصوص نوشت: «و ما همگی از سر بیکاری کتاب میخوانیم و باز از سر بیکاری شبها بهجای خوابیدن، مینویسیم و باز از سر بیکاری سالهاست که سعی میکنیم شریف در خدمت ادبیات باشیم. برای ما آدمهای بیکار، چارهای بیندیشید. قطعا آگاهی چیز خوبی نیست و ما باید در جهل بمانیم!»
در این میان، مسعود بربر، نویسنده ایرانی که با داستانخوانیهای شبانه در اینستاگرام شناخته میشود با پیوستن به این هشتگ اینگونه به عذرخواهی رامبد جوان واکنش نشان داد: «یکم: از مهمترین تمرینها و دشواریهای هر داستاننویس که اگر بهاندازه انجام شود قاعدتا باید به عادت همیشگی او در زندگی روزمره هم بدل شده باشد، نگریستن از دریچه نگاه دیگری است. وقتی آدمی، اهالی یک صنف را بیکار خطاب کند، طبیعی است که عصبانی و ناراحت شوند،؛ اما اگر آن صنف، نویسندگان باشند، نه. نه، نویسنده حق ناراحتی و عصبانیت ندارد. درد نویسنده برای پر کردن چاه درون و پالایش به آب زلال داستان است: نویسنده باید از هر چیز بیاموزد، ببیند، داستانی تازه بسازد. نویسنده باید (دستکم تلاش کند که) در دیده فرد هتاک بنشیند و بفهمد چه چیز باعث شده آن فرد درباره او و همکارانش چنین بیندیشد (و هشدار که شاید نگاه نامعمولی هم به شغل ما نباشد.)
دوم: از دشواریهای طبیعی و ذاتی شغل نویسندگی و از دشواریهای نویسندگی در ایران آنقدر گفتهاند که گوش همگان پر است؛ اما حواسمان باشد واسطههای ما با نسل نویسندگان بزرگ پیش از ما، شاید از آن رو که جایگاه و کار خود را دستنیافتنی نشان بدهند بهجای آنکه بر ضرورت تلاش و پشتکار و خون دل خوردن و پایمردی در راه نویسندگی تاکید کنند، مدام از استعداد ذاتی و الهام گفتند؛ گویی نویسندگان جماعتی باشند که تا پیش از ظهر (و دیرتر) میخوابند، تا بعد از ظهر از همان تختخواب به سقف خیره میشوند و عصر که بالاخره بلند شدند با دوستان به کافه میروند و در این میانهها، جایی بین دو کام حبس یا دو کام دود، الهام بر نویسنده رخ مینماید و شاهکاری ادبی از عرش اعلی بر زمین کاغذ فرود میآید. این تصویر دروغین را چه کسی باید اصلاح کند، اگر خود ما پیش از همه نکنیم؟
سوم: بهمثابه اعتراف یا هر چه، رامبد جوان و بهویژه برنامه خندوانهاش را از آغاز دوست داشتم. نه که مخاطب ثابت برنامهاش بوده باشم، جز گاهگاهی آن هم پراکنده و این طرف آن طرف و به هوای شخصیت بامزه جنابخان حتی از قالب و چهارچوب کلی برنامه هم بیخبر بودهام اما همین که در این ماتمکده، یک نفر نام خنده بر برنامهاش گذاشته و تلاش میکند مردم را آن هم «مردم ایران» را بهنام خطاب کند و بخنداند (بتواند یا نه بحث دیگری است) برای من دوستداشتنی است حتی اگر در حد لبخندی ماسیده و یکوری باشد.
چهارم: رامبد جوان به گمانم خیلی سریع و خیلی درست، عذرخواهی کرده است. نه که روابط عمومیاش یا مسوول صفحه اینستاگرامش چیزی دمدستی نوشته باشد و با هزار اما و اگر کارش را توجیه کرده باشد؛ درست و حسابی، بیبهانه و توجیه از نویسندگان عذرخواهی کرده است. دمتان گرم اما عذرخواهی کافی نیست آقای جوان؛ درستش این است که برگردید و ببینید در فهرست مهمانان برنامه شما نویسندگان ایرانی چه نقشی داشتهاند؟ چند کتاب از داستاننویسان ایرانی را معرفی کرده و بخشی را برای مخاطب خواندهاید؟ حالا بیایید و عذرخواهی کنید، به عمل؛ مگر نه گفتهاید که کتابخوان هستید و از هر فرصتی برای مطالعه کتاب استفاده میکنید؟ فرصتی به بزرگی خندوانه، این شما و این فرصت پر کردن فاصله بزرگ میان ادعا و عمل. دمتان گرم که زود و درست عذرخواهی کردید، حالا در همان ماتمکده، نخستین کسی باشید که عذرخواهی را به عمل هم نشان میدهد، بلکه هم عزیز شوید.»
مهدی عبداللهزاده، شاعر و نویسنده هم در واکنش به توهینی که در برنامه خندوانه به نویسندگان شد، در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: «از دوستان بیکار شنیدم که در یکی از برنامههای کاملا وزین صدا و سیما یکی از آدم حسابیهای مملکت که سالهاست بدون رانت و مافیا بازی دستاندر کار یکی از مشاغل سخت و زیانآور به نام فوتبال. در یکی از بیانات تخصصیشون درباره نویسندگان فرمودند: «اونا بیکارن ما با اونا خیلی کار نداریم!» مجری و تهیهکننده برنامه هم بیشش رو تا بناگوش باز کرده و هره و کره و چنان با ذوق و شعف چند بار روی دسته مبل کوبیده که نگو و نپرس! راستش رفتم تو فکر حداقل تو صد سال گذشته از این قشر بیکار چند تا داشتیم نتیجه درست و درمونی نگرفتم ولی اسم چندتا از اون خیلی بزرگا به ذهنم رسید... گریهام گرفت برای دوستانم برای اونایی که حسرت ندیدنشون به دلم مونده و چند سال ازشون بیخبرم...»
پیام فروتن، استادیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران در واکنش به رفتار توهینآمیز خطاب به رامبد جوان نوشت: «آقای جوان! نویسنده ایرانی بیکار نیست که با شنیدن آن، قهقههای شنیع و چندشآور سر بدهی! مشکل از تو نیست! مشکل از آنجا شروع میشود که حتی اصلا نمیدانی نویسندگی چیست و مشکل، زمانی به اوج میرسد که بالاسریهایت از تو نیز بیسوادتر و بیخردترند. مشکل آنجاست که برای فرهنگ و ادبیات این مملکت تره هم خرد نمیکنند؛ اما وقتی به جفنگیات تو میرسند، میلیاردها تومان پول تبدیل به پول خرد میشود!
مشکل، عدم شعور و شناخت تو نسبت به کسانی است که با همین چند تخته پاره برجای مامده از کشتی عظیم فرهنگ و ادبیات این سرزمین، مملکت را از غرق شدن در منجلاب ابتذال و تعفنی که تو یکی از نمایندگانش هستی حفظ کردهاند...»
در پایان این گزارش یادآوری میشود، قطعا نویسندگان ایرانی نقش مانایی در ثبت و نمایش هویت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی کشور از گذشته تا امروز ایفا میکنند، از اینرو انتظار میرود که این قشر مورد حمایت واقع شوند و برنامههای تلویزیونی به بستری مناسب برای شناسایی آنها و معرفی آثارشان بدل شود نه به محفلی برای تحقیر و استهزای آنها و پیشهشان! امید میرود که در کشور عزمی جدی برای ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی با تکریم نویسندگان ایرانی بهوجود بیاید تا دیگر شاهد بروز و مشاهده رفتارهای توهینآمیز نه تنها به نویسندگان بلکه به دیگر اهالی فرهنگ و هنر نباشیم؛ چراکه بهواسطه فرهنگ و ادبیات است که میتوان غنای فکری و اصالت اندیشه ایرانی را به جهانیان و نسلهای بعدی شناساند.