قدرت موشکهای یمنی و ناتوانی اماراتیها

کریم جعفری
چند روز پس از حملات موشکی و پهپادی ارتش یمن به مواضع رژیم امارات در شهرهای دبی و ابوظبی همان گونه که پیش از این هم تاکید کردیم اولاد زاید پیغام و پسغام های متعددی فرستاده و از رهبران انصارالله خواسته بودند تا در قبال دستور عقبنشینی تدریجی و آرام به نظامیان وابسته به خود، این حملات تکرار نشود. این درخواست در حالی صورت میگیرد که اماراتیها همواره مدعی بودند که به هیچ عنوان زیر بار خواسته یمنیها نرفته و به اهداف اولیه خود پایبند هستند!!
در خبرها آمده بود که پس از تهدید آشکار سخنگوی نیروهای مسلح یمن مبنی بر حمله به نمایشگاه جهانی اکسپو در دبی برخی جشنها و مراسمهایی که قرار بود با حضور تعدادی از سران کشورهای مختلف برگزار گردد لغو شد این در حالی است که گروهی از رسانههای وابسته به آلسعود و امارات تلاش داشتند تا این لغو برنامهها را ناشی از برخی ناهماهنگیها بدانند و بگویند که عقب افتادن پنجروزه این مراسمها و حضور سران برخی از کشورها، هیچ ارتباطی به حمله موشکی و تهدید یمنیها ندارد.
اما از قرار معلوم این موضوع کاملا صحیح بوده و طرف اماراتی امیدوار بود که با برقراری ارتباط مستقیم با رهبران انصارالله مانع از تکرار موج سوم حملات و هدف قرار گرفتن نمایشگاه اکسپو گردد؛ چراکه با حمله قبلی با وجود ادعای رسانههای اماراتی و رسانههای وابسته به کمپانیهای اسلحهسازی امریکا مبنی بر اینکه رهگیری و انهدام کامل موشکها و پهپادهای انصارالله موفقیتآمیز بوده؛ اما در واقعیت چیز دیگری بود و در صورت تکرار ممکن بود این موشکها و پهپادها به نمایشگاه اکسپو اصابت کرده و آنچه را که سخنگوی نیروهای مسلح یمن در مورد ناامن بودن امارات بر زبان رانده بود به حقیقت تبدیل کند.
در واقع اماراتیها فقط پنج روز فرصت داشتند تا کار نیمهتمام خود را به پایان برسانند آنها که فکر میکردند با مشاوره صهیونیستها و حملات خونین و وحشیانه به زیرساختهای شهریاقتصادی یمن میتوانند رهبران این کشور را به تجدیدنظر در موج سوم حملات دوم مجبور کنند؛ اما به عینه مشاهده کردند که پس از حملات خونین موج اول، یمنیها در موج دوم حملات خود قرار گرفتند که برای طرف اماراتی باورکردنی نبود که این اهداف آناندازه مهم و راهبردی بودند که باعث شوند تا سران ابوظبی دست بهکار شده و اقدام به برقراری ارتباط مستقیم با صنعا کنند.
برخی از منابع تاکید دارند که راهبرد صحیح و اصولی یمن در موج اول و دوم حملات به امارات که در آن تلاش شد تا حساب دبی از ابوظبی جدا گردد، نقش مهمی در تصمیمگیری نهایی در شورای دولتی امارات داشت؛ چراکه مقامات امیرنشین دبی که در طول سالهای گذشته بارها مخالفت خود را با حضور نظامی امارات اعلام کرده و باعث شده بودند تا نظامیان اماراتی بهصورت شبه کامل از یمن خارج شوند حالا نیز به همان سیاست قبلی خود بازگشته و ماجراجویی محمد بن زاید را عامل اصلی در به خطر افتادن اقتصاد خود که بر پایه گردشگری و سرمایهگذاری خارجی است، میدانند.
در طی روزهای گذشته علاه بر تماسهای چندباره و متعدد مقامات اماراتی با برخی طرفهای منطقهای آشنا برای قانع کردن یمنیها بهمنظور خودداری از حمله دوباره به این کشور آنها یک تلاش دیگر هم کردند و آن نیز دست به دامان قطر شدند تا شاید قطریها بتوانند راه را برای آنها هموار کنند. با این علم که طرف قطری بهشدت از حمله تکفیریهای وابسته به ابوظبی به استان شبوه که بهصورت اعلانی برای سرکوب کردن اخوانیهای حاضر در این استان بود، عصبانی بوده و حتی به این نتیجه رسیده بودند که این قطریها هستند که پشت پرده حملات قرار دارند!!
بر اساس گزارشهای متقن، تلاش قطریها برای ارتباط با صنعا با شرایطی مهیا شد، در واقع وزیر امور خارجه قطر و حتی امیر این کشور در دو سطح با سران امریکا گفتوگو کرده و به کاخ سفید یادآور شدند که رفتارهای امارات و عربستان در یمن که با حمایت مستقیم امریکا صورت میگیرد نتیجهبخش نبوده و منطقه را به سمت و سوی نامشخصی میبرد. قطریها عملا دنبال زدن دو نشان با یک تیر بودند هم تکفیریهای العمالقه را از شبوه بیرون کنند و هم کاری که بنزاید و بنسلمان با حملات خونین نتوانسته بود انجام دهند، به نتیجه برسانند.
قطریها پس از گفتوگو با طرف امریکایی، به این منظور تماسی هم با تهران داشتند و در تهران تنها راه پیشنهادی به آنها تماس مستقیم اماراتیها با رهبران یمن اعلام شد و این موضوع به اطلاع شیخ محمد بن راشد رسید و بالاخره اماراتیها پس از یک هفته رایزنی شدید منطقهای به این نتیجه رسیدند که تنها راه نجات از حملات جدید یمنیها تماس مستقیم با مقامات این کشور است.
این تماس روز سهشنبه برقرار شد و مقام یمنی به طرف اماراتی تاکید کرد برای نجات از موج سوم این حمله فقط یک راه وجود دارد آن نیز خروج فوری از این کشور و دست کشیدن از حمایت از شبهنظامیان تکفیری در این کشور است. در حالی که طرف اماراتی خواستار ارائه فرصتی برای خروج بود، اما این درخواست با پاسخ منفی روبهرو گردید. مقام مسوول در وزارت خارجه یمن به صراحت اعلام کرد که فقط یک راه پیش پای طرف اماراتی است و آن نیز خروج فوری و بدون فوت وقت از یمن است. اصرار ویژه طرف یمنی مبنی بر خروج بی قیدوشرط از این کشور هر چند برای اماراتیها سخت بهنظر میرسید و آنها دنبال «توقف آبرومندانه جنگ» بودند، اما محمد بنراشد آلمکتوم، نخستوزیر امارات و امیر دبی بر این باور است که آنها در برابر آینده مسوول بوده و نباید شکوفایی و پیشرفته امارات را فدای دخالتهای بیجا کنند.
این موضعگیری همانگونه که گفته شد سابقهای طولانی دارد و از سال ۲۰۱۸ که اماراتیها حضور فیزیکی در آن را پایان داده و صرفً به فعالیتهای غیرمستقیم در این کشور بسنده کردند در جریان بوده است. با توجه به نگاه حاکم دبی مبنی بر اهمیت بیش از پیش نمایشگاه اکسپو از یک طرف و ارزیابی آنها از ورود مسافران و گردشگران خارجی از زمان حمله اول انصارالله تا حمله دوم که کاهش چشمگیری را نشان میدهد به این نتیجه رسیدند که اگر موج سوم و شاید هم موج چهارم این حمله صورت بگیرد اقتصاد امارات برای همیشه از هم فرو میپاشد و ناامنی ایجادشده باعث میشود تا کسی حاضر نباشد به این کشورک سفر کند.
در سایه چنین مسائل و مواردی است که از روز پنجشنبه شاهد تحولات متعددی در عرصه میدانی یمن هستیم، در حالی که تا روز چهارشنبه خبرهایی مبنی بر حمله عناصر تکفیری وابسته به امارات در شهرستان حریب واقع در استان مأرب به گوش میرسید، اما روز پنجشنبه شاهد پیشروی رزمندگان ارتش و کمیتههای مردمی در شهرستان بیحان در استان شبوه بودیم که منجر به آزادی چند روستا و منطقه شد، جایی که اماراتیها از روز اول با ادعای پاکسازی و کنترل آن وارد شبوه شده بودند حالا خیلی سریع از آن عقبنشینی میکردند. این عقبنشنی با کار تبلیغاتی بسیار سنگین و سخت همراه بود و طبق معمول همیشه از آن بهعنوان بازنشر نیروها یاد میشود.
انتشار چنین اخباری با توجه به تحولات سیاسی پشتپرده که در طول روزهای گذشته اتفاق افتاده بود چندان دور از انتظار نبود؛ اما انتشار اخباری مبنی بر تغییر برخی فرماندهان شبهنظامیان تکفیری العمالقه موضوع دیگری بود که توجه همه را بهخود جلب کرد. در این راستا خبر رسیده که فرمانده تیپ چهارم العمالقه که یکی از سلفیهای جنوبی بوده تغییر و بهجای او یک شمالی فرماندهی را بهدست گرفته است!! به این ترتیب که عبدالهادي بن عبداللطيف القبلي، فرمانده تیپ چهارم العمالقه شد!! تغییرات در این سطح نشان از دو مساله دارد، العمالقه چنان وابسته به امارات هستند که اراده هیج تصمیمگیری را ندارند یا آن اندازه تلفات دادهاند که چیزی از آنها باقی نمانده است.
در این میان انتشار خبری مهم مبنی بر اینکه تیپ پنجم العمالقه که در مناطقی از استان مأرب (بهویژه شهرستانهای العبدیه و حریب) فعالیت میکرد از آنجا عقبنشینی و به عدن حرکت کرده است، جالب توجه است! در مورد اتفاقات و تحولات این روزها میتوان نظریات متعددی را مورد اشاره قرار داد؛ اما بهصورت واضح باید گفت در تحولات این کشور، انصارالله با استفاده از قدرت نظامی و استفاده صحیح و درست از آن، دشمن را وادار به تبعیت از راهبردهای خود کرده است، هرچند قضاوت در این مورد زود است و باید دید آیا خبرهای منتشرشده در این زمینه از استحکام لازم برخوردار بوده و اماراتیها واقعا به این نتیجه رسیده که باید امنیت کشور خودشان را فدای آمال و آرزوهای طرفهای دیگر نکنند یا اینکه این هم بخشی از حقهبازی آنها است...