اشتباه راهبردی امریکا در حمله به مقاومت عراق

صادق راستگو
امریکا اشتباه راهبردی بزرگی کرد و با حمله به مواضع دو گروه شناختهشده وابسته به نیروهای مسلح عراق آنها را وارد درگیری علنی با خود کرد. این حمله نشان داد که برخلاف سالهای گذشته سازمان جاسوسی امریکا و بخش اطلاعات ارتش تروریستی این کشور هیچ اشراف امنیتی و اطلاعاتی در عراق ندارند و نتوانستند بهصورت مشخص گروههای حملهکننده به کاروانها و پایگاههای امریکایی را شناسایی کنند که به دو مقر مشخصشده و ثابت نیروهای مسلح عراق که منجر به شهادت چهار نفر از آنها گردید. نخستین خروجی آن این بود که گردانهای سیدالشهداء اعلام کرد از این به بعد به هواپیماهای امریکایی در آسمان عراق حمله خواهد کرد، به عبارت دیگر آسمان عراق از این به بعد برای هواگردهای امریکایی در امان نخواهد بود. اطلاعات بسیار دقیقی وجود دارد که گروههای مقاومت عراق به موشکهای پدافندی دسترسی خوبی دارند.
حملات بامداد روز گذشته به نیروهای مقاومت در مرز سوریه با عراق، نشان داد که این حملات که تلاشی برای تضعیف نیروهای مقاومت ضد تروریستی است، یا از دایره اراده جو بایدن خارج و این تصمیمات ذیل کنترل ژنرالهاست یا او قصد ندارد سیاستهای مخرب سلف خود ترامپ را در خاورمیانه اصلاح و ترمیم کند.
در بیانیه وزارت جنگ امریکا بدون اشاره به این نکته که آیا کاخ سفید در حمله به مواضع آشکار و مشخص نیروهای مسلح عراق از دولت مرکزی این کشور اجازه گرفته شده یا نه، ادعا شده که این حمله به گروههای نزدیک به ایران هشداری بوده مبنی بر مسلح کردن بیش از پیش آنها توسط ایران!! بهنظر میرسد کاخ سفید از رژه باشکوه دو روز پیش سازمان حشدالشعبی بهشدت عصبانی است و با این حمله خواسته بهنوعی عصبانیت خود را نشان دهد
بایدن در شرایطی پر ابهام، سیاست تضعیف نیروهای مقاومت را که در حال حاضر عمده بار جنگ و نبرد با تروریستها را در عراق و سوریه بر دوش دارند، دنبال میکند، همان سیاستی که ترامپ در چهار سال گذشته با شدت و ولعی ویژه پی میگرفت.
هدف قرار دادن گروههای مقاومت اسلامی کتائب حزبالله و کتائب سیدالشهدا در روز دوشنبه همزمان بود با حملات راکتی به پستهای برق عراق از سوی گروه تروریستی داعش؛ آیا این همزمانیها در طول سالهای اخیر اتفاقی بودهاند؟
داعش همزمان با حملات امریکا و اسرائیل به مواضع نیروهای مقاومت، عملیات تروریستی در عراق و سوریه انجام دادهاند و ضرباتی وارد کردهاند. بیشتر ناظران و تحلیلگران منطقه معتقدند، با تشدید حملات به نیروهای مقاومت ازسال ۲۰۱۹ به این سو، داعش مخوفترین گروه تروریستی جهان که رد پای آن در اکثر اقدامات تروریستی در شهرهای اروپایی هم دیده میشود، دوباره جان گرفته است.
این گروه عملا در سال ۲۰۱۷ با فروپاشی سازمان رزم و ماشین جنگیاش، از هم پاشید و دیگر در عراق و سوریه قدرت عملیاتیاش را از دست داد، اما یک عامل باعث شد تا کار پاکسازی کامل در عراق و سوریه بهخوبی انجام نشود و آن حاشیهسازی برای نیروهای مقاومت در منطقه بود؛ از حملاتی که اسرائیلیها در سوریه علیه نیروهای مقاومت سازماندهی کردند تا حملات امریکاییها در عراق و به همین دلیل در کار عملیات پاکسازی خلل بزرگی ایجاد شد.
امریکاییها در همین مدت، ترددهای مشکوک روزانهای میان سوریه و عراق داشتهاند؛ کاروانهایی که بدون هرگونه نظارت، وارد عراق میشوند و به همان صورت به سوریه باز میگردند، اما کسی نمیداند که آنها چه چیزی با خود حمل میکنند.
پیشتر و در زمان جنگ علیه داعش در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ بارها اسناد و مدارکی از نقل و انتقال فرماندهان داعش در داخل عراق با استفاده از بالگرد منتشر میشد که بهدلیل ملاحظات و حساسیتهای آن دوران دولت وقت عراق به پیگیری آن اهتمام نمیورزید، اما حالا گویا این جابهجاییها با استفاده از خودروهای زرهی و در قالب کاروانهای نظامی انجام میشود و هدف اصلی آن بازسازی بدنه منهدمشده داعش است.
این سیاست امریکاییها که در دوران ترامپ و با هدف احیای دوباره داعش پیگیری میشد تا عملا از نظر نظامی یک سازمان مرده را بار دیگر وارد معادلات امنیتی منطقه کند، اکنون بار دیگر در زمان بایدن در حال پیگیری است، حال آنکه انتظار میرفت با توجه به شعارهای انتخاباتی بایدن و مخالفت او با سیاستهای دوره ترامپ، در این دست سیاستهای حمایتگرانه از تروریستها تجدید نظری صورت بگیرد.
حال با شروع دور جدید تنشها در عراق و سوریه، این سوال مطرح است که پیگیری سیاستهای ترامپ و حمایت از گروههای تروریستی، سیاست غالب شخص بایدن و تیم اوست، یا اینکه ژنرالها برای او تعیین تکلیف میکنند؟ هرچه هست، این سیاست شکستخورده، بیشک به تقویت گروههای تروریستی در منطقه منجر میشود و همانقدر گیر بایدن خواهد آمد که ترامپ بهدست آورده بود، اما امریکاییها باید این نکته را هم مد نظر قرار دهند که ادامه این سیاست به رویارویی بیشتر ملتهای منطقه با امریکا منجر خواهد شد و نتایج آن هم قابل پیشبینی نیست.
بهنظر میرسد بهانههای لازم به دست گروههای مقاومت عراقی افتاده تا با استفاده از ظرفیتهای موجود خود، به مقابله جدیتر با اشغالگران امریکایی بپردازند. این حمله از سوی دیگر، بیش از آنکه باعث به هم خوردن توازن سیاسی در عراق علیه مقاومت شود، با توجه به شواهد موجود، بهصورت کامل بهنفع مقاومت به پایان رسید.