توصیه برای هماهنگی پدر و مادر در تربیت فرزند
راضیه علی زاده
والدین وقتی صاحب فرزند میشوند نسبت به او وظایفی دارند و برای رسیدن به آنها باید پدر و مادر با یکدیگر هماهنگ باشند. کودکان و نوجوانان بهسرعت متوجه اختلاف در تربیت فرزند بین والدین خود میشوند. فقدان هماهنگی در تربیت فرزند میتواند باعث اضطراب در کودکان شود چون آنها نمیدانند قانون درست چیست و چهکاری درست یا غلط است. این اضطراب و عدم اطلاع در مورد رفتار درست و غلط میتواند باعث تشدید رفتار بد شود ناهماهنگی بین والدین در تربیت فرزند باعث میشود که کودکان از این خلا سوءاستفاده کرده و در مواقع مشکل به یکی از والدین پناه ببرند که به نفع آنان است. کودک بهسرعت میفهمد که شعلهور کردن آتش اختلاف بین والدینش باعث میشود که تمرکز از روی او برداشته شود و او بهراحتی میتواند از مجازات عملش فرار کند.
علاوه بر این، کودک متوجه میشود که اگر بتواند یکی از والدین را با خود متحد کند، معمولا در این نبرد دو نفره بر والد دیگر غلبه خواهند کرد و تیم آنها برنده میشود. کودک بهطورکلی به فرمانبرداری و اطاعت از خانواده نیاز دارد! در حقیقت اگر نظر پدر چیز دیگری باشد و نظر مادر یکچیز دیگر، کودک گیج میماند که کدام را انجام دهد و اصولا به مشکل بر میخورد. این مشکل بیشتر از اختلافسلیقه و نظر میان زن و مرد پیش میآید و کودک این وسط قربانی میشود.
از اینرو واجب است تمامی زن و شوهرها به تفاهمی در زمینه تربیت فرزندان خود برسند و از یک سبک واحد استفاده نمایند تا بتوانند فرزندی سالم و موفق را تربیت کنند، به عبارتی میتوان گفت هماهنگی والدین در تربیت فرزندان اصلیترین کلید در تربیت است.
یکی از رایجترین اشتباههایی که والدین در تربیت فرزندشان مرتکب میشوند، ناهماهنگی و دو حرف بودن پدر و مادر است. اشتباهی که هم بچهها چوبش را میخورند و هم میتواند باعث ایجاد تنش بین زن و شوهر شده و رابطه دو نفره آنها را به خطر بیندازد.
برای یک تربیت خوب و سالم والدین باید اقتدار قرار داشته باشند؛ اما والدینی که مرتب سر تربیت فرزند بحث میکنند و یکدیگر را زیر سوال میبرند نه اقتدار دارند و نه دانا و توانمند به نظر میرسند؛ بنابراین حتی در جایی که رویه تربیتی شما و همسرتان هماهنگ است باز هم فرزندتان حرف شما را گوش نخواهد کرد. بسیاری از موقعیتهای تربیت فرزند قابل پیشبینی هستند. سعی کنید از قبل موقعیتهای مختلف را بررسی و با توجه به نظر روانشناسان، ارزشهای فردی و خانوادگیتان و ملاحظاتی که دارید، واکنش درست را در مقابل این رفتارها تعریف کنید. بعد درباره این موقعیتها با همسرتان حرف بزنید و به یک موضع مشترک برسید. به این ترتیب همیشه میدانید که در مقابل فرضا دروغگویی یا ناسزاگویی کودک چه عکسالعملی باید نشان بدهید. اگر شیوه برخورد همسرتان مورد تائید شما نیست جلوی کودک سکوت کنید و بعد از آنکه از موقعیت خارج شدید با همسرتان صحبت کنید. به هیچوجه جلوی کودک همسرتان را مواخذه نکرده یا با روش تربیتی او مخالفت نکنید. چون در این صورت کودک میفهمد شما در یک جبهه نیستید و در انجام فرمانهای شما سست میشود.
سعی نکنید در چشم فرزندتان فرشته نجات باشید. ممکن است همسرتان در جایی که نباید، به کودک سخت بگیرد اما این دلیل نمیشود که شما در نقش ناجی ظاهر شوید و مسیر تربیتی همسرتان را منحرف کنید. در غیر این صورت به کودک پیام دادهاید که: (من خوبم و بابات/مامانت بده. منو بیشتر دوست داشته باش). دو تربیتی شدن همیشه تقصیر پدر و مادر نیست. گاهی اطرافیان و اقوام (بهویژه پدربزرگ و مادربزرگ) از روی دلسوزی یا به دلیل تجربه بیشتر سعی میکنند روشهای خودشان را در مقابل فرزند شما اجرا کنند. با احترام مانع از این موضوع شوید. برای آنها توضیح دهید که قانون خانه شما متفاوت است؛ و اینجور وقتها از روش دیگری استفاده میکنید.
گاهی اوقات اختلافنظرها صرفا یک اختلافنظر هستند و درستی و نادرستی درباره آنها صدق نمیکند. در این موارد گذشت داشته باشید تا تربیت فرزند به یک فرآیند خوشایند مشارکتی تبدیل شود