آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۵۱۹۲
۲۱:۲۸
۱۴۰۰/۰۵/۱۱

بازی خطرناک صهیونیست‌ها و هوشیاری ایران

بازی خطرناک صهیونیست‌ها و هوشیاری ایران
کریم جعفری: «هر کس باد بکارد، طوفان درو می‌کند» این ضرب المثل، پاسخ صریح و دقیق سخنگوی وزارت امور خارجه به موضوع حمله به نفتکش خالی رژیم صهیونیستی در آب‌های شمال اقیانوس هند بود. حمله‌ای دقیق و حساب شده که در فاصله 640 کیلومتری مرزهای ایران و در وسط آب‌های اقیانوس صورت گرفت

کریم جعفری

«هر کس باد بکارد، طوفان درو می‌کند» این ضرب المثل، پاسخ صریح و دقیق سخنگوی وزارت امور خارجه به موضوع حمله به نفتکش خالی رژیم صهیونیستی در آب‌های شمال اقیانوس هند بود. حمله‌ای دقیق و حساب شده که در فاصله 640 کیلومتری مرزهای ایران و در وسط آب‌های اقیانوس صورت گرفت و ایران به هیچ عنوان مسوولیت آن را قبول نکرد. با این حال باید گفت این نفتکش خالی، پیامی به سران بیمار کاخ سفید است که فارغ از جمهوری‌خواه و دمکرات، عادت به تحریم کرده‌اند، چراکه دیگر چیزی در چنته ندارند و حریف برخورد گرم با ایران نمی‌شوند.

سران کاخ سفید در حالی از احتمال تحریم نفتی ایران می‌گویند که خودشان در این شش ماه بارها به شکست فضاحت‌بار فشار حداکثری و تشدید تحریم‌ها علیه ایران اعتراف کرده‌اند، ولی همانگونه که یک بیمار با بی‌احتیاطی باز هم بیمار می‌شود، مقامات امریکایی با وجود این اعترافات بدون شک، به سراغ تحریم صادرات نفت ایران می‌رفتند و به همین دلیل نیاز بود تا به آن‌ها گوشزد شود که بهتر است حماقت نکنند و نفت بر این آتش نریزند.

این صهیونیست‌ها بودند که با 13 حمله به کشتی‌ها و نفتکش‌های ایران در مناطق مختلف از سواحل سوریه تا دریای سرخ و حتی در همکاری نزدیک با امریکایی‌ها در نزدیکی تنگه هرمز، بازی را شروع کردند. این رژیم به‌صورت احمقانه‌ای فکر می‌کند این حق را دارد که به هر کسی، به هر کشوری، به هر نقطه‌ای که خطری برای موجودیت نامشروع آن دارد حمله کند و همه این اقدامات در طول 70 سال گذشته برایش بدون هزینه بوده است.

از حمله به مقر ساف در تونس، تا حمله به تاسیسات هسته‌ای عراق، سوریه، حمله به کارخانه اسلحه‌سازی در سودان، صدها حمله به سوریه، ترور صدها دانشمند و متخصص در کشورهای عربی و اسلامی (حتی همین ایران خودمان) برای صهیونیست‌ها با کم‌ترین هزینه به پایان رسید و آن‌ها به این نتیجه رسیدند که هر کاری دوست دارند، می‌توانند انجام دهند هیچکس هم جرات مقابله و برخورد با آن‌ها را ندارد. همین برداشت آن‌ها را به ورطه خطرناکی کشاند.

این ورطه، همان چیزی بود که صهیونیست‌ها از چند دهه پیش به‌شدت نگران آن بودند و آن نیز برخورد با ایرانی‌ها بود. صهیونیست‌ها از زمان رژیم گذشته که در خوش‌خدمتی به صهیونیست‌ها از هیچ کاری کوتاهی نکرد ایران و ایرانی را تنها رقیب و تنها طرفی در منطقه می‌دانستند که برخورد با آن سخت خواهد بود. آن‌ها در دوره پهلوی دوم در شیادی و کلاهبرداری با ایرانی‌ها کار می‌کردند که نمونه‌های بسیاری در این مورد هست و بعدها توضیح خواهم داد.

برای سران گذشته و حال این رژیم آسیای غربی جایی بود که باید «اسرائیل» در آن حاکمیت بلامنازع به لحاظ توان نظامی، تکنولوژیک، اقتصادی و حتی تصمیم‌گیری در سطح سیاسی داشته باشد. با توجه به ماهیت کشورهای این منطقه که هیچکدام دارای قدمت و ریشه تاریخی و فرهنگی نبودند و به زبانی دیگر، هویت مستقل تاریخی نداشتند و بر همه آن‌ها رژیم‌های سرکوبگر دیکتاتوری حکومت می‌کرد غلبه کردن آسان بود؛ اما ایرانی‌ها غول خفته‌ای بودند که در صورت بیدار شدن، بسیار خطرناک می‌نمودند.

در همه تحلیل‌های قدیم و جدید استراتژیست‌های صهیونیست، برخورد با ایرانی‌ها سخت‌ترین جای کار آن‌ها بود و به همین دلیل برای غلبه بر ایران دست به کار گسترده‌ای زدند و تلاش کردند با همکاری طرف امریکا و غرب، ایران را به زانو در بیاورند. در نگاه آن‌ها، ایران باید به لحاظ اقتصادی ورشکسته شود تا بتوان آن را تجزیه کرد. این همه نگاه این رژیم به ایران است و همه آنچه که انجام می‌دهد برای رسیدن به تجزیه ایران است. اما ایرانی‌ها بسیار باهوش‌تر از صهیونیست‌ها بودند.

ان‌شاءالله در یک فرصت در این مورد خواهم نوشت، اما در جریان باشید که صهیونیست‌ها اصلا فکرش را هم نمی‌کردند حمله مستقیم به نفتکش‌ها و کشتی‌های ایرانی به این نتیجه برسد. آن‌ها با این باور اشتباه که این حملات را انجام داده و مسوولیت آن را هم بر عهده نمی‌گیرند مانع از پاسخگویی ایران خواهند شد (مانند همیشه هم به التماس افتاده و اروپایی‌ها را واسطه می‌کنند!) وارد این معرکه و ورطه بسیار خطرناک شدند.

صهیونیست‌ها وارد یک بازی شدند که ظرفیت انجام و پایان آن را نداشتند، آن‌ها بدون شناخت دقیق از توانمندی‌های در اختیار و همچنین نقاظ ضعف خود در این بازی وارد تونلی شدند که بسیار تاریک‌تر از تصورات آن‌ها بود. ایران نه تنها پاسخ این رژیم را داد، بلکه پاسخ طرف‌هایی که با این رژیم همکاری کرده و به آن ساحل دادند تا این حملات را انجام دهد را نیز دادند. صهیونیست‌ها پس از آنکه فهمیدند این بازی دارد همه چیزشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، خیلی زود پایان بازی را اعلام کردند، اما معبری که آن‌ها در این میدان مین باز کرده بودند، مسیر خوبی برای طرف مقابل باز کرد.

به عبارت بهتر، این مغز شیطانی و تفکرات سامری صهیونیست‌ها بود که باعث شد تا آن‌ها وارد بازی حمله به نفتکش‌ها شوند، آن هم درست زمانی که انگلیسی‌ها پس از ربایش سوپر تانکر گریس 1 (آدریان دریا) با سیلی آبدار ایران روبه‌رو شدند و دیگر دست به این خطا نزدند و طرف امریکایی هم که فهمید اگر وارد این معرکه شود همان بی‌آبرویی که «بریتانیای کبیر» متحمل شد را باید تحمل کنند، حاضر به کشاندن خود به این ورطه نشدند و عقب نشستند.

اما صهیونیست‌ها به زعم خود تلاش کردند تا صادرات نفت ایران را به صفر برسانند، هدف آن‌ها همانگونه که گفته شد، صفر کردن اقتصاد ایران به منظور گسترش نارضایتی مردمی و در نهایت تجزیه کشور ما بود. به همین دلیل خود وارد معرکه شدند ولی ندانستند که طرف مقابل نه عراق است، نه سوریه و نه سودان، نه مصر است و نه اردن و نه تونس؛ طرف مقابل ایرانی است که هشت سال با همه دنیا جنگیده بود و حالا هم داشت با امریکایی‌ها یکی به دو می‌کرد.

حمله به کشتی‌های متعلق به رژیم صهیونیستی و تجار و بازرگانان یهودی، یک حمله صرف و ساده نیست، این حمله تبعات بسیار زیادی دارد. آن هم برای رژیمی که 95 درصد تجارتش از طریق دریا است. حساب و کتاب صهونیست‌ها واقعا خیلی زود اشتباه از آب درآمد، چراکه ضرباتی که این رژیم در دریاها خواهد خورد بسیار سهمگین‌تر از ضرباتی است که به سوریه در طول چند سال گذشته زده‌اند و به همین دلیل هم پس از پاسخ‌های پیاپی و محکم ایران به‌صورت رسمی اعلام کردند که بازی به‌نظر آن‌ها تمام شده است.

برای آنکه بخشی از ضرر سهمگین را بدانید، باید گفت هر کشتی که راهی سفر می‌شود باید بیمه دریایی شود و این بیمه‌ها در نوع خود بسیار پرهزینه هستند و با توجه به آنکه نفتکش‌ها و کشتی‌های کانتینربر، فله‌بر، یخچال و ... بهای گزافی دارند بیمه کردن آن‌ها تابع شرایط سختی صورت می‌گیرد. یکی از کارهایی که امریکا علیه کشتیرانی ایران انجام داد، همین تحریم بیمه‌ای نفتکش‌ها و سایر کشتی‌های متعلق به کشورمان بود. آن‌ها تلاش کردند تا با اعمال این تحریم‌ها ریسک بیمه و هزینه آن را افزایش دهند.

همین مساله برای کشتیرانی رژیم صهیونیستی هم صادق بود، در صورت تداوم حملات هزینه بیمه کشتی‌ها و نفتکش‌هایی که برای رژیم صهیونیستی و تجار این رژیم کار می‌کردند به شکل قابل توجهی افزایش می‌یافت. همین مساله هم باعث شد تا کره جنوبی پس از توقیف کشتی متخلفش در سطح وزیر امور خارجه و نخست‌وزیر راهی تهران شود، چراکه هزینه بیمه کشتی‌ها چنان می‌شد که به‌صورت کامل تجارت خارجی کره جنوبی را به‌خطر می‌انداخت. حالا ایران می‌خواهد با همین کار رژیم صهیونیستی را دچار بحران اقتصادی کند.

به‌صورت ساده‌تر، با توجه به آنکه بیش از 60 درصد تجارت رژیم صهیونیستی با کشورهای آسیایی است بیشتر این تجارت از طریق اقیانوس هند، تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و کانال سوئز یا بندر ایلات صورت می‌گیرد، با ناامن کردن خطوط کشتی‌رانی رژیم صهیونیستی عملا هزینه‌های این رژیم به شکل وحشتناکی بالا خواهد رفت. حالا می‌توانید دلیل آتش‌بس زودهنگام صهیونیست‌ها در جنگ دریاها و البته عصبانیت شدید و غیرقابل توصیف دو روز گذشته و پس از هدف قرار گرفتن دوباره نفتکش آن‌ها بدانید.

رژیم صهیونیستی باید بداند که اگر بخواهد بر امریکا برای تحریم ایران فشار وارد کند، ایران هم به‌صورت عملی این رژیم را تحریم خواهد کرد. ما از محاصر نظامی به سمت محاصره دریایی رژیم صهیونیستی حرکت خواهیم کرد.


ارسال نظر
جدیدترین اخبار