آخرین اخبار:
کد خبر: ۱۵۵۵۱
۱۳:۴۵
۱۴۰۰/۱۱/۰۷
انتشار کتاب «زن ایرانی در عصر افغانان و نادرشاه» نوشته سیدقاسم یاحسینی؛

اثری که روایتگر وضعیت زن ایرانی در گوشه‌ای از تاریخ است

اثری که روایتگر وضعیت زن ایرانی در گوشه‌ای از تاریخ است
الهام بهروزی: «زن» در جامعه امروز ایران به شناخت و درک عمیق نیاز دارد؛ چون او در طول تاریخ زندگی پر فراز و نشیبی را طی کرده است تا امروز توانسته در عرصه اجتماع رخ عیان کند

الهام بهروزی

«زن» در جامعه امروز ایران به شناخت و درک عمیق نیاز دارد؛ چون او در طول تاریخ زندگی پر فراز و نشیبی را طی کرده است تا امروز توانسته در عرصه اجتماع رخ عیان کند و با خودباوری و کسب دانش و تجربه در مسیر توسعه جامعه پیرامونی خود گام بردارد. البته حضور زن در جامعه امروز همچنان با چالش‌های متعددی همراه است ولی خوشبختانه در دهه اخیر پژوهشگرانی پا به عرصه تاریخ‌نگاری ایران گذاشته‌اند تا ضمن نمایان کردن زوایای پنهان تاریخ این زادبوم، هویت و جایگان زن ایرانی را از پستوی عصیبت‌های مردسالارانه بیرون کشیده و با نمایان کردن نقش زنان در تاریخ ایران، خردورزی و توانایی آن‌ها را به همگان یادآوری کنند.

سیدقاسم یاحسینی، از جمله مورخان و پژوهشگران دغدغه‌مندی است که ضمن واکاوی و مکتوب کردن تاریخ اجتماعی ایران به‌ویژه جنوب کشور بر جایگاه و هویت زنان ایرانی تاکید می‌کند و یافته‌ها و اطلاعات خود را در خصوص این قشر در قالب آثاری فاخر به نمایش می‌گذارد. وی که در کارنامه خود تالیف بیش از 80 کتاب را در زمینه‌های بوشهر‌شناسی، تنگستان‌شناسی، خاطره‌نویسی و تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی و تاریخ روشنفکری در ایران به ثبت و ضبط رسانده است، در سال‌های اخیر چند اثر مستقل را با موضوع و محوریت زنان راهی بازار کتاب کرده است که اطلاعات دسته‌اول و بکری را برای نخستین‌بار در یک مجموعه مستقل در خصوص زنان ایرانی و جنوبی در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد. از جمله آثار وی در این حوزه می‌توان به «روزنامه مظفری بوشهر؛ وضعیت زنان پیش از مشروطه،»، «سدیدالسلطنه و مطالعات زنان خلیج فارس»، «زن بوشهری در جنگ و فرهنگ» و... اشاره کرد.

در این راستا، سیدقاسم یاحسینی به‌تازگی کتاب «زن ایرانی در عصر افغانان و نادرشاه» را به همت انتشارات «هامون نو» در ۱۷۵ صفحه راهی بازار کتاب کرده است. وی در مقدمه این کتاب نوشته است: بیش از سی سال است که یکی از دغدغه‌های فکری و ذهنی من موضوع زنان و به‌خصوص بازخوانی نقش و جایگاه آنان در تاریخ پر فراز و نشیب ایران است. در این راستا به توفیق الهی تاکنون چندین دفتر مستقل چاپ و منتشر کرده و چندین دفتر دیگر نیز در دست تدوین و تالیف است. یکی از «مشغولیات» من هنگام خواندن هر متن و کتاب تاریخی، توجه به «نسوانیات» آن است.

معمولا در تکه کاغذی کوچک و یا حتی در حاشیه کتاب‌هایی که می‌خوانم، هر مطلبی که به‌نوعی به زنان ربط داشته باشد را یادداشت می‌کنم. مطالبی که از دوران ماقبل تاریخ و ایران باستان تا ورود اسلام به ایران شروع می‌شوند و تا تاریخ میانه و البته تاریخ معاصر ایران ادامه پیدا کرده و حتی فرضا نظریات فردوسی، نظامی گنجوی، مولوی، ملاصدرا، فایز دشتی، نظامی، کارل مارکس و فردریش انگلس در باب خانواده و زنان و مواضع فردریش نیچه درباره زنان را نیز شامل می‌شود! این مطالب چنان پراکنده، غیرمنظم، تحلیل ناشده و غیرمرتبط با هم هستند که تا سال‌ها نمی‌دانستم چه کاری با آن‌ها باید کرد و برای مطالعات من به چه کاری می‌آیند!

برخی از این مطالب، خصوصا مباحث مربوط به تاریخ‌های محلی و منطقه‌ای و حتی تواریخ عمومی ایران، چنان بکر، تازه و جالب هستند که حیف است مورد توجه پژوهشگران مباحث مربوط به مطالعات زنان در ایران و جهان قرار نگیرند. مطالبی که غالبا هم پژوهشگران مطالعات زنان در ایران، توجه چندانی به آن‌ها نمی‌کنند یا حتی سرسری از آن‌ها عبور می‌کنند. اگر قرار باشد روزی و روزگاری مباحث تئوریک و نظریه‌های صددرصد بومی و ایرانی مربوط به «مطالعاتِ زنانِ ایرانی» داشته باشیم، قطعا همین مطالب پراکنده و خُرده یادداشت‌ها، سخت به کارمان می‌آید و هرگونه نظریه‌پردازی و تئوری‌سازی، باید متکی بر منطق درونی تاریخ زنان ایران شکل گیرد و ارائه شود.

حدود 10 سال پیش، بخش‌هایی از آن مطالبی را که عموما مربوط به تاریخ زنان بوشهر در فاصله چند سال پیش از انقلاب مشروطیت تا پایان جنگ جهانی اول بودند، در قالب دو کتاب با عنوان‌های «روزنامه مظفری بوشهر؛ وضعیت زنان پیش از مشروطه،» (۱۳۹۳) و «زن بوشهری در جنگ و فرهنگ» (۱۳۹۴) تدوین و به همت انتشـارات شیـــرازه به مدیریت زیبا جلالی‌نائینی چاپ و منتشر کردم. پس از انتشار آن دو کتاب که خوشبختانه با استقبال خوانندگان و منتقدان نیز مواجه شدند، قالب کار تقریبا دستم آمد و فهمیدم با انبوه آن مطالب، یادداشت‌های پراکنده و مقالات کوتاه، چه باید بکنم! در همین راستا، کلیه مطالبی را که به‌نوعی مربوط به زنان بوشهر در طول تاریخ بود، سر و سامان داده و در قالب کتاب کوچکی با عنوان «مطالعات تاریخی زن بوشهری» تدوین و آماده چاپ و انتشار کردم. در گام بعدی، با تکیه و تمرکز بیشتر با محوریت مطالبی که محمدعلی‌خان سدیدالسلطنه درباره زنان در کتاب‌ها و یادداشت‌های پراکنده‌اش نگاشته، مطالبی تنظیم کرده و با عنوان «سدیدالسلطنه و مطالعات زنان بوشهر و خلیج‌فارس در عصر قاجار» آماده و به همت انتشارات «هامون نو» منتشر کردم (۱۳۹۹) با وجود این، هنوز انبوه مطالب پراکنده، غیرمرتبط اما مهم و با ارزش باقی‌مانده است که اگر عمری باقی بود، باید فکری برای سر و سامان دادن به آن‌ها در چندین دفتر مستقل اما پیوسته به‌هم بکنم.

دفتر حاضر که اینک با عنوان «زن ایرانی در عصر افغانان و نادرشاه» به‌طبع می‌رسد، به‌نوعی ادامه همان کارهای پیشین است. در اثر مختصر و کم‌حجم حاضر، با خوانش چند کتاب تاریخی، غالباً هم تألیف نویسندگان خارجی و غربی، دربار دوران سلطه محمود افغان و اشرف افغان بر ایران و همچنین طول دوران حکومت نادرشاه افشار در ایران، تلاش شده تا به‌صورت مطالب کوتاه و گاه یک تا چند صفحه‌ای، شمه‌ای از حال و روز و وضعیت زنان و دختران ایران و ایرانی و گاه افغانستانی را به‌طور مستند و علمی، مورد توجه و مطالعه قرار دهم. اطلاعات پراکنده و تحلیل ناشده در این باره زیاد است و اگر می‌خواستم به‌طور همه‌جانبه و کامل به‌وضعیت و حال و روز زنان ایرانی بپردازم، باید دست‌کم حدود دویست کتاب، مقاله و رساله را به‌دقت می‌خواندم و مطالب آن‌ها را با تکیه بر نظریه‌های جدید علوم انسانی تجزیه و تحلیل می‌کردم. چنین مجال، برنامه و فرصتی در حال در اختیارم نیست و از طرفی دریغم می‌آید مطالب حاضر را نیز منتشر نکنم. از این روی، درباره تقریبا تمام مطالبی که در این دفتر کوتاه آمده، می‌توان مطالب و فکت‌های مستند فراوان دیگری در منابع مربوط به همین دوره یافت.

اما پیش از آن‌که این مقدمه را پایان رسانم، مایلم خوانندگان گرامی را به یک نکتۀ بسیار مهم درباب «اخلاق قدرت» و انطباق آن با تاریخ ایران و وضعیت زنان جلب کنم. موضوعی که اطمینان دارم محل نزاع بسیار است و قطعا بسیاری از خوانندگان ممکن است با من مخالف باشند. در اخلاق قدرت به‌طور کلان دو نظریه آلترناتیو وجود دارد که در مقابل هم قرار دارند و هیچ‌کدام هم حاضر نیستند به‌هم باج دهند: ۱) نظریه قدرت و توانایی و 2) نظریه فضیلت ناتوانی!

در نظریه اول، آدمی، جمع‌ها، کشورها و تمدن‌ها باید قوی باشند و دیگران را تا می‌توانند زیر سلطه خود بگیرند. اگر هم قصد سلطه ندارند، باید چنان قوی و قدرتمند باشند که بیگانه جرأت تعرض به او را نداشته باشد. در وجدان ما ایرانیان، نادرشاه مردی وطن‌پرست، کشورگشا و سلطه‌طلب بود که ایران و ایرانی را در حالی که در ضعف و ناتوانی مفرط بود نجات داد. کشور ایران را متحد کرد، ارتش قدرتمند و نوینی ساخت و چنان قوی شد که به افغانستان، هندوستان، بغداد و … لشکر کشید. هنوز هم غالب ایرانیان از این که نادرشاه به هندوستان لشکر کشید و با کشتار و خون‌ریزی بسیار، انبوه طلا و غنیمت را برای ایرانیان ارمغان آورد، احساس غرور می‌کنند. آمال و آرزوی سیاسی بسیاری از ایرانیان امروز نیز ظهور یک «نادرشاه دیگر» در دنیای مدرن در ایران و منطقه است. ایرانیان از این‌که روزگاری کشورشان «باج‌ستان» بود، خوشحال و از اینکه دویست سال است ضعیف و مورد طمع بیگانگان است، رنجیده‌خاطر هستند.

نظریه دوم را می‌توان «در فضیلت ناتوانی» نامید. در این نظریه فلسفی‌ـ‌سیاسی همان بهتر که انسان ثروت، قدرت، توانایی و … نداشته باشد. ما ایرانیان در طول تاریخ نشان داده‌ایم که هرگاه توانا و قدرتمند بوده‌ایم به کشورهای دیگر لشکر کشیده و آنان را مورد غارت و چپاول قرار داده‌ایم و به این امر افتخار نیز کرده‌ایم و می‌کنیم. تجربه‌های تاریخی لشکرکشی محمود غزنوی و نادرشاه افشار به هندوستان و قتل، غارت و سلطه بر هندی‌ها، گواه و شاهد آشکاری است بر این مدعا. اگر هم دویست سال است که ایران به هیچ کشوری تجاوز و لشکرکشی نکرده، از روی ناتوانی و ضعف بوده است.

برای داوری اخلاقی در باب اعمال و لشکرکشی و آنچه سلطان محمود غزنوی و نادرشاه انجام دادند، کافی است خودمان را لحظاتی جای یک هندی قرار داده و آن وقت، رفتار این دو پادشاه ایرانی را مورد سنجش اخلاقی قرار دهیم. به‌یاد آن جمله مشهور کنفسیوس باشیم که فرمود: «هرآنچه بر خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم مپسند»! داوری یک هندی در باب اعمال محمود و نادر در قبال کشورش چیست؟ در این نظریه، همان بهتر که انسان؛ مال، قدرت و چنگ و دندان نداشته باشد تا قادر به تجاوز و طغیان نیز نباشد. سعدی شیرازی یکی از طرفداران سخت این نظریه است.

اکنون پرسش این است که در درازمدت ملت و مردم ایران از لشکرکشی محمود و نادر به هندوستان چه طَرفی بستند و چه نصیبشان شد؟ در مورد بحث ما، زنان، نیز همین پرسش سخت و تلخ مطرح است: زنان ایرانی از کشورگشایی‌های پادشاهان و قدرتمندان چه نصیب‌شان شد؟ آزادی، ثروت، منزلت، کرامت و یا...؟


ارسال نظر
جدیدترین اخبار