ترس، عامل فرار اماراتیها از ساحل غربی

کریم جعفری
هنوز بسیاری از افراد دنبال آن هستند که دلیل فرار و عقبنشینی مزدوران اماراتی از استان الحدیده چیست در حالیکه خود مزدوران هم در دلایل این فرار ماندهاند. چند روز پیش نوشتیم که تهدید مستقیم انصارالله مبنی بر حمله به زیرساختهای اماراتیها بهویژه در روزهایی که نمایشگاه اکسپو دبی در حال برگزاری است، اولاد زاید را به این نتیجه رساند که بهتر است پیش از آنکه این تهدیدات عملی شوند دست به امتیاز شده و با خروج از الحدیده برای خود راه فراری تدارک ببینند.
چند ماه پیش یک اسکادران شامل ۱۲ فروند پهپاد ارتش یمن بدون آنکه توسط رادارهای اماراتی رصد شوند در آسمان ابوظبی و دبی ظاهر شده و سپس منطقه را ترک کردند. پس از این اقدام بود که سخنگوی نیروهای مسلح یمن در سخنانی اماراتیها را تهدید کرد که اگر دست از سر یمن بر ندارند با حملات موشکی و پهپادی به بانک اهداف مشخصشده هزینه زیادی را روی دست آنها خواهند گذاشت؛ این پیام در ابوظبی پس از رویت پهپادها بهخوبی شنیده شد و نتیجه هم کاملا مشخص بود...
داستان فرار اماراتیها از ساحل غربی یمن در این چند خط نمیگنجد و باید برای آن یک گزارش بلند نوشت چراکه تجربه تلخ آنها از هدف قرار گرفتن آرامکو و سایر تاسیسات اقتصادی عربستان در برابر چشمانشان قرار داشت و به آنها یادآور میشد که اگر نخواهند به خواستههای دولت یمن توجه کنند همان بلا سرشان در خواهد آمد. در داستان فرار از الحدیده، مصریها نقش مهمی داشتند و این آنها بودند که در طول ماههای گذشته تلاش کردند با رایزنی با مقامات ایرانی و حتی سفر به تهران و حضور در دمشق و بیروت راه فراری برای امارات پیدا کنند. شرط و شروط بسیار بود که علاوه بر عقبنشینی از الحدیده مسائل دیگری مانند سفر مقامات اماراتی به دمشق هم در آن قرار داشت، سفری که حتی امریکاییها نیز از آن خبر نداشتند و بهشدت نسبت به آن انتقاد کردند با این حال چند روز پیش از عملی شدن حمله موشکی به ابوظبی و دبی هم سفر انجام گرفت و هم عقبنشینی و فرار از ساحل غربی یمن نهایی شد.
البته این مساله صرفا شامل حمله به خود امارات و شهرهای دبی و ابوظبی نبود بلکه چند حمله موفق و اعلامنشده انصارالله به تاسیسات ایجادشده توسط اماراتیها در جزایره اشغالی یمن در بابالمندب و همچنین سواحل یمن این پیام هشدارآمیز را به مقامات ابوظبی رساند که دستان بلند ارتش یمن در همهجا به آنها خواهد رسید و این موضوع به هیچ عنوان شوخیبردار نیست.
هرچند منابع آگاه ما در مورد تلفات وارد به اماراتیها در جزایر اشغالی یمن خبری منتشر نکردند؛ اما در واقع باید گفت: دقت این حملات و همزمانی آن با سفر مسوولان نظامی و امنیتی ابوظبی به پایگاههای ایجادشده در بابالمندب آنها را دچار وحشت روزافزون کرده بود که چگونه یمنیها تا این اندازه اشراف امنیتی و اطلاعاتی دارند. این مساله را باید در کنار جنگ در مارب گذاشت که تقریبا به لحاظ نظامی جنگی تمامشده است و مقاومتی که توسط باقیمانده مزدوران سعودی و شبهنظامیان اخوانی صورت میگیرد هیچ ارزش نظامی ندارد.
اماراتیها که دوست داشتند در بندر مخاء در نزدیکی بابالمندب حضور نظامی و اقتصادی داشته باشند حالا امنیت خود را هم به شکلهای مختلف در خطر میبینند. مقامات انصارالله در دیدارهایی که با معاون وزیر امور خارجه مصر در صنعا و امان پایتخت اردن داشتند خطاب به آنها یادآور شدند که ارتش این کشور توانمندی آن را دارد که دریانوردی در دریای سرخ را برای همیشه مختل کند، آنقدر مین ضد کشتی در اختیار دارد که در صورت رها کردن آن در آبهای این دریا تمام ارتشهای متحد عربستان و امارات نمیتوانند آن را در کمتر از یک سال جمع کنند.
همچنین آنها خطاب به مصریها تاکید کردند که موشکهای ساحل به دریایی که ارتش یمن در اختیار دارد، میتواند تا سال غربی سرخ را هم هدف قرار دهد و هیچ کشتی نمیتواند در صورت اراده یمنیها برای بستن این آبراهه از آن عبور کنند؛ اما از آنجایی که دولت یمن یک دولت مسوولیتپذیر و قانونمند هست نیازی به این کار ندیده و وارد نشدن به این حوزه را به مانند یک فرصت طلایی برای ائتلاف عربی غربی جهت پایان دادن به جنگ و محاصره ملت یمن میداند. این موضوع حتی به اطلاع طرف امریکایی هم رسید تا جایی که آنها از ترس تمرکز انصارالله بر ساحل غربی و بابالمندب تصمیم به مداخله مستقیم نظامی در یمن گرفتند که البته این موضوع هیچ نتیجهای برای آنها نداشت.
تمام این رایزنیها و مذاکرات در طول چهار ماه گذشته بهصورت بسیار فشرده در جریان بوده است. هرچند هیچ خبری در مورد ابعاد آن تاکنون منتشرنشده، اما حالا با عملیاتی شدن خروج مزدوران اماراتی از ساحل غربی، همچنین جابهجایی نظامیان سعودی در مناطق مختلف یمن و وعده اماراتیها برای جبران خسارت همه را به این نتیجه رسانده که دست برتر و مشت محکمتر ارتش یمن که به موشک و پهپاد مجهز است دشمن را به کوتاه آمدن و امتیاز دادن وادار کرده است. اینکه در این میان نقش طرف ایرانی در مذاکرات چه بوده خود مساله دیگری است، ولی دیدارهایی که میان کارشناسان ایرانی و مصری در قاهره و حتی بغداد صورت گرفت و پیامد مستقیم آن سفر معاون وزیر خارجه مصر به صنعا بود به ما میگوید که باز هم ایران در تصمیمگیری متحد یمنی خود مداخله نکرده و همه امور را بر عهده خود آنها گذاشتهاند.
در پایان این نکته را هم باید مورد اشاره قرار بدهم که اماراتیها بهشدت از سقوط مأرب وحشت داشته و آن را کلید حرکت انصارالله به سمت استان بزرگ و بیابانی حضرموت و المهره میدانند جایی که اگر پای نیروهای ارتش و کمیتههای مردمی به آنجا باز شود هیچ مقاومتی صورت نخواهد گرفت و این دو استان که صدها کیلومتر با خلیج عدن و اقیانوس هند ساحل دارند به کنترل انصارالله در خواهد آمد. در مورد دلایل ترس و وحشت آنها در این حوزه نیاز به نوشتن یک گزارش مستقل است، اما تا همین جا هم باید بدانیم که تهدیدهای انصارالله بسیار معتبر بوده تا جایی که طرف اماراتی را وادار کرده تا ضمن دادن امتیاز و عقبنشینی بدون جنگ از بیش از ۱۲۰ کیلومتر از سواحل غربی، منتظر آینده نامعلوم خود در استان تعز باشد.