آخرین اخبار:
کد خبر: ۷۸۳
۱۷:۳۹
۱۳۹۴/۰۶/۰۶

تاریخ ترس


بامدادجنوب:
توسعه فراگیر جامعه در گرو به رسمیت شناخته شدن حقوق فردی از جمله حق حیات است. انسان حق دارد ورای جایگاه اجتمایی و اعتقاداتش،نفس کشیده و آزادانه زندگی کند،چرا که تنها در این محیط است که انسانیت متبلور شده و اندیشه‌ورزی پا به عرصه وجود می‌گذارد.

 صیانت از حق حیات حتی در مورد انسان‌های کوچک موجب ارزشمند‌تر شدن انسان‌های بزرگ می‌شود و پویایی و شکوفایی جامعه را به‌همراه دارد اما ترس از این‌که هر لحظه ممکن است جان فرد به‌واسطه چرخش قلم و یا حرکت زبان قدرتمندی، از او ستانده شود،نوید هراس از آینده‌ای نامعلوم می‌دهد. با نگاهی گذرا به تاریخ ایران می‌توان در جای جای آن رد پای ترس را مشاهده کرد. شگفت آن‌که احساس هراس دائمی مختص طبقه اجتمایی ویژه‌ای نبوده است. ترس رعیت از پادشاه و اطرافیان او، هراس پادشاه از شورش رعیت و همچنین طغیان اطرافیان سلطنت، واهمه نزدیکان پادشاه از او و همچنین از یکدیگر و دست آخر هراس رعیت از یکدیگر.

همه و همه به‌روشنی گویای تاریخی پرهراس است. طوفانی دائمی که نه تنها ارکان سلطنت بلکه بافت اجتمایی و فرهنگی جامعه را به‌طور مستمر زیر و زبر می‌کرد. به کارگیری روش‌های خلاقانه در ستاندن جان انسان‌ها، تاریخی را پدید آورد که به تاریخ سخت‌کشی شهرت یافت. بریدن اندام‌های منصور حلاج، کندن پوست مانی، زنده به گور کردن مزدکی‌ها، سرب و نقره گداخته در چشم و گلو ریختن و در دیگ جوشان انداختن تنها نمونه کوچکی از شگردهای مرسوم در ستاندن جان انسان‌ها بدون هیچ بهانه‌ای یا به بهانه‌های واهی به شمار می‌رفت.

 در چنین شرایطی هراس از مرگ، همراه همیشگی افراد بود خاصه این‌که از قدرت اقتصادی و یا سیاسی نیز برخوردار می‌بودند. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا تاریخ ما این‌گونه شد؟ مگر نه این‌که زان پیش که جهان با مفهوم حقوق بشر آشنا شود، ما ایرانیان منشور حقوق انسان را نوشتیم؟ پاسخ را باید در زمینه‌های گوناگون جست‌وجو کرد. از جمله موقعیت جغرافیایی ایران و مورد تاخت و تاز قرار گرفتن دائمی از سوی بیگانگان، فقدان ابزارهای محدود کننده پادشاه و در نتیجه بیرون افتادن مردم از دایره قدرت و ترویج خرافات و اعتقاد روزافزون به موهومات به‌سبب گسترش جهل و نادانی. 
جایگاه والای انسان آنچنان که در آثار به جای مانده از ایران باستان به‌ویژه امپراتوری هخامنشیان مشهود است،در طول تاریخ روز به روز تضعیف شد و فقدان ساختار اجتمایی قوی و منسجم و فرهنگ قبیله ای،منجر به نهادینه شدن ترس در ایرانیان گشت.نباید فراموش نمود که در مقاطعی از تاریخ، بزرگ مردان و شیرزنانی پرده ترس را دریده و حقوق پایمال شده انسانی را طلب کردند اما کلیت جامعه در پشت پرده هراس،روزگار گذراند.همه اینها ایران را نه به جامعه ای انسان مدار،بلکه به جامعه ای هراس مدار رهنمون ساخت و دارندگان زر و زور مالک بی‌چون و چرای جان و مال و ناموس دیگران شدند. در خلال تمامی این تحولات آنچه به فراموشی دائمی سپرده شد، حقوق فرد بود. همان حقوقی که پایه و اساس آن را منشور کورش می‌نامیم.
در نهایت ظهور فردیت و حقوق انسانی کلید پیشرفت اروپا و فقدان آن، مانع توسعه ایران شد.
ما کتاب تاریخ را رو به صفحه‌های نخستین ورق زدیم و تاریخ ترس، تاریخ ما شد.
علیرضا قدربلند – شهریورماه 1394

برچسب‌ها:
علیرضا قدر بلند
ارسال نظر
نظرات شما
M.sh
Germany
۲۳:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
بسیار عالی.
پاسخ
حمدی
Germany
۲۳:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۲۵
عالی
پاسخ
جدیدترین اخبار