آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۵۰۵۰
۱۶:۱۶
۱۴۰۰/۰۴/۰۳

حضور بیشتر در یمن

حضور بیشتر در یمن
کریم جعفری: نبردها در مأرب و سایر جبهه‌های جنگ یمن به‌شدت ادامه دارد. پس از شکست بزرگ مزدوران سعودی برای اشغال دوباره پایگاه راهبردی الخنجر در شهرستان خب و شعف استان الجوف که با تلفات بسیار سنگین مزدوران روبه‌رو شد، به‌نظر می‌رسد گسترش نبردها موید شکست ایده طرف عمانی برای برقراری آتش‌بس بوده است. گفته می‌شود

حضور بیشتر در یمن

کریم جعفری

نبردها در مأرب و سایر جبهه‌های جنگ یمن به‌شدت ادامه دارد. پس از شکست بزرگ مزدوران سعودی برای اشغال دوباره پایگاه راهبردی الخنجر در شهرستان خب و شعف استان الجوف که با تلفات بسیار سنگین مزدوران روبه‌رو شد، به‌نظر می‌رسد گسترش نبردها موید شکست ایده طرف عمانی برای برقراری آتش‌بس بوده است. گفته می‌شود در حمله به پایگاه الخنجر بیش از 200 نفر از مهاجمان کشته، زخمی و اسیر شدند که بخش بزرگی از این کشته‌ها، در حمله جنگنده‌های سعودی به مزدوران در حال فرار صورت گرفته است. در گزارشی دیگر در مورد عملیات بزرگ پهپادی و موشکی ارتش و کمیته‌های مردمی در روزهای شنبه و یکشنبه خواهم نوشت، اما علی‌الحساب باید بدانیم که طرف امریکایی جنگ در یمن، به ویژه مأرب را بخشی از پروژه کلان رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خود می‌داند. اصرار طرف امریکایی برای توقف جنگ در یمن و بازی‌های بچه‌گانه‌ای مانند پایان حمایت نظامی از ائتلاف سعودی-اماراتی متجاوز هم نتوانست بر راهبرد کلان طرف امریکایی و اهمیت یمن در این راهبردها را بپوشاند. در واقع، یمنی‌ها این روزها به‌صورت رسمی با ائتلافی از کشورهای عربی و غربی می‌جنگند. همانگونه که گفته شد، طرف عمانی عملا در ماموریتش شکست خورد، چرا که سعودی‌ به وعده‌‌های شفاهیش به طرف عمانی درباره موافقت با جداکردن مسائل انسانی (بازگشایی فرودگاه صنعاء برای انجام سفر به مقصدهایی مشخص و اجازه ورود کالا و فرآورده‌های نفتی به بندر الحدیده) از دیگر امور داده، پایبند نمانده است. مقرر شده بود که هنگام بازگشت به مسقط، روند تهیه توافق و مکتوب کردن آن آغاز شود؛ اما ریاض از تعهدات خود پا پس کشیده است و شروطی را مطرح کرده که از جمله مهم‌ترین آن می‌توان به متوقف کردن حملات در مأرب اشاره کرد؛ شرطی که به گفته الاخبار، از آن حکایت دارد که واشنگتن، در جریان مذاکرات اخیر در تحمیل این شرط به صنعاء بیش از ریاض پافشاری داشته تا این‌گونه از نقش ژئوپولتیک یمن در منطقه و جهان ممانعت به‌عمل آورد. در توضیح این مهم، روزنامه الاخبار بخشی از این راهبرد کلان را مورد اشاره قرار داده است؛ در بخشی از گزارش این روزنامه می‌خوانیم: «واشنگتن تلاش خود را برای تامین دسته‌ای از منافع در آن واحد پنهان نمی‌کند؛ منافع اسرائیل در دریای سرخ و باب‌المندب و منافع امریکا در دریای مکران و اقیانوس هند که این مورد به رقابت با چین ارتباط دارد. به معضلات دشوار و شروط سیاسی سخت طرف یمنی و سعودی، جنگ امریکا و چین بر سر تنگه‌ها، کریدورهای تجارت دریایی و جزایر حیاتی نیز اضافه شده؛ جنگی که یمن به‌خاطر برخوردار بودن از موقعیت جغرافیایی خاص، به یکی از میدان‌‌های اصلی آن مبدل شده است».

امریکا برای جلوگیری از استفاده یمن از موقعیت راهبردی خود و به منظور ممانعت از تسلط صنعاء بر شهر مأرب و تاسیسات نفتی موجود در این استان، خود را از نظر سیاسی و نظامی به آب و آتش می‌زند تا مانع تحقق این هدف شود. واشنگتن بر این باور است در صورت آزادسازی شهر مأرب، امکان استفاده یمن از موقعیت راهبردیش در سطح گسترده‌ فراهم خواهد شد و پس از این استان، مقصد آتی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن، بازپس‌گیری مناطق غربی مشرف بر باب‌المندب خواهد بود از‌این‌رو نبرد مأرب در مرکز توجهات دیپلماسی امریکایی و در صدر دستور کار «تیم لندرکینگ» فرستاده امریکا در امور یمن قرار گرفته است.

در این راستا، فرستاده امریکا در امور یمن که متوجه شده بود کسی در صنعا هیچ اهمیتی به اظهارات نماینده ابرقدرت!! جهان نمی‌دهد، دست به تهدید شد، یعنی کار به‌جایی رسید که «نماینده امریکا» در یکی از مراحل مذاکره با ادبیاتی قاطع تهدید کرد که در صورت متوقف نشدن نبرد [مأرب]، «ما سخن دیگری خواهیم داشت».

این روزنامه لبنانی در بخش دیگری از این گزارش به نفوذ واشنگتن و لندن برای دست‌یابی به این هدف اشاره می‌کند و می‌افزاید تعدادی از افسران امریکایی و انگلیسی در کنار نیروهای سعودی ضمن مدیریت عملیات‌های هوایی ائتلاف سعودی-اماراتی علیه یمن، عملیات نظامی در این کشور را نیز مستقیما مدیریت می‌کنند و بر طرح‌ها و تاکتیک‌های نظامی نظارت دارند. در دوره دولت جدید امریکا هیچ‌گونه عملیات هوایی جدیدی علیه سازمان تروریستی القاعده در یمن به ثبت نرسیده،‌ عناصر داعش و القاعده که از استان «البیضاء» گریخته بودند، اجازه جنگ در کنار نیروهای دولت منصور هادی و تسلیحات داده شده و همچنین مسوولیت برخی محورها برعهده آن‌ها گذاشته شده است.

در واقع، امروز ارتش و کمیته‌های مردمی یمن به‌صورت مستقیم علاوه بر ارتش سعودی و امارات، مزدوران منصور هادی، شبه‌نظامیان اصلاح (اخوان الشیاطین یمن) القاعده و داعش، در حال نبرد با انگلیس و امریکا هم هستند. حضور مستقیم پهپادها و جنگنده‌های امریکایی در این نبرد، حکایت از ضرورت تغییر معادلات دارد.

در طول سال‌های گذشته نوشته بودم که امریکا برای محاصره چین و جلوگیری از ارتباط فراآسیایی این کشور برخی از نقاط راهبردی و مهم جهان را در کنترل گرفته و تلاش دارد تا محاصره این کشور را تنگ‌تر کند. یکی از مناطقی که در آن رقابت سنگینی میان چین و امریکا در جریان است، خلیج عدن، تنگه باب‌المندب و دریای سرخ است. در واقع، چین یکی از اولین پایگاه‌های نظامی خارج از سرزمین خود را در جیبوتی ایجاد کرد و هدفش هم، نه مبارزه با دزدان دریایی که متوقف کردن دزد بزرگ‌تر که همان امریکا است، بود. با این حال، در حوزه نظامی و سخت هنوز قدرت امریکا برای اثرگذاری بر کشورها بیش از چین است که این هم دو عامل مهم دارد، یکی سابقه بیشتر امریکا و دوم هم ترس و دلهره مقامات پکن از مقابله مستقیم با امریکا.

نگرانی امریکا از موفقیت ارتش و کمیته‌های مردمی یمن شاید یک بعد قضیه باشد، اما مداخله مستقیم امریکا حکایت از آن دارد که ارتش سعودی و مزدوران سودانی و یمنی آن‌ها برای متوقف کردن رزمندگان یمنی بسیار ناتوان هستند. آنچه در سال 2017 در منطقه ساحلی در کوهستان کهبوب با مداخله مستقیم اماراتی‌ها از دست رفت، به‌سادگی قابل بازیابی است، طرف امریکایی نگران است که با رسیدن رزمندگان یمنی به این کوهستان، اشراف دوباره آن‌ها بر تنگه باب‌المندب برقرار شود. این مساله از چنان اهمیتی برخوردار است که یک گردان پهپادی ارتش امریکا با مستقر شدن در پایگاه هوایی ملک خالد در خمیس مشیط، به‌صورت مستقیم برای جمع‌آوری اطلاعات از محورهای درگیری ورود کرده است.

سرنگونی دو فروند پهپاد در کمتر از چهار روز، میزان این مداخله را نشان می‌دهد. راهبرد امریکایی‌ها برای عقب راندن ارتش و کمیته‌های مردمی از یک‌سو بیانگر دروغگویی دولت جدید امریکا در مداخله نکردن در یمن و تلاش برای پایان جنگ در این کشور است و از سوی دیگر، حکایت از آن دارد که سعودی‌ها در ماموریتی که به آن‌ها محول شده بود، شکست مفتضحانه‌ای خورده‌اند. سیاست امریکا برای دور نگه‌داشتن ارتش و کمیته‌های مردمی از مأرب همانگونه که در بالا گفته شد، در اولویت ماموریت فرستاده این کشور در امور یمن قرار دارد، ولی مشکل عمده لیندرکینگ این است که او ابزارهای لازم برای فشار سیاسی و اقتصادی بر یمنی‌ها را در اختیار ندارد، چراکه پیش از این، این ابزارها مورد استفاده قرار گرفته بودند.

تنها ابزار در اختیار، گسترش مداخله نظامی است که این مساله هم باعث واکنش شدید یمنی‌ها خواهد شد. این مساله با توجه به توانمندی پهپادی و موشکی یمنی‌ها به مشکلی اساسی برای طرف امریکایی تبدیل‌شده، چراکه با برجسته‌شدن این مداخلات (کما اینکه با سرنگونی دو فروند اسکن ایگل کاملا مشخص شده) پاسخگویی رزمندگان یمنی هم معتبر می‌شود و به همین دلیل باید انتظار داشت که مواضع امریکایی‌ها در جیبوتی، عربستان، داخل یمن و حتی کشورهای حوزه خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی قرار بگیرد. این مساله‌ای است که در روز شنبه و یکشنبه یگان پهپادی و موشکی یمن، گوشه‌ای از آن را نشان دادند.

تنگه باب‌المندب در کنارهای تنگه‌های هرمز و مالاکا، یکی از ضلع‌های «مثلث طلایی» است؛ گرچه تنگه هرمز به‌خاطر عبور نفت از اهمیت به‌سزایی برخوردار است؛ اما باب‌المندب نیز در طول تاریخ یکی از عوامل اصلی جنگ‌های یمن بوده است. یمنی‌ها بیش از 2500 کیلومتر ساحل دارند که ده‌ها جزیره بزرگ و کوچک، ده‌ها شهر ساحلی به آن عمق راهبردی مهمی می‌دهند. مشخص است که طرف امریکایی به‌سادگی حاضر نیست دست از این کشور بکشد. اینجاست که در تهران مقامات باید هم طرف چینی و هم روسی را هوشیار کنند که همراهی آن‌ها با سعودی‌ها در مساله یمن، در واقع بازی در زمین امریکایی‌ها است. این میزان بازی‌خوردن نشان از سطح پایین تحلیل در مسکو و پکن نسبت به مسائل جهانی دارد.

با این حال، در تهران مقامات مسوول باید میزان حمایت و کمک خود به یمنی‌ها را به شکل معناداری گسترش بدهند. مدخله مستقیم نظامی امریکا در یمن، با توجه به دروغگویی طرف امریکایی مبنی بر بی‌طرفی در جنگ یمن این کمک‌ها را توجیه می‌کند. ضرورت پرداختن بیشتر و عمیق‌تر به یمن یکی از اولویت‌های اصلی ایران باید باشد. خروج امریکایی‌ها از افغانستان در واقع، برای تمرکز بر جبهه‌های دیگر بود که یکی از این جبهه‌ها یمن است که ارزشی ده‌ها برابری برای امریکایی‌ها دارد که با وجود ضعف بسیار زیاد، همچنان در اندیشه باطل سلطه بر جهان است.


ارسال نظر
جدیدترین اخبار