کد خبر: ۱۶۸۳۲
۲۲:۲۱
۱۴۰۴/۱۰/۱۴

از آدم‌ربایی امریکایی‌ها تا جنگ روس‌ها

از آدم‌ربایی امریکایی‌ها تا جنگ روس‌ها
با این حال، تروریست‌های امریکایی مانند همه جنگ‌هایی که تا به امروز کرده‌اند، سراغ یک دشمن قوی و منسجم نرفتند، آن‌ها تجربه جنگ با ایران و حتی یمن را داشتند و دیدند که چگونه ایرانی‌ها پایگاه‌های آن‌ها را هدف قرار داده و یمنی‌ها نیروی دریایی آن‌ها را متوقف کرده و به اعتراف خودشان، شکست دادند.

 

 کریم جعفری

 

پس از تجاوز تروریست‌های امریکایی به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور این کشور، رسانه‌های امریکایی و غربگرا در حال مقایسه این اقدام تروریستی با عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین هستند، تلاشی برای نشان دادن قدرت ارتش تروریست امریکا. با این حال، برخی از رسانه‌های مستقل دیگر نیز این قیاس را مع‌الفارق دانسته و معتقدند که امریکایی‌ها واقعیت را در نظر نمی‌گیرند. در ادامه با یک نگاه کوتاه و مختصر به هر دو رویداد، مقایسه‌ای با هم خواهیم کرد:

 

اوکراین تا سال ۲۰۲۲ چه بود؟ هشت سال پس از کودتای ناتو در سال 2014، غرب با پول، سلاح و مربیانش اوکراین را تقویت می‌کرد و کشور را به مرکزی قدرتمند علیه روسیه تبدیل می‌کرد. تا آغاز عملیات ویژه، اوکراین ارتشی حدود ۳۵۰ هزار نفره بر اساس استانداردهای ناتو داشت که علاوه بر بروزرسانی تجهیزات باقیمانده از دوران شوروی، پر از تجهیزات غربی بود، با اطلاعات ناتو فعال و تأمین میلیاردی مهمات. از نظر ایدئولوژی: روسوفوبیا به عنوان معنای زندگی، ده‌ها هزار فاشیست با انگیزه که گردان‌هایی مانند «آزوف» از آن‌ها شکل گرفتند.

 

کارخانه‌هایی که در ابتدا برای جنگ بزرگ ساخته شده بودند، به خطوط دفاعی تبدیل شدند. از سال ۲۰۱۴ اوکراین دقیقاً برای جنگ با روسیه آماده می‌شد و این کار را خوب و بدون صرفه‌جویی در منابع انجام می‌داد. فرماندهی ارتش اوکراین را افسران انگلیسی بر عهده داشتند و در کنار عملیات نظامی که قرار بود انجام دهند تا کریمه و مناطق دونباس را از روس‌ها پس بگیرند، قصد داشتند روسیه را تحقیر کرده و با یک سلسله عملیات روانی گسترده و پاتک‌های رسانه‌ای و تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده، راه را برای سرنگونی نهایی روسیه باز کنند. این واقعیتی است که غربی‌ها نمی‌خواهند به آن اشاره کنند.

 

حالا به ونزوئلا نگاه کنیم. ترامپ به کشوری ضعیف، فقیر، گرفتار بحران با ارتش و اقتصاد ضعیف و خیانت نخبگان حمله کرد، در واقع، ونزوئلا در همه ربع قرن گذشته تحریم و تحت فشار بود. بارها و بارها تهدید شد، رهبرانش بارها از ترور جان به در بردند و به شکل هدفمندی در جامعه جهانی زیر فشار قرار داشتند. برخلاف اوکراین که میراثی بزرگ را از شوروی به ارث برده بود و به مدت 8 سال شبانه‌روز توسط ناتو تقویت می‌شد، ونزوئلا یک کشور کشاورزی بود که به واسطه چند دهه استعمار و استثمار کمپانی‌های امریکایی جامعه‌ای روستایی داشت که از زمان روی کار آمدن چاوز، می‌خواست به یک توسعه متوازن برسد.

 

برای اینکه بهتر درک کنید شرایط ونزوئلا چگونه بود، باید این را توضیح دهم که حتی یک کارخانه آردسازی تا سال 2005 در ونزوئلا وجود نداشت! ذرتی که در این کشور تولید می‌شد به امریکا می‌رفت تا آرد شده و دوباره به این کشور برگردد! در واقع مانند همه کشورهای امریکای لاتین، ونزوئلا هم توسط کمپانی‌های امریکایی غارت شده بود تا جایی که تمام راه‌های آسفالته این کشور در ابتدای هزاره سوم به اندازه استان اصفهان ایران نبود! و نیمی از جمعیت این کشور حتی برق هم نداشتند! به نظرم خودتان بهتر می‌دانید اوکراین چه بود و چه داشت...

 

مقایسه چنین عملیاتی با جنگی که روسیه عملاً در برابر کل صنایع دفاعی غرب می‌جنگد، به‌طور ملایم، عجیب است. اینجا نه شرایط برابر است، نه انگیزه قابل مقایسه دشمن، نه عمق آمادگی. در همین رابطه اجازه دهید یک مثال خیلی ساده بزنیم؛ ارتش تا بن دندان مسلح رژیم یهودی در طول دو سال نبرد در غزه، باوجود جنایت‌های هولناکی که تاریخ بشر فقط از تروریست‌های امریکایی سراغ دارد، در برابر یک گروه از چریک‌های فلسطینی و باوجود انهدام کامل باریکه غزه نمی‌تواند پیروز شود برای آزادی اسرا، ناچار به مذاکره می‌گردد! در همین غزه فرمانده یگان دلتافورس امریکا (همان یگان پرادعایی که رئیس جمهور ونزوئلا را دزدید) به دست رزمندگان فلسطینی به هلاکت می‌رسد.

 

با این حال، تروریست‌های امریکایی مانند همه جنگ‌هایی که تا به امروز کرده‌اند، سراغ یک دشمن قوی و منسجم نرفتند، آن‌ها تجربه جنگ با ایران و حتی یمن را داشتند و دیدند که چگونه ایرانی‌ها پایگاه‌های آن‌ها را هدف قرار داده و یمنی‌ها نیروی دریایی آن‌ها را متوقف کرده و به اعتراف خودشان، شکست دادند. مانند همیشه، این مدعیان ابرقدرتی برای «پیروزی کوچک» کشوری ضعیف اما غنی از منابع را در نزدیکی خود انتخاب کردند، آن هم با چه لشکرکشی و با چه هزینه‌ای و در نهایت با چه نتیجه‌ای! بنابراین نباید زیاد به هیاهوی صورت گرفته توسط تروریست‌های امریکایی و هوچی‌های آن‌ها توجه کرد. در حمله به ونزوئلا، کوه ترامپ مانند حمله به ایران و یمن رسماً موش زایید.

 

با این حال، روس‌ها در این زمینه برای خودشان توضیحاتی دارند، برخی از کانال‌های نظامی روسی در این زمینه می‌نویسند: ما هم عملیات‌هایی داشتیم که از نظر کارایی کمتر از آمریکایی‌ها نبودند: کریمه در ۲۰۱۴ بدون خونریزی، سر و صدا و درگیری‌های طولانی؛ ورود سازمان پیمان امنیت جمعی به قزاقستان سریع، سخت و با کمترین تلفات تصرف شد تا جایی که وقتی غربی‌ها به خودشان آمدند دیدند کار از کار گذشته است و این در حالی بود که یگان‌های بزرگی از ارتش اوکراین در این شبه‌جزیره حضور داشتند؛ با این حال، امریکایی‌ها عادت دارند که از کاه کوه بسازند و از هیچ به همه چیز برسند. اگر در ونزوئلا کسی خیانت نمی‌کرد، حتی همین کار را هم نمی‌توانستند انجام دهند.

 

 

ارسال نظر
جدیدترین اخبار