کتاب مهدی آذریزدی به چاپ 82 رسید

داود علیزاده
مهدی آذریزدی از نگاه بسیاری، پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران شناخته میشود؛ زیرا نخستین نویسندهای است که به فکر نوشتن کتاب برای کودکان افتاد و به همین دلیل هم روز درگذشت این نویسنده به نام روز ملی ادبیات کودک و نوجوانان ایران نامگذاری شده است. او نزدیکترین دوست کودکان ایرانی بود که هیچچیز بهاندازه کتاب خواندن و نوشتن برایش لذتبخش نبود. وی تا پایان عمر خود که در مجردی به سر برد و تنها کتاب را فرزند عزیز خود میدانست که پسازاین همهسال برایش نام نیکی را به یادگار گذاشته است. آذریزدی در ۱۳۸۸ خورشیدی پس از مدتی دستوپنجه نرم کردن با بیماری در ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست.
آذریزدی کودکیاش را به یاری پدر در کشاورزی پرداخت و سپس تا ۲۰ سالگی در پیشه بنایی مشغول به کار شد. این نویسنده یزدی ادبیات کودکان و نوجوانان هیچگاه به مدرسه نرفت؛ اما در ۵۴ سالگی برای نخستین بار وقتی در مقابل یک کلاس درس ایستاد، نتوانست جلوی گریهاش را بگیرد. مهدی آذریزدی الفبا را از پدرش یاد گرفته بود، پدری که موافق رفتن او به مدرسه نبود و او را پای منبرهای مذهبی بزرگ کرد.
مدتی در مقطعی رهسپار حرفه جوراببافی شد و این انتخاب سرآغاز آشنایی او با کتاب، قلم و قصه شد. زندگی او بهطرف کتاب اینگونه جریان یافت که صاحب کارگاه بافندگی که مهدی در آنجا مشغول شده بود، تصمیم گرفت تا دومین کتابفروشی یزد را راهاندازی کند و اینگونه مهدی آذریزدی را جهت کار به آنجا معرفی کرد. کار در حوزه کتاب همانا و آشنایی با نویسندگان، شاعران و اهالی ادب همانا، اتفاقی که آذریزدی خود در توصیف آن چنین گفت: «دیگر گمان میکردم به بهشت رسیدهام. تولد دوباره و کتاب خواندن من شروع شد.»
وی پس از مدتی راهی تهران شد و در یک چاپخانه کار تازهای را آغاز کرد، در همین هنگام بود که قصهای از انوار سهیلی توجهاش را به خود جلب کرد تا آنجایی که تصمیم گرفت، آن را برای کودکان سادهنویسی کند و بهاینترتیب نخستین جلد از کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» نگاشته شد. او این مجموعه را شبها در یک اتاق دو در سه متری زیرشیروانی مینوشت و نگران بود که کتاب خوبی نشود و او را مسخره کنند.
وی در خاطرات خود میگوید: نخستین جلد کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» توسط ناشرانی پسزده شد، حتی آن را به کتابخانه ابنسینا در چهارراه مخبرالدوله برد اما آنها هم پس از مدتی آن را رد کردند. وی تصمیم گرفت تا آخرین تلاشهایش را بکند و کتاب را نزد انتشارات امیرکبیر ببرد تا شاید آنجا موردقبول واقع شود. او در اینباره میگوید: «پس از قبول نکردن کتاب، گریهکنان آن را پیش آقای جعفری، مدیر انتشارات امیرکبیر بردم. ایشان حاضر شد، آن را چاپ کند.» از آن پس بود که آذر یزدی به نگارش دوباره داستانهای کهن ایرانی با قلمی روان و ساده برای کودکان پرداخت و حاصل آن در قالب مجموعه کتابهای «قصههای خوب برای بچههای خوب» به چاپ رسید. او برای «قصههای خوب برای بچههای خوب» در ۱۳۴۲ خورشیدی، برنده جایزه یونسکو شد و در ۱۳۴۵ خورشیدی جایزه سلطنتی کتاب سال را از آن خود کرد.
آذریزدی یکی از پیشگامان و برجستهترین نویسندگانی است که با بازنویسی متون کهن برای کودکان و نوجوانان در فاصله سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۶۹ خورشیدی آثار ماندگاری را به یادگار گذاشت. برای نمونه وی در مجموعه هشتجلدی قصههای خوب برای بچههای خوب، برخی آثار کهن همچون «کلیلهودمنه، مرزباننامه» و مثنوی مولوی را بازنویسی کرده است.
محمدعلی اسلامی ندوشن نویسنده و منتقد برجسته معاصر معتقد است که چند نسل جدید با قصههایی که آذریزدی از میان کتابهای قدیمی بیرون آورد، زندگی کردند. در واقع، بازنویسی آذریزدی از قصههایی که از متون کهن استخراج میکرد، برای نسلهای جدید ما بسیار آموزنده و اثربخش بود. کاری که آذریزدی در این سالها انجام داد، کاری بسیار مفید بود که کمتر شخصی به این موضوع پرداخت و او جزو نخستین افرادی است که به بازنویسی متون کهن برای کودکان توجه کرد.
مجموعه قصههای خوب برای بچههای خوب تا به امروز به زبانهای اسپانیایی، ارمنی، چینی و روسی ترجمهشده است و دوره هشتجلدی این کتاب تابهحال بیش از ۶۴ بار تجدید چاپشده است. این کتابها بازنویسی کلیلهودمنه، مرزباننامه، سندبادنامه و قابوسنامه، گلستان، مثنوی و آثار عطار است. همچنین از این مجموعه انیمیشنی ۲۶ قسمتی نام «قصههای خوب، برای بچههای خوب» به تهیهکنندگی مرکز پویانمایی صبا تولیده شده است که در اقدامی جالب قصهها توسط خود او برای کودکان روایت میشود. کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» محبوبیت و مقبولیت مثالزدنی دارد، چنانچه پس از گذشت سالیان متمادی در میان علاقهمندان و دوستداران کتاب همچنان موردقبول است. گواه این ادعا هم حضور متوالی این کتاب در میان پرفروشترین آثار بازار کتاب در طول سالهای گذشته است.
«قصههای خوب برای بچههای خوب و قصههای تازه از کتابهای کهن» آثار منثور این نویسنده هستند. البته این نویسنده یزدی در کتابی با عنوان «قند و عسل» شعر سروده و در کتاب «گربه ناقلا و گربه تنبل»، داستانسرایی کرده و با همین آثار در قلب و ذهن کودکان دیروز و امروز ماندگار شده است. «بچه خوب، مثنوی و مجموعه قصههای ساده» نیز از جمله آثار آذر یزدی به شمار میروند.
در روزی که با درگذشت مهدی آذریزدی، در تقویم به نام ادبیات کودک و نوجوان گرهخورده است، نامهای را از او به محمدعلی اسلامی ندوشن میخوانیم.
صفحه محمدعلی اسلامی ندوشن همزمان با هجدهم تیرماه، سالروز درگذشت مهدی آذریزدی و روز ملی ادبیات کودک و نوجوان یکی از نامههای آذریزدی، ملقب به پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران به اسلامی ندوشن را به اشتراک گذاشته است که در ادامه میخوانیم: آقای دکتر سلام و دست مریزاد!
خیلی دلم میخواست این نامه را بنویسم، اما نمیدانستم چه جور و چی بنویسم و میترسیدم که مانند آخرین آن مغفّل باشد. آخر نتوانستم خودداری کنم زیرا که حالتی رفته بود که این کاغذ خطدار و خودکار بیک، به فریاد آمده بودند. قضیه این است که قسمت اول سفر تاجیکستان را در اطلاعات خوانده بودم و کیف کرده بودم و لذت برده بودم. همیشه هم از آثار شما همین انتظار را داشتم که انتظار بر حق و مستند و مستدلی است اما شبی که قسمت دوم و پایانی آن گزارش چاپشده بود، جوانی که دانشجوی رشته فیزیک_کاربردی است و گاهگاه احوالی از من میپرسد، سر رسید و اوّل چیزی که پرسید این بود که: سفر تاجیکستان دکتر را دیدی؟ گفتم: بله اینکهاش، دارم آخرین سطرهایش را میخوانم، مگه چطور؟ گفت: خیلی عالیه، من و داداشم و خواهرم و پدرم آن را با هم خواندیم و پدر پنجاهوپنجسالهام از شوق گریه میکرد و میگفت: «بارکالله و آفرین! مدّتها بود که چنین چیزی نخوانده بودیم که ازیکطرف سفرنامه ناصرخسرو را تداعی میکند با ریزهکاریها و داوریهایش ... و از طرفی حافظ را و مبارزه نهان و آشکارش را با ریاکاریها و دغلبازیها و چقدر دلیر است این مرد که وقتی به خجند و اشروسنه میرسد بیپروا همهچیز را روی دایره میریزد و میداند که کسانی برایش مضمون کوک میکنند.»
گفتم: بله ... و هویّتی ما اینطورند که در دل مردم جا دارند و اسلامی ندوشن یعنی همین و همین دیگه و جای خوشوقتی است که مردم همهچیز را میفهمند و نه فلسفهخوان و ادیب بلکه دانشجوی فیزیک کاربردی هم و بقیّه دلها و جانهای پاک هم.
و الحمدالله و خداوند شما را اقلّا ۴۶ سال دیگر در نهایت سلامت و امن و آسایش نگهبان و یاریرسان باشد تا باز هم بنویسید و مردم را زندهدل نگاه دارید تا ببینیم چه میشود و چگونه درست میشود.