این اثر را میسازم، بهانهها تسلیمم نمیکنند

الهام بهروزی
فیلمنامه «باران سرب» نوشته داریوش غذبانی و مهرداد همتی به همت انتشارات «هلیله» منتشر شد. این فیلمنامه روایتی تلخ از جنگ است؛ روایت بارش بيامان سربهای گداخته بر سر و روی زندگی اهالی خرمشهر و رشادتها و دلیرمردیها تکاوران ارتش بهویژه ناخدا هوشنگ صمدی و مردم غیور جنوب در برابر هجوم نابرابر و بیرحمانه بعثیها به شهر مقاومت؛ يعني خرمشهر!
اين فيلمنامه دردنامه گويایی از روزهاي جنگ است و حماسهآفرینی غیورمردان و زنان جنوبی در برابر آتش نفرت و زیادهخواهی عراقیها. غذبانی و همتی در این فیلمنامه با کمترین اغماض، درصدد برآمدهاند تا واقعیت جنگ را آنگونه که اتفاق افتاده روایت کنند نه آنگونه که ذهنشان تصویرسازی کرده است. آنها در سال ۹۵ این فیلمنامه را به پایان رساندند اما با همه تقلایی که برای ساخت آن کردند نه سازمان اوج، نه بنیاد فارابی و نه دیگر سازمانهای مرتبط با دفاع مقدس پای ساخت این فیلم نیامدند ولی قطعا این اثر روزی به تصویر کشیده خواهد شد و زوایای پنهان و مغفول روزهای سخت این جنگ هشتساله را به همگان از زاویه دید این دو هنرمند به نمایش خواهد گذاشت.
داریوش غذبانی، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما و دانشآموخته رشته سینما از دانشگاه سوره اصفهان با گرایش کارگردانی است. در کارنامه هنری وی، نگارش سه فیلمنامه بلند سینمایی، کارگردانی دو فیلم بلند سینمایی و ساخت ۱۶ فیلم کوتاه ثبت و ضبط شده است. مهرداد همتی نیز داستاننویس، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر است. این دو فیلمنامهنویس با نگارش «باران سرب» درصدد برآمدهاند تا افزون بر نمایش چهره کریه جنگ، تصاویر زیبا و انسانی اتحاد و همدلی ایرانیها را در دفاع از آب و خاک و ناموس خود به رخ بکشند؛ چیزی که جامعه بحرانزده و گریزان از هویت امروز سخت به آن نیاز دارد تا بداند که تاریخ همیشه قصههای تلخی برای بازگو کردن و عبرتآموزی دارد. بیشک فیلمنامه «باران سرب» هم یکی از این قصههای تلخ است که هم باید خوانده شود و هم تولید. امید که روزی سازمانهای فعال در حوزه دفاع مقدس و موضوعات حماسی بستر لازم را برای ساخت این فیلمنامه فراهم کنند.
داریوش غذبانی، یکی از دو نویسنده فیلمنامه «باران سرب» در معرفی این فیلمنامه گفت: این فیلمنامه در ژانر سینمای جنگ و حماسی- تاریخی است. آنچه که در خرمشهر در روزهای اول جنگ دیده میشد، بارانی از گلوله و خمپاره و موشک بود که بر سر این شهر و مردم این شهر فرود میآمد. از اینرو، اسم فیلم از همینجا گرفته شده، بارانی از سربهای گداخته که به روی این شهر ریخته میشد.
این کارگردان در خصوص داستان این فیلمنامه توضیح داد: داستان «باران سرب» درباره اعزام گردان یکم تکاوران نیروی دریای ارتش ایران از بندر بوشهر به بندر خرمشهر در سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ به فرماندهی ناخدا هوشنگ صمدی .با حکم عملیاتی دفاع از خرمشهر است. این نبرد سی و چهار روز طول میکشد و در نهایت با تمام دلیریها و از خودگذشتگیهای تکاوران و مردم بومی، بندر خرمشهر به تصرف نیروهای ارتش عراق در میآید. این سومین باری بود که در طول تاریخ معاصر ایران بندر خرمشهر به اشغال نیروهای خارجی و متجاوزگر درآمد؛ بار اول بهدست ترکان عثمانی، بار دوم از سوی نیروهای انگلیسی و بار سوم هم بهدست نیروهای بعثی تصرف شد که بعد از یکسال و نیم درگیری و مجادله دوباره از نیروهای متخاصم عراقی باز پس گرفته شد.
غذبانی در خصوص اهمیت این فیلمنامه گفت: به نظرم آنچه که در این فیلمنامه حائز اهمیت است؛ وجه تاریخی آن و در واقع حافظهی تاریخ معاصر مردم ماست. هنوز بخشهای زیادی از جنگ در هالهای از ابهام است که میتواند برای مردم بازگو و مشخص شود. با این رویکرد که ما گذشته خودمان را آنطور که بوده، بیان کنیم نه آنطور که دوست داریم؛ چراکه جنگ به موضوع مهمی در تاریخ معاصر ما تبدیل شده و لازم است ساعتها در موردش حرف زده شود و مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد. متاسفانه در طول این سالها بههر دلیلی واقعیت جنگ را نگفتهایم! بیشتر آنچه مصلحت بوده، بیان کردهایم، در واقع، خیلی از مواقع آنچه در ذهن بوده،گفتهایم نه آنچه که حقیقت و واقعیت داشته است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا درصدد ساخت فیلمی بر اساس این فیلمنامه هم هستید، پاسخ داد: بله، اتفاقا سال ۹۵ که با همکاری مهرداد همتی نگارش فیلمنامه رت به پایان رساندیم، بلافاصله پیگیر ساخت آن شدم که بعد از یک سال و نیم دوندگی و هماهنگی موفق شدم رضایت نیروی دریایی ارتش را برای همکاری جلب کنم. آن زمان دکتر دریادار حبیبالله سیاری فرمانده کل نیروی دریایی ارتش بود و دستور هرگونه همکاری را دادند البته فقط در بخش تجهیزات نظامی لوجستیک و پشتیبانی. بنابراین به سراغ ارگانهای دیگر رفتم که متاسفانه انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با تغییر مدیریت و آمدن آقای میرزاخانی هیچ برنامهای برای تولید یک اثر ملی و فیلم جنگی دفاع مقدس نداشت و بیشتر نگاه فرامنطقهای و مبارزه با تکفیریهای داعش در عراق و سوریه و حضور نیروهای ما در آن منطقه داشتند. من دلسرد شدم. سازمان اوج هم ارگان ديگري بود كه در زمينه توليد فيلمهاي جنگي سرمايهگذاری ميكند كه اين سازمان هم علاقهاي به ساخت این موضوع با محوریت ارتش و تکاوران ایرانی نشان نداد. بنياد سينماي فارابي نیز با ساخت آن به بهانههايي همكاري نكرد.
اين فيلمنامهنويس تصريح كرد: متاسفانه بعد از دو سال و نیم دوندگی برای ساخت «باران سرب»، مجبور شدم اين فیلمنامه را کنار بگذارم تا الان که موفق به چاپ آن شدم؛ ولی این داستان و این فیلمنامه در اعماق ذهن من نقش بسته و قطعا روزی در شرایط مناسب آن را خواهم ساخت و بهانهها مرا تسلیم نمیکنند.
غذبانی در خصوص فضای این فیلمنامه و شخصیتهای آن یادآور شد: تقریبا ۹۰ درصد داستان در نخلستانها و دشتهای اطراف خرمشهر اتفاق میافتد و عناصر بومی در آن نقش پررنگی دارد؛ ولی داستان حماسی است و علاوه بر شخصیت اصلی قصه که ناخدا هوشنگ صمدی است، شهر خرمشهر هم بهعنوان یک شخصیت مهم در داستان مطرح میشود .
این کارگردان باتجربه بوشهر در پایان در توصیف شخصیت اول این فیلمنامه گفت: شخصیت اصلی داستان ناخدا هوشنگ صمدی است که در واقع نمادی از فداکاری و مسئولیتپذیری و وطنپرستی و ملیگرایی است. او در جایی از داستان به پزشکی در بیمارستان خرمشهر میگوید: «من نهتنها مسئول زندگی خودم هستم؛ بلکه مسئولیت نجات زندگی و زنده ماندن همه مردم این شهر هم در حال حاضر با من است.» او معرف ذهن آگاه و عالم جامعه است .
یادآوری میشود، فیلمنامه «باران سرب» نوشته داریوش غذبانی و مهرداد همتی با موضوع جنگ است که به همت نشر «هلیله» در ۴۰۰ نسخه منتشر شده است.