جنگ جهانی غرب و اتحاد شرق

کریم جعفری
وقتی میگویم با جنگ جهانی غرب علیه شرق روبهرو هستیم، از چهچیزی صحبت میکنیم؟ چند روز پیش در این مورد گفتیم که غربیها در تلاش هستند تا ارتشی از مزدوران خود را در اوکراین بهکار بگیرند، ارتشی غیررسمی که تحت فرماندهی رسمی ناتو عمل خواهد کرد و تاکنون صدها نفر از آنها وارد اوکراین شدهاند. این روش جنگنیدن و تشکیل یک ارتش غیررسمی را سالها پیش ابتدا ایران رقم زد، هنگامی که ارتش محمد در بوسنی و هرزگوین برای جنگ علیه صربهای متجاوز بسیج شدند.
با این حال غربیها بهشدت نیازمند تشکیل یک ارتش مزدور در اوکراین هستند، چراکه شیرازه ارتش زلنسکی از هم پاشیده و هیچ فرماندهی مرکزی یا هیچ انسجامی برای ادامه نبرد وجود ندارد، همه قدرت ارتش اوکراین محدود به تمرکز در محدوده شهرها و زدن پاتکهای ناگهانی به ارتش روسیه شده و بهنظر هم نمیرسد که آنها بتوانند خود را بازسازی کنند. در برابر ائتلاف غرب در اوکراین، روسیه هم دست به کار شده است.
رئیسجمهوری روسیه در جلسه شورای امنیت ملی روسیه گفت: اگر میبینید افرادی هستند که بهصورت «داوطلبانه»، نه صرفا برای «پول»، میخواهند بیایند و به مردم ساکن در دونباس کمک کنند، خوب، باید به آنها کمک کنید تا خودشان را به منطقه جنگی برسانند! پس از این اظهارنظر شبکه تلویزیونی دولتی روسیه فیلمی از سوریه پخش کرد که در آن صدها نفر از اعضای قدیمی ارتش و نیروهایی که پیشتر مخالف دولت سوریه بودند و در سپاه پنجم ارتش این کشور سازماندهی شده بودند تقاضای اعزام به اوکراین را دارند.
وزیر دفاع روسیه گفت که در حال حاضر ۱۶ هزار داوطلب که اکثر آنها از خاورمیانه هستند برای کمک به نیروهای دونباس اعلام آمادگی کردهاند. سرگئی شویگو، همچنین پیشنهاد انتقال تسلیحات غربی به غنیمت گرفته شده در اوکراین به جمهوریهای خودخوانده لوهانسک و دونتسک را مطرح کرد که مورد استقبال پوتین واقع شد. او همچنین گفت که غرب در حال تقویت حضور نظامی خود در نزدیکی خاک روسیه است.
بهنظر میرسد جنگ جهانی غرب و شرق در حال وارد شدن به مرحلهای تازه است. در حالی که عدهای از بلندگو به دستها و مخالفان نظام در حال تبلیغ برای جمع کردن سرباز برای جنگ علیه روسیه در اوکراین هستند –مانند صدها نفری که برای جنگ در کنار داعش و جبهه النصره رفتند– در سایر مناطق جهان نیز حضور داوطلبانه و حتی جذبی جنگجو برای نبرد در اوکراین به شکل بسیار جدی مطرح شده است.
بهزودی میتوان از هر 190 کشور جهان افرادی را دید که مانند سوریه در حال جنگ علیه یکدیگر هستند. در حالی که در سوریه مثلا گروهی از مصریها در قالب گردان ملیگرایان عرب سازماندهی شده بودند، صدها اخوانی مصری بهعنوان نیروی رزمی در اختیار داعش و القاعده/جبهه النصره قرار گرفته بودند. این نحوه سازماندهی نیروها و حضورشان در یک منطقه جنگی پس از سوریه به شکل بسیار جدی در حال روی دادن است.
در اوکراین البته برخلاف سوریه سازمانهای امنیتی امریکا و انگلیس بهصورت رسمی در حال سازماندهی و تامین نیرو برای جنگ در اوکراین هستند که در مورد آن پیشتر توضیح دادم. جنگ جهانی فعلی را باید نمونه جدیدی از جنگها برشمرد که هر یک از طرفها بر اساس یک ایدئولوژی و تفکری در حال نبرد علیه طرف دیگر است و مشخص است تبعات این حضورها و مشارکتها به شکل بسیار عمیق به کشورهای دیگر هم کشیده شود.
با همه این احوال کسانی که در طرف اوکراینی میجنگند سرنوشتی به احتمال بسیار زیاد تلخ پیدا خواهند داشت، مانند دهها هزار نفری که برای داعش و جبهه النصره جنگیدند و امروزه زن و فرزند آنها یا پدر و مادرشان هیچ پشتوانهای ندارند در حالی که دولت سوریه همه تلاشش را میکند تا آنهایی که برای کشور وارد میدان جنگ شدند، جان باخته و یا جانباز شدند را تحت پوشش قرار دهد. از آنجایی که شیرازه ارتش و دولت اوکراین از هم پاشیده، چنین انتظاری از دولت این کشور بعید است.