بیراهه امریکا در برخورد با ایران

کریم جعفری
مقامات امریکایی در سطوح مختلف در طول ماههای گذشته نشستهای بسیاری برای بررسی مسائل مرتبط با ایران برگزار کرده و در این زمینه تلاش داشتهاند تا با بهره گرفتن از آخرین دادههای میدانی، طبقهبندی شده و همچنین مسائل مطرحشده توسط جریانهای فکری حاضر در واشنگتن به درک درستی از چگونگی برخورد و تعامل با ایران برسند. از زمان به قدرت رسیدن جو بایدن در امریکا، فعالیتهای صورتگرفته توسط کنگره و سناتورهای امریکایی بسیار برجسته بوده و انتظار میرفت که بتوانند یک خروجی از نشستها و هماندیشیها در مورد ایران بگیرند. اما بهصورت مشخص تاکنون همه این تلاشها به بنبست خورده است. دلیل این مساله هم کاملا روشن و مبرهن است، طرف امریکایی همچنان میخواهد از موضع بالاتر با ایران صحبت کند و بدون توجه به منافع ایران، در صدد است تا برنامههای خود را به پیش ببرد.
در طول روزهای گذشته سناتور ایالت ایندیانا در جلسه استماع کنگره صحبتهای جالبی کرده که روشنکننده موارد بسیاری در سطوح مختلف فکری امریکا در قبال کشورمان است. باید گفت آنچه سناتور امریکایی میگوید عمق نگرانی مقامات امریکایی را نشان میدهد. سخنان این سناتور از روی حدس و گمان نیست، او گزارشهای اطلاعاتی و برآوردهای امنیتی و مهمتر از همه، گزارشهای منتشرشده توسط اندیشکدههای فراوان مستقر در واشنگتن را مطالعه میکند و بهخوبی میداند که اوضاع از چه قرار است. او از اینکه ایران موفق شده به مرحله بازدارندگی برسد و هر چند او اعتراف نمیکند، اما از این مرحله عبور کرده و به قدرت تهاجمی دست پیدا کرده باشد، بسیار نگران است و این نگرانی در تکتک کلماتش پیداست.
اعتراف به از دست دادن بازدارندگی در برابر ایران، یک اعتراف ساده و پیشپا افتاده نیست که یک مقام عادی و درجه دو یا سه امریکایی، آن هم در یک جلسه رسمی که از رسانهها پخش میشود به زبان بیاورد. امریکاییها امروز قدرت بازدارندگی در برابر روسیه و چین را دارند، اما چرا میگویند که دوباره باید قدرت بازدارندگی را در برابر ایران به دست آورده و یا برای به رسیدن به آن برنامهریزی کنند؟ ایران چه چیزی دارد که این سناتور امریکایی صریح اعتراف میکند که توان امریکا در برابر ایران از بین رفته و باید برای بازسازی دوباره آن، تلاش شود؟
این نکات را در سخنان تاد یانگ میشود به این صورت ردیف کرد: نیروهای نیابتی (شما بخوانید متحدان منطقهای ایران) با قدرت فعالیت میکنند؛ ایران غنیسازی را با قدرت ادامه میدهد؛ باوجود ادعای تامین امنیت در خلیجفارس و دریای عمان توسط ناوگان دریایی امریکا و متحدان واشنگتن به کشتیها حمله میشود؛ ایران به متحدانش در منطقه اسلحه میدهد، موشکهای پیشرفته همچنان ساخته میشوند... این چیزی است که سناتور ایندیانا توانسته از خلال گزارشهای امنیتی و تحلیلهای مراکز مطالعاتی امریکایی به آن برسد. اما آیا این همه ماجرا است؟ آیا ایران فقط در این حوزهها محدود شده است؟
او در پاسخ به خوبی میداند که دلیل این اقدامات و رسیدن ایران به این مرحله از بازدارندگی، رقابت تسلیحاتی است که امریکاییها در منطقه ما راه انداختند و خودشان هم حضور پیدا کردند (در این مورد یکبار مطلبی را گفتم یا نوشتم) فروش میزان زیادی سلاح بسیار پیشرفته و حضور سنگین نظامی ایران را وارد رقابت تسلیحاتی نکرد، بلکه باعث شد تا قابلیتهای دفاعی خودش را گسترش دهد. خروجی این مساله، رسیدن به مرحله بازدارندگی بود و به همین دلیل او بهشدت از رفتن به سراغ گزینه فروش بیشتر سلاح به کشورهای عرب منطقه و به احتمال زیاد رژیم صهیونیستی خودداری میکند.
معاون دستیار وزیر جنگ امریکا در خاورمیانه در پاسخ به این سناتور اصلا از گزینه نظامی صحبت نمیکند، چرا که او هم میداند که موضوع از چه قرار است و ایران از مرحله بازدارندگی عبور کرده است. به همین دلیل از دیپلماسی میگوید و اینکه آنها تلاش میکنند تا قابلیتهای کشورهای تحت حمایت خودشان را برای دفاع در برابر ایران تقویت کنند. اما این همه مساله علیالقاعده نیست، چراکه واقعیتها به ما چیزهای دیگری میگویند. این یک باور بسیار غلط امریکایی است که دیپلماسی و رایزنی یکطرفه برای کاهش تنشها بهکار گرفته شود. این نشان میدهد که در کاخ سفید هنوز هم شرایط را آنگونه که هست باور نکردهاند.
دانا استرول واقعیت را به شکل عریانتری بیان میکند: ما هر چه بیشتر به ایران فشار آوریم، آنها بهجای تسلیم شدن به خواستههای ما و عقبنشینی از مواضعشان رفتاری تهاجمیتر و تندتری را در پیش گرفتند. نه تحریم و فشار حداکثری مانع آنها برای رسیدن به اهدافشان شد و نه این رفتارها باعث شد تا ایران به میز مذاکره بازگردد. ایران و متحدانش بهصورت روزانه منافع امریکا و دوستان واشنگن در منطقه را هدف قرار میدهند؛ مساله مهم آن است که امریکاییها با علم به این مسائل همچنان بر مواضع فشار و تحریم پافشاری میکنند! اینکه آنها قرار است با دانستن این توانمندی ایران چگونه بازدارندگی ایجاد کنند، خود سوالی است. اما اینکه چرا امریکا باروسیه و چین در مرحله بازدارنگی است، اما با ایران نه، به موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی باز میگردد، ایران میتواند در نصف روز صهیونیستها را نابود کند...