ایران باید حضور فعالانه در افغانستان داشته باشد

عبدالمحمد طاهری
افغانستان در یک جایگاه بسیار سوق الجیشی مهمی قرار گرفته که با توجه به تهدیداتی که ما داریم اهمیت افغانستان برای ما صد چندان شده است. ما هم از جهت زبانی، هم از جهت مذهبی و هم از جهت مرزهای مشترک با افغانستان تاریخ طولانی داریم که برخی از اینها را نمیشود از جمهوری اسلامی ایران جدا کرد بهخاطر اینکه مرز، زبان و مذهب قابل جابهجا شدن نیست لذا بر اساس این سه متغیر ما باید مهمترین نقش را در این منطقه داشته باشیم یا به عبارت دیگر ما ذیحقترین کشور در این منطقه هستیم و اگر ما ذیحقترین کشور در این منطقه هستیم پالس ما برای موضوع افغانستان باید پالسی بسیار قوی باشد.
حال پاسخ به این سوال که آیا پالس ما متناسب با تحولات جامعه افغانستان دنبال میشود، در چند دقیقه بررسی نمیشود ولی بسنده میکنم به موضوعی که خودم حضور داشتم و زمانی که حضور داشتم میز و دفتر افغانستان فعالیتهای خودش در جامعه افغانستان را بسیار منظم دنبال میکرد و محبوبیت ایران هم زمانی که من آنجا حضور داشتم، زائدالوصف بود، به این معنا که بهویژه جوانان افغانستان و کسانی که مدرسه میرفتند در دوره دبیرستان به بالا به تحولات ایران شدیدا علاقهمند بودند و خود را مفتخر به این مولفه میدانستند که با ما همسایه هستند و از طریق ما مبادلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارند.
جوانان افغانستانی همیشه از ما این انتظار را داشتند که مواد نوشتاری و خواندنی در اختیارشان قرار دهیم. من وقتی به مراکز آموزشی میرفتم، میدیدم بچههای بسیار باسواد، باهوش و عاشق به قدری تشنه دریافت مطالب خواندنی از جانب جمهوری اسلامی ایران بودند که اشک در چشمانم جمع میشد و تلاش میکردم نیازهای آنها را بهعنوان یک مستشار فرهنگی پاسخ دهم و سفیری که در آن موقع در دولت کابل مقیم بود، یعنی آقای محمدرضا بهرامی هم به همین شکل در همراهی با میز افغانستان در وزارت خارجه ایران ایفای نقش میکرد، اما رفته رفته با توجه به تحولاتی که بعد از رفتن حامد کرزای در وزارت معارف اتفاق افتاد و یک نگرش پشتوئیسم افراطی در وزارت معارف بعد از رفتن آقای اتمر اتفاق افتاد، احساس کردم یک تکانش جدی بین ارتباط ما با افغانستان در حال رخ دادن است تا جایی که نسبت به کالاهای فرهنگی اهدایی ایران برخورد بدی صورت میگرفت.
در زمان دولت آقای کرزای، ما به درخواست ایشان در حال بازسازی و ساخت زیرساخت برای وزارت معارف افغانستان و سایر کارهای عمرانی و فرهنگی بودیم که منافع همه آنها مستقیما به مردم افغانستان برمیگشت که از جمله آنها ساختن مراکز تربیت معلم، ساختن جادهها و معابر و غیره بود و برای جمهوری اسلامی ایران فرقی نداشت که ساکنان آنجا سنیمذهب یا شیعهنشین بودند به این شکل که حتی در قندهار که کانون و مأمن افراطیون طالبان بود، کارهای فرهنگی را به منصه ظهور میرساندیم.
بنابراین با توجه به این تاریخ تحولاتی که نسبت به وضعیت افغانستان داشتیم و از همه مهمتر با توجه به اینکه الآن وضعیت افغانستان واقعا منحصر بهفرد شده و تحولات سرعت بیشتری به خود گرفته، حتی کوچکترین تعللی در این راستا به ضرر ما خواهد بود. برای مثال طی دو، سه روز گذشته که آقای غنی از امریکا برگشته مشخص نیست چه برداشتی داشته که بلافاصله مشاور خود را برای رایزنی به روسیه فرستاده است و این در حالی است که در مقایسه با ایران، مردم افغانستان هیچ دید خوبی نسبت به روسها ندارند.
در تحلیل میزان نقشآفرینی تهران در تحولات همسایه شرقی باید گفت: متاسفانه معتقدم که در سالهای اخیر، برجام بخش قابل توجهی از انرژی دولت را در بحث دیپلماسی خارجی ما گرفت که در نتیجه کمتر بهجایی بهنام افغانستان توجه کردیم که بهنظر من از این فضای بهوجود آمده موساد دارد نهایت سوءاستفاده را میکند و شک ندارم در این شرایطی که دولت افغانستان در حال گذار است؛ موساد هم برای رصد کردن تحولات جمهوری اسلامی ایران بیکار ننشسته است.
نکته مهمتر اینکه اگر دولت افغانستان اقتدار جمهوری اسلامی ایران را به هر دلیل مثل اتصالش به امریکاییها، روسها، چین و یا هر جای دیگر نادیده بگیرد، مطمئن باشید در تحولات آتی خودِ آنها بیشترین آسیب را خواهند دید چون بن مایه و زیرساخت مردم افغانستان چه در مناطق اهل سنت، چه مناطق شیعه و چه مناطق دیگر اعم از بیات، ترک، دری زبان و پشتویی نزدیکی به ایران وجود دارد لذا این یکنواختی، همراهی و هماهنگی با فرهنگ ما بزرگترین سرمایهای است که این دو کشور در اختیار دارند و چیزی که میتواند این را نگه دارد یک دیپلماسی فعال، پویا و یونیک خواهد بود و من بر این واقعیت مصر هستم که افغانستان برای ما بهویژه در این شرایط اگر اسمش را گذار بگذاریم مهمترین جایگاه خواهد بود.
درباره اقدام عملی تهران برای در دست گرفتن ابتکار عمل و همچنین در ارزیابی پیشنهاد شکلگیری گفتوگوهای بینالافغانی نیز باید گفت: پکیج مورد نظر من این است که میز افغانستان با یک پلن بسیار منظم و یک دیالوگ جدید خیلی فعال آماده کار شود. برخی از دیالوگها امروز چندان جایگاهی ندارد و لذا با توجه به اینکه روسها و چینیها در حال ایفای نقش هستند و همچنین با توجه به خروج امریکا و همپیمانانش از مناطق بسیار پرتنش که خود این جای بحث دارد؛ یکی از حوزهها برای نقشآفرینی تهران است که میتواند موجب ایجاد امنیت در مناطقی باشد که در حال حاضر مامن طالبان است و این میتواند بزرگترین ابتکار باشد و اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند پلنی را ارائه کند که جنوب و جنوب شرق افغانستان که از حاکمیت دولت مرکزی بیرون آمده امن شود، میتوانیم در این حوزه پیروز خارج شویم و در نتیجه دولت مرکزی افغانستان هم بیشتر به سمت ما تمایل پیدا میکند.