داستان عجیبی که در روزنامه آن عصر منعکس شد
سید قاسم یاحسینی: چندین کتاب درباره تاریخ آموزش و پرورش بندر و شبهجزیره بوشهر و شهرستانهای استان، در سه چهار دهه اخیر منتشر
شده؛ اما تا امروز یک مطالعه مستقل و موردی درباب تاریخ تعلیم و تربیت دختران در
بوشهر و شهرها و روستاهای آن انجام نشدهاست. البته اطلاع دارم که مرتضی کرمی، محقق
دغدغهمند تحقیقی در این زمینه در دست نگارش دارند که امیدوارم هرچه زودتر تمام و
منتشر شود.
تاریخ تعلیم و تربیت دختران در بوشهر و بهخصوص تکاپو برای تأسیس مدارس نوین برای
دختران، از جمله قصههای پر غصهای است که نیاز به بازخوانی داد. هنوز اوراق چندی
از این تاریخ، حتی شناخته نیز نشده است و باید محققان و پژوهشگران با دقت، وسواس و
حوصله بسیار در نشریات قدیمی، اسناد تاریخی و البته بهره بردن از خاطرات شفاهی،
ناگفتههای این تاریخ را کشف، مستندسازی، تحلیل و روایت کنند.
چندی پیش استاد علیرضا مظفریزاده، محقق و پژوهشگر ارجمند و نکتهبین
هماستانی تلفنی به بنده اطلاع دادند که گزارشی از اقدام به تأسیس مدرسه دخترانه
در بوشهر در سال 1302شمسی در روزنامه هفتگی «استخر»، چاپ شیراز یافتهاند. از او تقاضا کردم آن اوراق را برای
من ارسال کنند که لطف کرده و بلافاصله از طریق فضای مجازی برایم فرستادند. متن خبر
را خواندم؛ هم متأسف شدم و هم بسیار متعجب! علت تأسف این بود که در سال 1302 در
بوشهر تلاشی برای تأسیس مدرسهای نوین برای آموزش دختران انجام شد؛ اما با دخالت
چندتن از روحانیون متنفذ بوشهری، این تلاش ناکام ماند و در آستانه تأسیس، همه چیز
رها و به فراموشی سپرده شد؛ اما تعجب من بیشتر بابت مخالفت یکی از روحانیون
خوشنام، مبارز و نسبتا متجدد در زمان خود با تأسیس این مدرسه است. اجازه بدهید با
تکیه بر گزارش روزنامه هفتگی استخر، به صاحب امتیازی و سردبیری شادروان محمدحسن
استخر، ماجرا را بازنویسی تاریخی کنیم.
با تأسیس مدرسه مبارکه مظفری در سال 1317 هجری قمری/ شمسی پسرهای
بوشهری این فرصت و مجال را پیدا کردند تا به مدرسه رفته و درس بخوانند. مدیر این
مدرسه، مردی دانشمند به نام محمدحسین شبانکارهای معروف به سعادت بود که در راه تاسیس،
ادامه و پایداری این مدرسه از خود استقامت، فداکاری و تلاش بسیار کرد.
پس از چندی، دختران و زنان بوشهر که بهدنبال انقلاب مشروطه و تأسیس
مدارس دخترانه چندی در تهران و حتی برخی از شهرهای بزرگ ایران، احساس کردند سرشان
بیکلاه مانده و نیاز دارند برای خود، مدرسهای مستقل از پسرها داشته باشند. البته
در خلال انقلاب مشروطه تا کودتای سوم حوت (اسفند) 1299شمسی، بانو شوکت سلامی اقدام
به تأسیس یک باب مدرسه برای دختران بوشهری کرده بود؛ اما ظاهرا این مدرسه به دلایل
مختلف، از جمله مشکلات مالی و ضمنا فشارهای پنهان و آشکار برخی اشخاص و مراکز سنتی
و قشری، تعطیل شده بود.
با کودتای 1299 و به قدرت رسیدن رضاخان پهلوی بهعنوان سردارسپه و
سپس نخستوزیر ایران، نوعی امید به وصل
به جهان مدرن و اخذ تمدن غربی در میان روشنفکران و تحصیلکردگان ایران آغاز شد که
برخی از مورخان و تحلیلگران ایرانی چنین حرکتی را «تجدد عامرانه» نامیدهاند. در چنین فضایی، برخی از چهرههای مستقل یا وابسته به رضاخان، شروع
به پارهای
اقدامات اصلاحی کردند که یکی از آنها،
تأسیس مدرسه برای پسرها و دخترها بود.
در بندر بوشهر که تجربه مدرسه سعادت نیز وجود داشت، چنین حس و حالی
بهوجود آمد. به گزارش روزنامه استخر، احتمالا از نیمه دوم سال 1301 یکی از چهرههای نظامی وابسته به ارکانِ حربِ ارتشِ
سردارسپه با مساعدت شیخمحمدحسین سعادت، مدیر مدرسه سعادت در بوشهر تلاش کردند
موازی با این مدرسه پسرانه، مدرسهای
نیز برای «بنات» یا همان دختران ایجاد و راهاندازی کنند.
در گام اول، مشکلات مالی برای تدسیس و راهاندازی چنین نهادِ دخترانهِ آموزشی
وجود داشت. شیخمحمدحسین
سعادت تجربه خوبی در این زمینه داشت؛ زیرا در چندسال اول تاسیس مدرسه سعادت، این
نهاد آموزشی تازه تاسیس نیز دچار همین مشکل شده بود که با پیشنهاد موسسخان ارمنی که در آن هنگام یکی از
مقامات مهم و مؤثر گمرک بود، با بستن مبلغ اندکی مالیات روی کالاهای ورودی به گمرک
بوشهر و همچنین اعانه بزرگان، بازرگانان و مقامات با نفوذ بوشهر این مشکل شد و
مدرسه از خطر تعطیل شدن، رهایی پیدا کرد بود.
گرداننده اصلی ماجرا یک نظامی به نام یاورعلی اصغرخان، فرمانده فوج
نظامی مستقر در بوشهر بود. وی با مساعی شیخ محمدحسین سعادت کوشید تا مبلغ قابل
توجهی کمک مالی از بازرگانان، تجار و مشاهیر شهر بوشهر برای تأسیس مدرسه دخترانه
جمعآوری کند. مدتی
طول کشید تا این مبلغ تهیه شد. هرکدام از تجار و رجال برجسته اقتصادی شهر پذیرفتند
که علاوه بر مبلغی بهعنوان نقد، ماهانه نیز مبلغی را بهطور مستمر به این مدرسه
دخترانه اختصاص بدهند. پس از چند هفته یا ماه، بالاخره مبلغی حدود پانصد و هشتاد
(580 ) تومان تجمیع و جمعآوری
شد.
روزنامه استخر هفتگی، در شماره 100، سال هفتم، مورخ: پنجشنبه غُره
(اول) ذیالحجه
الحرام 1342/ 16 جوزا (تیرماه) 1302/ 5 جون 1924، صفحه 7 درباب این عمل و مبالغی
که تجار بوشهری متقبل شده بودند، نوشته است: «از بوشهرـ چندین مدرسه ذکور در بوشهر
قدیما و جدیدا تأسیس یافته که قدیمترین
و مهمترین
آنها مدرسه سعادت
است و بطوری وظایف خود را انجام داده که اهالی بودن مضایقه در تحت یک ضابطه معینی
حقوق مدرسه را پروراندهاند
و تاکنون برخلاف تصورات جاهلانه دو سویه [؟] دشمنان معارف که مدارس جدیده را منافی با دیانت میدانند، طوری در حدود تعلیم و تربیت
اخلاقی و اسلامی از عهده برآمده که احدی نمیتواند حُسن جریان آن را انکار کند، با
پیرایه به دامان معارف و مدارس جدیده ببندد.
آقای [شیخ محمدحسین] سعادت رئیس محترم معارف شدّت احتیاج اهالی را به
داشتن یک مدرسه بنات [دختران] حس کرد و اهالی را مایل و راغب دید بدون تصور هیچ
گونه مانعی در صدد برآمد که با عانت [کمک] جمعی از معارفپروران و دارندگان لوازم و اثاثیه،
مدرسه بنات را تهیه کند و مدزسه را مفتوح نماید.
صورتی [فهرستی] نوشته شد و عدهای از اشخاص به ترتیب ذیل اعانه دادند
و انصاف باید داد که مساعدتهای
یاور علی اصغرخان در جمع آوری
اعانه و تأسیس مدرسه یک عامل مهمی بود.» (استخر هفتگی، همان، ص 7، تأکید از من
است.)
لیست کمک کنندگان و مبلغی که هر کدام اهدا کردند بدین شرح است: «حاج
سیدمحمدرضا تاجر کازرونی، نقداً 100 تومان، ماهانه 3 تومان. آقامیرزا حسنعلی گلشن، نقداً 100 تومان. حاج محمدباقر، نقداً 100 تومان، ماهیانه 3. حکیم الممالک، نقداً 10، ماهیانه 2. معاضدالسلطان، نقداً 5، ماهیانه2. کریم، نقداً 3، ماهیانه 1. حاج محمدرضا، نقداً 50، ماهیانه2. آقامحمدحسن بهبهانی، نقداً 30، ماهیانه2. آقامحمدعلی کمپانی، نقداً 20، ماهیانه 2. آقاعبدالحسین مشلش، نقداً 5، ماهیانه 2. آقاسیدحسین بهبهانی، نقداً 30، ماهیانه 2. حاج رئیس التجار، نقداً 100، ماهیانه 3. آقامحمدعلی مشلش، نقداً 10. خلیل دشتی، نقداً 10. ابراهیم ،کپتان جهاز مظفری،
نقداً 5. حکمران، نقداً 15، ماهیانه2.
جمع کل مبلغ اهدایی 583 تومان».
پولها
و اعانات که گردآوری و تجمیع شد، بلافاصله شروع به خرید لوازم و اثات مدرسه
دخترانه کردند. تا این اقدامات انجام شد، سال جدید 1302 آغاز شد. عجیب است که این
مدرسه را برای دختران بوشهری تاسیس کرده بودند، اما نام و نشان هیچ دختر و زنی در
این میان نیست و هرچه هست، از بانی و مدیر گرفته تا کمککنندگان مالی، همه مرد
بودند. فرضا میدانیم که شوکت سلامی در این هنگام در بوشهر بود؛ اما هیچ نامی از
او در میان نیست. گزارش استخر، صد درصد مردسالارانه است. در آن تاریخ نام بردن از
زنان، چندان موسوم و مرسوم نبوده است. نام زن و دختر، نوعی تابو و از جمله محرمات!
پنداشته میشدهاست.
اما در آستانه تاسیس و راه اندازی ندرسه دخترانه در بوشهر، یک حادثه
غیرمترقبه و پیشبینی نشده اتفاق افتاد و آن مخالفت شدید به تعبیر روزنامه استخر
چند نفر «سید و آخوند» بود! آن چند نفر با دلایلی که برای خود داشتند، چنان مخالفتی
با تأسیس مدرسه دخترانه در بوشهر راه انداختند و چنان اذهان و افکار عمومی را به
خود جلب کردند که تاسیس مدرسه دخترانه در بوشهر عملا منتفی شد! استخر در اینباره
نوشته است: «این مبلغ فراهم شد. اثاثیه را تدارک دیدند. همین که مدرسه خواست رسماً
مفتوح شود، یک باره دو، سه نفر سید و آخوند عوام [...]، که معاش و حفظ مقام خود را
در جهالت و حماقت ابدی مردم تشخیص دادهاند،
حکم واجبالاطاعه عقل کل و مربی بشر حضرت خاتمالانبیا را که فرموده: «طلب العلم
فریضه علی کل مسلم و مسلمه» به طاق فراموشی نهاده، برای جلب خاطر معدودی عوام فریاد
«وا اسلاما» را بلند کردند، علم و تربیت و تهذیب اخلاق دخترها را منافی با شرع و دیانتی
که اساسش بر روی معارف است شهرت، بالاخره با قیل و قال و هیاهوی «دین از کف رفت»
نگذاشتند مدرسه مفتوح شود، دیانت را از میان راه گرفتند و آن را در زاویه جهالت تا
مدتی دیگر پنهان نمودند!» (همانجا).
«مخبر» و خبرنگار روزنامه استخر هفتگی در پایان گزارش خبری خود با تاسف
و تحسر نوشته است: «این است کیفیت تأسیس مدرسه دختراها در یک نقطه مهمی مثل بوشهر
در قرن بیستم. گذشته از هر چیز، ببینید اینگونه حرکات از سلسلهای که خود را هادی افکار و علم هدایت این مردم بدبخت میدانند، در نقطه نظر خارجه چه تأثیری
دارد و تا کجا حیثیات یک ملّتی را برباد میدهید. آیا خارجیها حق ندارند ایران را نیمهوحشی
بدانند و حتماً بر چنین مملکتی قیمومیت کنند؟ مخبر» (همانجا).
و بالاخره روزنامه استخر در پایان گزارش خبرنگار خود، درباب هویت یکی
از روحانیون برجسته بوشهر که مخالف تأسیس مدرسه دخترانه در شهر خود بود، با نوعی
تعجب/ تحبیب و سرزنش نوشت: «اینگونه وقایع حقیقتاً تاسفآور است، بهطوری که انسان واقعا از
انتشارش خجلت دارد و تعجب این است که یک نفر آقای محترمی علمدار مخالفت با تأسیس مدرسه نسوان بوده
که در مدت چند سال اقامت در شیراز قلما و عملا یکی از پیشقدمان تجدد و تنویر افکار
بودند و در قلوب احرار مقام محبوبیتی داشتند و ما نظر به ارادات سابقه فعلا از ذکر
اسمشان خودداری میکنیم
و نمیدانیم
مقتضیات بوشهر از چه نقطه نظر ایشان را وادار به چنین اقدامی برخلاف عقاید خودشان
نموده. ما انتظار داریم که آن شخص جلیل محترم درتحت نظر و مراقبت خود در این امری
که وجودش از مسلمات اولیه است، به تأسیس مدرسه مساعدت کنند و نام نیکی در این خصوص
از خود به یادگار گذارند.» (همانجا).
آن روحانی که محمدحسین استخر از او نامی نبرده است، کسی نیست جز آیتالله
سیدعبدالله مجتهد بلادی بوشهری، روحانی مبارز و مخالف استعمار انگلیس که در اندکی
قبل از هجوم انگلیس به بوشهر در خلال جنگ جهانی اول از بوشهر مهاجرت کرده و ساکن شیراز
شد. ایشان در شیراز مقدما و قلما با انگلیسیها مبارزه کرد و ارتباط نزدیکی با حزب
دموکرات فارس داشت. عجیب اینکه آیتالله
بلادی خود از جمله روحانیون و مجتهدان برحسته طرفدار آموزش و تعلیم و تربیت دختران
بود و چنانکه در جای دیگری به تفصیل نوشتهام، هنگام تشکیل مدرسه بنات نسوان به
همت بانو شوکت سلامی، از جمله روحانیونی بود که فتوا به حلیت مدرسه برای دختران
داد و به این طریق از خانم سلامی پشتیبانی کرد.
اما اگر چنین بود که هست، مخالفت آیتالله بلادی با تأسیس مدرسه دخترانه در
سال 1302 شمسی چه بود؟ اگر در متن خبر دقت کرده باشید، بانی اصلی تأسیس مدرسه
دخترانه در بوشهر یاورعلی اصغرخان بوده است. وی فردی نظامی و وابسته به رژیم کودتای
1299 و از هواداران سردارسپه بوده است. میدانیم که آیتالله بلادی از همان آغاز
روی کار آمدن سردارسپه، با او و اقداماتش مخالف بود. وی سالها بعد، در رمانی به
نام «شیخ و دروسش/ هرچی دیدی هیچی نگو» دست به افشاگری علیه اقدامات میلیتاریستی و
مدرنیستی رضاخان زد. بنابراین به احتمال قوی، علت اصلی مخالفت آیتالله بلادی با
چنین اقدامی، نه مخالفت با تأسیس مدرسه دخترانه در بوشهر که مخالفت با عناصر نظامی
وابسته به حکومت کودتای 1299 بوده است.
بههرحال
رضاخان سردارسپه در آبان ماه 1304 موفق شد بساط دورمان قاجاری را درهم پیچیده و
سلسله جدید پهلوی را بر این حاکم کند. او از همان بدو به قدرت رسیدن، تجددآمرانه
خود را آغاز کرد. در همین راستا بود که در سال 1305 نخستین مدرسه نوین دخترانه را
به مدیریت بانو شوکت سلامی در بوشهر تأسیس کرد و فصل نوینی در تاریخ تعلیم و تربیت
دختران بوشهری آغاز شد.