بازی پشت پرده حمله به کشتیها

حسین احمدنیا
تحولات عجیبوغریبی در منطقه آسیای غربی در حال روی دادن است، شاید برای ما که در این منطقه زندگی میکنیم و گوشمان به جنگ و درگیری و برخورد عادت کرده و اگر شنیدیم بهجایی شلیکشده یا از جایی حمله شده رسما بیخیال هستیم، اما بهصورت مشخص این تحولات میتواند در درازمدت خطرناک و بر بسیاری از مسائل دیگر تاثیرگذار باشد.
حتی این امکان میرود که در نهایت و با یک اشتباه محاسباتی جنگی خواسته یا ناخواسته بین طرفین دربگیرد که دودش به چشم همه خواهد رفت. با این اوصاف، رویه جدید کشورهای عربی و غربی در همکاری نزدیک با رژیم صهیونیستی در تهمت زدن به ایران در مورد حمله به نفتکشها یا ربودن هر کشتی تجاری میتواند الگویی جدید از رفتار تنشآفرین کشورهای فرامنطقهای در همکاری با کشورهای منطقه را علنی کند. این الگو که خود بسیار آشفته بهنظر میرسد و دارای ابعاد بازنشدهای است در صورت کمترین محاسبه میتواند خطرناک و به مراحل غیرقابل بازگشت برسد. به همین دلیل، بررسی این مساله در صدر نگاهها باید باشد.
از ابتدا هم پیشبینی اینکه مخالفان و دشمنان اصلی و جدی برجام دنبال فرصتهایی برای دفن کردن این توافق بینالمللی بودهاند، کار چندان دشواری نبوده است؛ دشمنان برجام رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه را شامل میشود که طی دوران چهار ساله دونالد ترامپ تمام تلاش خود را کردند و اگرچه با فشار حداکثری دولت وقت امریکا، ملت ایران را تحت شدیدترین فشارها قرار دادند، اما به هدف خود نرسیدند.
حالا و در روزهایی که همه حواسها در ایران و منطقه به ابراهیم رئیسی و ورود او به پاستور متمرکز شده است، رسانهها در روزهای اخیر خبر از حمله به یک کشتی تحت اجاره یک سرمایهدار یهودی اسرائیلی را در آبهای شمال اقیاونس هند منتشر کردند.
این اقدام با واکنش غیرمنطقی و هیجانی بسیاری از دولتهای غربی روبهرو شد و بنت نخستوزیر رژیم اسرائیل هم بر روی این موج سوار شد تا اجماع مورد نظر رژیم صهیونیستی علیه ایران را شکل دهد. جالب اینکه اوج حملات لفظی و موضعگیریهای تند علیه ایران به روز سهشنبه یعنی روز تنفیذ حکم رئیسجمهوری جدید ایران کشیده شد.
با این حال این پایان ماجرا نبود؛ بهطوریکه شامگاه روز سهشنبه خبرگزاریهای غربی از ایجاد اخلال در سیستم ناوبری چند کشتی و سپس ربوده شدن یک کشتی دیگر اسرائیلی خبر دادند تا به این ترتیب، با مجموعهای از اتفاقات مشکوک، یک جریان ضد ایرانی شکل بگیرد؛ اگر چه تنها ساعاتی بعد واحد عملیاتی تجارت دریایی انگلیس اعلام کرد افرادی که وارد کشتی شده بودند، کشتی را ترک کردهاند و ماجرا خاتمه یافته است و کسی هم درخصوص این همه جنجال و اتهامزنی توضیح نداد!
اکنون یک سوال اساسی و اصلی در ارتباط با تنشهای دریایی اخیر وجود دارد که پشت این تنشها کیست و کدام طرف، فرصت را برای اجرای پروژه تحرکات اخیر دریایی مناسب دیده است؟! برای این منظور به چند نکته باید توجه کرد؛
اول اینکه آغازکننده تنشهای منطقه از سال ۲۰۱۷ زمانی که نیروهای مقاومت در عراق و سوریه با تمام توان درگیر جنگ علیه تروریستهای تکفیری بودند، رژیم صهیونیستی بوده است.
حمله به مواضع و خطوط تماس گروههای مقاومت، نه تنها اجازه نداد کار پاکسازی تروریستها بهطور کامل انجام شود، بلکه فرصت زیادی به آنها داد تا بتوانند بعد از ضربات سنگینی که به شکست بزرگ داعش و گروههای همفکر در سال ۲۰۱۸ انجامید، خود را بازسازی و سازماندهی مجدد کنند.
دوم اینکه، این تنشهای دریایی درست در آستانه سفر بنت به امریکا رخ میدهد که خود مقامهای صهیونیستی اعتراف کردهاند هدف و محور اصلی آن، ایجاد اجماع علیه ایران است.
سوم؛ میتوان از دیگر اهداف این سروصداها و تنشها را تاثیرگذاری بر تحولات سیاسی در ایران و بهویژه جریان انتقال قدرت دانست، کما اینکه تیتر و عناوین رسانههای ایران در این چند روز بیشترین تمرکز را بر مسائل داخلی داشته و کمتر به جنجال کشتیها و تنشهای دریایی ورود کردهاند.
نکته چهارم اینکه صهیونیستها برای نابودی برجام همانطور که نتانیاهو نیز قبلا تاکید کرده بود، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و نخواهند کرد.
اکنون تمام دلایل و مستندات میگوید پشت تمامی حوادث روزهای اخیر سرویسهای امنیتی رژیم صهیونیستی قرار دارند و به قاعده این رژیم که اتفاقا برای کنترل اوضاع در داخل نیز نیاز به چنین فضاسازی پرتنشی در منطقه دارد، اسرائیل متهم اصلی است، اما نکته عجیب ماجرا آنجاست که دولتهای غربی بهویژه امریکا و انگلستان در این اتهامزنیهای بیدلیل و مدرک علیه جمهوری اسلامی ایران شتاب کردهاند.
دستکم این انتظار وجود داشته است که این دولتها که بهظاهر از تنشزدایی سخن میگویند، باید منتظر میماندند تا نتایج اولیه تحقیقات کارشناسی روشن شود. این رویه که قبلا در ارتباط با سوریه و برخی کشورهای دیگر هم انجام شده است، نشان میدهد که غربیها نیز بهخوبی میدانند که اتهامات وارده علیه ایران دروغی بیش نیست.
با این حال روز گذشته فرماندهی مرکزی تروریستی امریکا در آسیای غربی در گزارشی که تهیه مستندات آن بسیار ساده بهنظر میرسد ادعا کرد که حمله به نفتکش رژیم صهیونیستی کار ایران بوده در حالی که موفق به ارائه مستندات عمیق و محکمهپسندی در این زمینه نشده است!