تنبیه امارات و اتهام ابوظبی به تهران

کریم جعفری
در ابوظبی فکر میکنند که حمله ارتش یمن به زیرساختهای این کشورک زیر سر ایران است و چون زورشان به ایران نمیرسد و از ایران بابت فشار نیاوردن بر صنعا ناراحت هستند، با دعوت از رئیس رژیم صهیونیستی و استقبال ویژه از او میخواهند عصبانیت خود را نشان بدهند!
اماراتیها یک هفته پس از حمله دوم موشکی و پهپادی ارتش یمن به زیرساختهای مختلف این کشورک همچنان در شوک بهسر میبرند، آنها گیج، عصبانی و بههم ریخته هستند و اصولا نمیخواهند، بدانند که خریت و حماقت خودشان باعث شد که یمنیها ماشه را کشیده و این بلا را سرشان در بیاورند. آنها پیش از ورود به شبوه که در اختیار اخوانیها بود طحنون بن زاید را به ترکیه و قطر فرستادند و بعد از آن، محمد بن زاید هم به آنکارا رفت تا ترکها که شرایط اقتصادی خوبی ندارند خریده شوند و حرفی در مورد راندن اخوانیها نزنند.
همین رفتار را در مورد ایران هم داشتند و فکر میکردند که اگر با دست پر به تهران بیایند و عرض ارادت کنند و بگویند که این امتیاز اقتصادی را میدهیم، ایران نیز مانند ترکیه و قطر که دوستان اخوانی را فروختند، انصارالله را خواهد فروخت، اما اینگونه نشد و بلافاصله پس از انتقال نیروها از الحدیده و تعز به شبوه، پیامی به ابوظبی ارسال کرد و آنها را از ماجراجویی برحذر داشت. در این پیام به صراحت آمده بود که تبعات این اقدام برای امارات غیرقابل تحمل است!!
به هر دلیل، از جمله مواردی که پیش از این بارها به آن اشاره کردیم (حمایت مستقیم امریکا از این حمله، مشارکت افسران انگلیسی و استقرار دو سامانه جدید پاتریوت، سرعت عمل در این حمله با موجهای انسانی وسیع که موفقیت را در کمتر از یک هفته تضمین میکرد! و در نهایت باعث گرفتن زمان پاسخگویی از طرف دولت صنعا میشد، اطمینان از قدرت دیپلماتیک خود و اینکه دبی و ابوظبی مانند ریاض و جده نیستند و...) آنها نصیحت صریح و سفارش اکید ایران را مدنظر قرار نداده و جنگ را شروع کردند.
در اینکه آنها چه پاسخی به این پیام ایران در آن زمان دادند، چیزی نمیدانم؛ اما پس از سه هفته از شروع نبرد و هشدارهای متوالی فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی یمن به اماراتیها که حتما هدف حمله قرار خواهید گرفت و بالاخره گرفتند دوباره سراغ ایران آمده و خواستار فشار بر انصارالله برای تکرار نکردن این حملات شدند. پاسخ ایران خیلی خلاصه بود: ما به شما گفتیم و گوش نکردید، این حملات پاسخی به بدعهدی و بدقولی شما به رهبران یمن مبنی بر ترک کامل این کشور است، ما هیچ نقشی در تصمیمگیری یمنیها نداریم.
با این حال، اماراتیها تصور بسیار بدی از موج سوم حمله داشتند و بر این باور بودند در موج سوم بلایی مانند آرامکو بر سرشان درخواهد آمد و به همین دلیل تلاش کردند تا به هر شکل ممکن از تکرار آن جلوگیری کنند. همانگونه که در گزارشهای قبل نوشتیم آنها به سراغ قطر رفته و از این کشور خواستند تا با سران ایران و یمن تماس بگیرند و مانع از حمله سوم شوند. تعهد ضمنی آنها هم این بود که به سرعت نیروهای العمالقه را از مناطق درگیری در شبوه و شهرستان حریب خارج خواهند کرد. قطریها که خود هم ارتباط مستقیمی با یمنیها نداشتند –بهدلیل حمایت کورکورانه از شبهنظامیان اخوانی– دست به دامن ایران شدند.
وزیر خارجه قطر در تهران هم با یک پاسخ روبهرو شد، یمن دولت دارد و ما هیچ نقشی در تعیین سرنوشت این کشور نداریم، خودش دولت و ارتش دارد، ما میتوانیم شرایط تماس را فراهم کنیم؛ اما مداخله نخواهیم کرد. شرایط فراهم شد و پیشنهاد طرف قطری هم داده شد، اما پاسخ شنیدند که اماراتیها خودشان باید درخواست کنند! این یعنی تحقیر دیپلماتیک اماراتیها و چیزی بود که به هیچ عنوان دوست نداشتند وارد آن شوند ولی وقتی موضوع امنیت و برگزاری نمایشگاه اکسپو در میان بود، بهناچار پذیرفتند. آنها در این تماس که بهنظرم یمنیها در سطح معاون وزیر امور خارجه پاسخ دادند، تعهد کردند که تا پنج روز همهچیز به حال عادی باز خواهد گشت.
با همه این احوال، در ابوظبی همه این مسائل زیر سر ایران دیده میشود و آنها بر این باور اشتباه هستند که اگر ایران از یمنیها میخواست!! آنها حمله نمیکردند؛ چراکه موشکها، پهپادها و حتی هدایت!!! دست ایرانیها بود! آنها در حالی که از خود نمیپرسند چرا باید در کشور یمن مداخله نظامی کنند و چرا باید با این ملت وارد جنگ شود که چنین بلایی بر سرشان در بیاید، صرفا انتظار دارند دیگران بابت پول مفتی که دارند هر کاری که گفته شد را انجام دهند. هر چند جرات گفتن اینکه این حملات مانند آرامکو، کار ایران نبود ولی هر چه دوست داشته باشید بهصورت غیررسمی به ایران میگویند.
از آنجایی که سران این کشورک هنوز بچه بوده و مانند دبی و ابوظبی که رشد بادکنی داشته و با یک سوزن (موشک) میترکد فکرشان هم بچهگانه است. آنها با دعوت از رئیس رژیم صهیونیستی برای سفر به امارات و بازدید از نمایشگاه اکسپو –همان جایی که سرتیپ سریع تهدید به حمله به آن کرده بود– میخواهند اعتراض خود به ایران را نشان بدهند. آنها به روی مبارک نمیآورند که هم پول را دادند، هم کتک را خوردند و حالا دارند پیاز را هم میخورند. پول را در سفر طحنون به ایران دادند، کتک را یمنیها زدند و پیاز هم سفر رئیس صهیونیستها است که با تمام بیمزگی این سفر و تبعاتش ناچار به انجام آن شدهاند.
یک تصمیم اشتباه، بازی در زمین امریکا و رژیم صهیونیستی و قرار گرفتن در کنار رژیم سعودی برای اماراتیها هزینه بسیاری را در پی داشت. رئیس رژیم صهیونیستی در سفر به ابوظبی گفته بود که ما برای تامین امنیت امارات در کنار این کشور!! هستیم و بهصورت مشخص این یک فحش دیپلماتیک بهشمار میرود. رژیمی که امنیت خودش را مدیون امریکا است و میداند که اگر امریکاییها منطقه را ترک کنند ظرف چند ماه نابود میشود، حالا قرار است برای اماراتیها امنیت به ارمغان بیاورد!!