مشکل از حزبسازی اصلاحطلبان تهرانی شروع شد

ابوعلی زرینقلم
انتخابات 28 خردادماه به باور بسیاری از اصلاحطلبان، میدانی برای رقابت نبود و به همین دلیل هم پیروزی طرف مقابل در آن کاملا مبرهن بود. هر چه در این انتخابات گذشت، بخشی از روند سیاسی در انقلاب در دهه چهارم خود بود که بهصورت عجیبی با مشارکت کمتر از 50درصدی واجدین شرایط که یک پنجم آنها را آرای باطله تشکیل میداد به پایان رسید.
در حالی که رئیسجمهور منتخب تلاش میکند تا خود را فراجناحی نشان داده و به قول معروف کابینهای از نخبگان و شایستگان تشکیل دهد، اصولگرایان در تلاش هستند تا این مساله را به شکست اصلاحطلبان در عرصه رقابت تفسیر کنند و در این مورد حرف زیاد زده میشود. در مقابل، برخی از فعالان جریان اصلاحات دیدگاه متفاوتی داشته و بر این باور هستند که این جریان نه تنها از بین نخواهد رفت، بلکه همواره قدرتمندتر ظاهر میشود.
مرگ اصلاحات درست نیست
یکی از فعالان سیاسی اصلاحات در این مورد میگوید: شکست در انتخابات چه تحمیلی باشد و چه از طریق فرآیند دموکراتیک و در یک انتخابات رقابتی صورت بگیرد، نه برای اصلاحات و نه هیچ جریان سیاسی دیگری نقطه پایان تلقی نمیشود، همچنان که هر دو جریان سیاسی کشور بارها چنین رخدادی را در سالهای گذشته تجربه کردهاند.
محمد سالاری القای مرگ اصلاحات توسط برخی جریانات تندرو را غیرواقعبینانه و رویاپردازی دانست و افزود: کسانی که با نگاه حذفی بهدنبال رسیدن به قدرت و اداره کشور هستند سالهاست که در آرزوی حذف دیگر جریانهای سیاسی کشور که مورد اقبال مردم هستند بهسر میبرند و طبیعی است که اصلاحات و جریان اعتدالگرا که به مطالبات اکثریت مردم نزدیکتر هستند، در تیررس اقدامات انحصارطلبان قرار داشته باشند.
این عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با بیان اینکه کسانی که از مرگ اصلاحات در کشور سخن میگویند در حال تزریق یاس و ناامیدی در کشور هستند، گفت: تا زمانی که جامعه ایرانی یک جامعه زنده، پویا، مطالبهگر و بهدنبال بهبود شرایط است، اندیشه اصلاحطلبی در میان مردم زنده خواهد بود حتی اگر در یک محدوده زمانی و بهدلیل ایجاد محدودیتها یا اشتباهات اصلاحطلبان، بین مردم و این جریان سیاسی فاصله ایجاد شود.
وی با اشاره به اینکه جریان اصلاحات قدرت محور نبوده و نیست، ادامه داد: مردم بزرگترین نقطه اتکا و قدرت اصلی اصلاحطلبان هستند. ضمن اینکه قدرت در اندیشه اصلاحطلبی وسیلهای برای تحقق مطالبات مردم و بستری برای تلاش مضاعف در جهت توسعه و آبادانی کشور است و زمانی ارزشمند است که بتوان از طریق قانونی، اخلاقمدارانه و با خواست و اراده مردم بدان دست یافت.
اصلاحات باید دست به اصلاح بزند
در این رابطه، احمد شیرزاد دیگر فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص اینکه بعد از برگزاری سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری نقدهایی به جریان اصلاحات مطرح شد و از بدنه و حامیان این جریان عنوان شد که اصلاحطلبان باید به فکر یک بازسازی و در واقع یک رنسانس در عملکردهای خود باشند، گفت: بحث بازسازی جریان اصلاحات بسیار خوب است و در بدنه جامعه اصلاحطلب باید این کار انجام شود.
این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: متاسفانه ما در کشورمان شاهد یک بازی هستیم که یک عدد بازیکن وجود دارد و همه نسبت به وی داور هستند بهطوری که حتی بازیکنهای دیگر هم در نقش داور ظاهر میشوند و همه به این بازیکنان حاضر در زمین رهنمود میدهند. بازهم تاکید میکنم در عرصه سیاسی کشور یک بازیکن وجود دارد به نام جریان اصلاحات و بقیه ژست داور، مربی و چهرههای ملکوتی دارند و هیچکس به آنها نمیگوید بالای چشمتان ابرو است.
شیرزاد با بیان اینکه شاید بیش از صدها بار اعلام کردم که ضرورت دارد در مجموعه اصلاحات، اصلاحات صورت گیرد، اظهار داشت: اما کسی از این نابرابری که اصولگرایان با رانت به قدرت میرسند، نمیگوید. بنابراین واقعا بهنظر من بحثی که باید شروع کرد، ضرورت اصلاحات در جبهه اصولگرایان است.
وی با اشاره به اینکه جریان اصلاحطلب هزار و یک مشکل دارد و تردیدی هم در این موضوع وجود ندارد، گفت: اما آنچه که جزء مشکلات اساسی کشور است یک جبهه لوس و ننر بهنام جبهه اصولگرایان است و به این مساله اعتقاد دارم که بخش اساسی در اصلاحات سیاسی کشور باید از اصلاح اصولگرایان شروع شود، چراکه اغلب این جریان است که اخلال در فضای سیاسی کشور ایجاد میکند. اصولگرایان هستند که باعث میشوند رقابت سیاسی رنگ بدی بگیرد و در یک فضای غیررقابتی، چالشی دردناک که بهشدت به مسائل غیراخلاقی آمیخته است، به اسم رقابت صورت میگیرد.
مشکل، اصلاحطلبان تهرانی هستند!
در همین حال یک فعال اصلاحطلب دیگر در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در این دوره از انتخابات شاهد یک شکاف بین سران اصلاحات و بدنه اجتماعی این جریان بودیم بهطوری که گزینهای که گفته شده منتسب به اصلاحطلبان است رای نیاورد، حال تصمیمگیران این جریان برای از بین بردن این شکاف چه ساز و کاری را باید شکل دهند، گفت: اعتقادم بر این است که اشکال از زمانی بهوجود میآید که یک عدهای در تهران مینشیند و حزب درست میکنند، یک نفر در پایتخت است و در هر استانی هم یک نفر را میکارند و این را حزب مینامند و در وقتش هم میآیند سهمخواهی و اجماعسازی میکنند و نتیجهاش همان میشود که مشاهده کردیم.
ناصر قوامی با اشاره به اینکه هنگامی که احزاب پایگاه اجتماعی ندارند، فعالیتی انجام نمیدهند و مشخص است که دستاوری بهوجود نمیآید، بیان کرد: حزب باید باید مرامنامه داشته باشد برای طرفدارانش کلاس و جلسه بگذارد، در کنگرههایش از افراد شناخته شده در عرصه سیاست دعوت داشته باشد و هنگامی که این اتفاقات نمیافتد، حزب از کارکرد اصلی خودش کناره گرفته است.
این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه متاسفانه هنگامی که حزب کارکرد اصلی خودش را نداشته باشد، اوضاع و احوال همین میشود که امروز مشاهده میکنیم، همین مشکلاتی که آفریدند و ایجاد کردند و همین شرایط منجر به تفرقه میشود، ادامه داد: در همین استان ما ( قزوین) مادامی که ما منسجم بودیم و متحد و متفق بودیم و جلساتی را برقرار میکردیم، مشکلی نداشتیم؛ اما متاسفم عدهای از همین سران احزاب آمدند در استان جلسه دیگری تشکیل دادند که موجب تفرقه بین اصلاحطلبان استان شد.
وی تاکید کرد: تفرقه پایان خوبی ندارد؛ چراکه اگر وجود نداشت در انتخابات مجلس شورای اسلامی متحد بودیم و میتوانستیم حداقل یک نماینده اصلاحطلب از استان خودمان ( قزوین) به مجلس بفرستیم؛ اما بهدلیل آنکه تفرقه ایجاد کردند، متاسفانه نشد و در شورا هم همینگونه شد و هنگامی که تفرقه ایجاد شد لیستهای جریان اصلاحات رای نیاورد.