پاکستان حاضر به همکاری در افغانستان نیست

نوذر شفیعی
این روزها افغانستان دچار مشکلات پیچیده و عجیبی شده است، پیشرویهای روزانه طالبان، سقوط شهرستانها و استانها در کنار تسلیم نیروهای ارتش و در پارهای موارد مقاومت مردمی که دوست ندارند تحت سلطه این گروه باشند سیمای کلی این کشور را ترسیم کرده است. باوجود این، مقامات در کابل پس از خروج امریکاییها از این کشور، عملا توانایی مقابله با طالبان را از دست داده و سفر رئیسجمهور این کشور به واشنگتن هم بیش از آنکه دستاوردی عملیاتی برای دولت حاکم داشته باشد، حواشی بیشتری درست کرده است.
پیشروی طالبان در افغانستان و نقش امریکا و ایران در کاهش تنش در این کشور با توجه به رابطه با طالبان، یکی از مسائل مهمی است که باید به آن اشاره کرد، بهطور کلی طالبان معتقد است که قدرت از لوله تفنگ خارج میشود، بنابراین اساسا استراتژی این گروه، یک استراتژی نظامی است. نکته دوم این است که طالبان یک گروه تمامیتخواه است یعنی به تقسیم قدرت راضی نمیشوند، مگر اینکه مجبور شوند و حتی زیر بار مذاکره نمیروند مگر اینکه مجبور شوند؛ بنابراین این دیدگاه کلی طالبان است.
امروز زمینه برای نقشآفرینی طالبان فراهمشده یعنی امریکا از افغانستان رفت و شرایط برای این گروه فراهم شد تا بتواند به اهداف خود برسد؛ در نتیجه امروز طالبان به هدف نخست خود که خارج شدن نیروهای امریکایی از افغانستان بود، رسیده و حالا بهدنبال تحقق خواسته دوم خود یعنی ساقط کردن دولت دستنشانده به زعم خود است که با تهاجمات فعلی به این خواسته نیز نزدیک شدهاند.
در حال حاضر ممکن است امریکاییها تدبیری بیاندیشند که به اشکالی از دولت کابل پشتیبانی کرده و مانع از سقوط آن شوند؛ اما اگر روند فعلی به همین شکل ادامه پیدا کند، سقوط دولت قطعی بهنظر میرسد.
واقعیت این است که ایران یک بازیگر تاثیرگذار در افغانستان است، اما تعیینکننده نیست و من بعید میدانم تلاشهای تهران برای حل بحران در این کشور به نتیجهای برسد. به هر صورت در افغانستان گروههای مختلفی وجود دارد که نظر برخی نسبت به ایران مساعد و برخی نیز نظری نامساعد است. در نتیجه نه تنها ایران بلکه بسیاری از کشورهای همسایه نیز نمیتوانند در این مسیر پادرمیانی کنند بهخصوص اینکه طالبان خود را در آستانه پیروزی میداند.
در خصوص نقش امریکا در این بحران نیز سه نکته مطرح است؛ نخست اینکه برخی در افغانستان معتقد بودند که امریکا باید خاک این کشور را ترک کند و خروج امریکا از افغانستان این پیامد را به همراه داشت و این مساله در محاسبات واشنگتن نیز مطرح شده بود. نکته دوم نظم خروج نیروهای نظامی از افغانستان بود؛ چراکه این خروج بسیار غیرمسوولانه صورت گرفت و باید دولت امریکا پیش از این ارتش افغانستان را به تجهیزات و مهارتهای جدید مجهز میکرد البته شیوه عملیاتهای طالبان نامتقارن است و آنها به نحوی بازی روانی را به پیش بردهاند که با ورود به هر شهر برای مردم آنجا مسجل شده که شهر سقوط خواهد کرد، در نتیجه مقاومت قابل توجهی شکل نمیگیرد.
همچنین بهنظر میرسد امریکا سیاست «آشوب هدایتشده» را در دستور کار دارد به نحوی که شما میتوانید افغانستان را در ناآرامی ببینید و اهداف دیگری را در این ناآرامی دنبال کنید که آسیبرساندن به ایران، روسیه و چین میتواند بخشی از این هدف باشد؛ چراکه امریکاییها گاهی تولید بحران، گاهی حل بحران و گاهی مدیریت بحران میکنند.
در خصوص احتمال همکاری پاکستان و ایران برای ایجاد گفتوگوهای بینالافغانی و در دست گرفتن ابتکار عمل در این حوزه تجربیات گذشته به ما حرفهای خوبی میزند، بعید میدانم پاکستان در این زمینه قدم بردارد و حاضر به همکاری نیست مگر اینکه در شرایط اجباری قرار بگیرد. البته در زمان انفعال طالبان، پاکستان حاضر به همکاری بود؛ اما وقتی طالبان در موضع قدرت قرار میگیرد، هرگونه ورود به مساله از سوی اسلامآباد منتفی است.